یادداشت های محمدرضا اسلامی- - - - - - - - -در ادامۀ یادداشت های ژاپن و وبلاگ ارزیابی شتابزده؛ اینجا تلاشی است برای دیدن آمریکا و ثبت مشاهدات. تحلیل و مقایسه الگوی توسعه هر دو کشور آمریکا و ژاپن و مستندنگاری ها، در حد امکان.ارتباط :
فیشهای نجومی
فیش های نجومی
🔵1- امروز بعد از ظهر خانمی از دانشگاه ویرجینیا تک آمده بود که در حوزه مباحث ترافیک کار می کرد و ارائه (پرزنته) ای داشت در خصوص مدلسازی خروج جمعیت شهری در هنگام اعلام (آلارم) طوفان. شهر شیکاگو و شبکه ترافیکیِ پیرامونش را انتخاب کرده بودند و بر اساس داده های موجود تحلیل کرده بودند زمانی که چند میلیون نفر می خواهند از شهر خارج شوند چه اتفاقاتی (سناریوهایی) رخ می دهد و بر این مبنا مدل پیشنهاد داده بودند.
بعد از پایان جلسه از ایشان پرسیدم چرا بحث "طوفان" را انتخاب کرده اید و مثلاً بحث زلزله را کار نکرده اید. گفت اولاً روی بحثِ زلزله کار زیاد شده ثانیاً که بحث زلزله یعنی بحران "اتفاق افتاده باشد" (خروج بعد از بحران) ولی ما علاقمندیم مدل خروجِ جمعیت را وقتی که بحران هنوز اتفاق نیفتاده کار کنیم. مثل خروج جمعیت از توکیو در جریان بحرانِ نیروگاه فوکوشیما و اعلام خطر (ریسک) آلودگی هسته ای. یکی دیگر از همکاران، از ایشان سوالی پرسید. پاسخ برایم جالب بود ، گفت این "مسئله ای" هست که هنوز حل نشده و در آینده باید حل شود .
این واژه "مسئله (Problem) " در صحبت های این دست آدم ها زیادشنیده می شود. اینها کسانی هستند که خود را "مسئله حل کن (Problem Solver) " می دانند. ذهن هایی که ضمن اِشراف به مرزهایِ دانش، خود را حلال مسئله می دانند . مسائلی که جوامع ، با آن مواجه اند.
🔵2- دو روز پیش ایمیلی رسید که اظهارنامۀ مالی (حقوق) دانشگاه در سال 2016 است (با این عنوان : Annual Salary Report Published). فایل پی. دی. اف. ی در ایمیل اتچ است که در آن حقوق کلیه پرسنل دانشگاه (کارمند و استاد) درج شده است. این کاری است که تقریباً تمامِ دانشگاههایِ آمریکا هر سال انجام می دهند. در جدول، حقوق رئیس گروه عمران را چک کردم. زده بود صد و نود و هشت هزار دلار . یعنی ایشان سال گذشته از دانشگاه حدود دویست هزار دلار حقوق دریافت کرده. به وب سایتِ دانشگاه میشیگان استیت رفتم و حقوق استاد راهنمای قبلی ام که او هم رئیس گروه عمران است را چک کردم. او هم همین حدود دریافتی داشته است. بر اساس این جداول حقوق دانشیار ( Associate Professor ) با حدود هشت یا نه سال سابقه را هم چک کردم. بین نود هزار دلار تا صد و بیست هزار دلار متغییر است.
اینها ارقام وحشتناک زیادی محسوب نمی شود برای یک جامعه ای که شرکت های معظم در آن حضور دارند. ولی اینها برای جامعه ای که انبوهی گرسنه و بی خانمان دارد ، رقم کمی هم نباید انگاشته شود.
🔵3- مسئله اینجاست که ما باید چقدر حقوق در نظر بگیریم برای یک ذهنِ مسئله حل کن، تا بنشیند و بر روی مسائلِ ما متمرکز شود. چه رقمی اگر بدهیم "نجومی" محسوب می شود و چه رقمی اگر ندهیم طرف نمی نشیند تا برایِ ما فکر کند.
یک نگاه ، رویکرد جوامعی بوده که معتقد بوده اند همه باید در حدودِ هم ، برخوردار باشند . یک رویکرد هم جوامعی است که می گویند به نسبت مشارکت در تعالیِ جامعه ، باید برخوردار بود. چه ساختاری صحیح است و چه رویکردی را باید برگزینیم؟ "نسبتِ مشارکت در تعالی جامعه" چگونه و با چه چرتکه ای باید محاسبه شود؟
🔷4- اما سوال اصلی این نیست. چرا که ممکن است مثالهای متعددی بیاورید که مثلا در ژاپن یا سنگاپور یا حتی در برخی دانشگاههای عربستان و دبی به اساتید حقوق بیشتری می دهند. سوال اصلی اینجاست که چرا جریان(مسیر) متداولِ حرکت اساتید از یک زمانی در تاریخ به سمت آمریکا شده است؟ آیا مسئله فقط پول و حقوق و فیش بوده است ؟ یا اینکه «مسائلی» غیر از خالصِ دریافتیِ استاد هم در این ماجرا دخیل بوده؟ اگر آری ، آن «مسائل» چه ها هستند؟ مدتی پیش دوست عزیزی که در مسائل اجتماعی بسیار مطلع هستند و از تهران به نیویورک آمده بودند را ملاقات کردم؛ در خلال صحبت ها ایشان گفت: با وجود اینکه آمریکا کشور امنی محسوب نمی شود، پس چرا همچنان تمایل به حضور در فضاهای آکادمیک این کشور وجود دارد؟ صحبت ها به کتاب #نشت_نشاء امیرخانی رسید. اینکه #امیرخانی در این کتاب لااقل با رویکردی سطحی به این موضوع پرداخته است. اما بعد از #نشت_نشاء چند جلد کتاب با رویکرد تحلیلی (با آمار و ارقام) به این مهم پرداخته اند؟ مستندی در این باره تولید شد به نام #میراث_آلبرتا که فاجعه ای بود در روشِ تحلیل این موضوع . یک کار دم دستی و به شدت سطحی. اما جداً باید نشست و دید ماجرا به غیر از فیش حقوقی چیست؟ چه فوت های کوزه گری در این کار به کار بسته شده که سیستم هنوز هم جذب دارد. آن فوت ها را در حد ممکن ما هم به کار بندیم. در حد ممکن.
https://telegram.me/solseghalam