🔴………. ✍۳⃣.. ⭕️آرمانهای انسانی تمدن سازی

🔴#تبیین_نظام_تمدن_نوین_اسلامی……….✍3⃣

⭕️آرمانهای انسانی تمدن سازی

🔸اهمیت انسان شناسی برای تمدن سازی
تمامی مکاتب دنبال تشکیل مدینه و تمدنی برمبنای فرهنگ بومی خویش (که هر کدام به نوعی کمال مطلوبی برای انسان دارد)هستند و آرمان تمدن سازی و عمق تمدن هر مکتبی چون برای انسان است مبتنی بر انسان شناسی آن مکتب هست . پس برای تبیین نظام تمدن نوین اسلامی ما هم نیازمند به تبیین انسان شناسی قرآن هستیم.در اهمیت بحث امام خامنه ی می فرماید:

🔸دنیا از غرق شدن در مادیگری سودی نبرد؛ دنیا از رواج دادن آزادی‌های جنسی سودی نبرد؛ بشریت از آنچه که حرکتهای مادی در اروپا به وجود آوردند – رهائی از معنویت، رهائی از قیود الهی – سودی نبرد؛ نه عدالت را تأمین کرد، نه رفاه عمومی را تأمین کرد، نه امنیت را تأمین کرد، نه خانواده را حفظ کرد، نه توانست تربیت نسلهای بعدی را بدرستی انجام دهد؛ در همه‌ی اینها ضرر کردند. بله، یک عده‌ای کمپانی‌دارها، بانکدارها و سازندگان سلاح به آلاف و الوف دست پیدا کردند – اینها بود – اما تمدن مادی غرب دستاورد بشری نداشت، دستاورد انسانی نداشت؛ خودشان را خوشبخت نکردند، جوامعی را هم که در زیر سایه‌ی اینها و با تقلید از اینها زندگی کردند، خوشبخت نکردند. پیام انقلاب اسلامی، پیام رهائی از این حرکت بدبختی‌زا و فلاکت‌آور است. توجه به معنویت، توجه به اخلاق الهی، در عین حال پرداختن به نیازهای بشری؛ همان چیزی که در اسلام هست؛ حد متوسط. نه افراط کلیساهای کاتولیکی و ارتدوکسی و سختگیری‌های غلط، نه ولنگاری‌هائی که نقطه‌ی مقابل آن در جوامع غربی بر اثر حرکت مادی‌شان به وجود آمد؛ هیچکدام از اینها درست نیست؛ هر دو غلط است. خط اسلام، خط میانه است؛ خط عدالت است. عدالت یک معنای فراگیر و شاملی دارد. در همه‌ی زمینه‌ها عدالت – یعنی هر چیز را به جای خود نهادن – باید مد نظر باشد؛ خط متوسط انسانی؛ «و کذلک جعلناکم امّه وسطا لتکونوا شهداء علی النّاس».[۱]

⭕️انسان شناسی قرآنی

🔸الف)انسان موجودی دو بعدی
انسان در مبانی قرآن موجودی دو بعدی و دو ساحته است[۲] ساحت و بعد حقیقی انسان همان ساحت انسانی او است البته طبق قرآن این ساحت در هر نوزادی که به دنیا می آید در حد استعدادها و تقویم های بسترساز برای تعالی و رشد کمال حقیقی آن نوزاد در آن نوزاد نهادینه شده است یا به بیان بهتر امکانات سخت افزاری از قبل نهاده شده خالق انسان برای رساندن انسان به کمال و رشد حقیقی انسان است که البته ساحت اصلی انسان ، بعد انسانی او است. (پس بحث های انسان شناسی مبتنی بر این ساحت انسان ، علوم انسانی حقیقی است) ؛ساحت دیگر انسان همین جسم انسان است که هم آغوشته به آن ساحت انسانی اصلی خویش است که باید این استعداد های خویش را شکوفا نماید و هم آغوشته به غرائض و شهواتی است که لازمه ی حفظ و بقاء جسمانی و حیوانی انسان است.

🔸ب)تبیین حکمت دو بعدی بودن انسان
این حقیقت قرآنی یعنی دو ساحتی بودن انسان را می توان تشبیه به آب یخ زده کرد یعنی مثلاً آب یخ‌زده اگر برفرض اینکه بتواند در خود تأمل کند و عمق تأملات او تا حدی شود که نظام خود و شرایط عالم زیر صفر را بفهمد که این شرایط است که او را بی حرکت و غیر قابل انعطاف کرده و مانع بروز استعداد حرکت و لطافت او شده است و باز اگر سطح تأملاتش را عمیق‌تر کند، بازخواهد فهمید، لطافت و حرکت عرضی هم نهایت استعداد او نیست بلکه او استعداد لطافت بیشتر از آن و توانایی اینکه حرکت طولی و عرضی را باهم داشته باشد را هم دارد یعنی در نظامی دیگر می تواند بخار بوده و در آسمان پروازکند؛

🔸ج)معنی حقیقی آزادی و اختیار
و همچنین همین دوبعدی بودن انسان یعنی ساحتی آغوشته به غرائض و شهوات حیوانی و ساحتی سرشار از استعدادهای عمیق انسانی ، بستر ساز و زمینه ساز انسانیت انسان که مساوی با اختیار و آزادی است اختیار یعنی مسیر خیر را انتخاب کردن ، که خیرترین مسیر و رفتارهای انسانی هم به تائید عقل و هم به تائید تجارب عمیق تاریخی انتخاب مسیر و رفتاری است که لذت بی نهایت برای انسان به ارمغان داشته باشد یعنی انسان از تک تک اعضای جسم خویش در مسیرکسب لذایذ بی نهایت و فانی نشدنی بهره و اختیار نماید که همین کمالی مطلوب انسانیت انسان است که با اینکه آزاد است در دو راهی که بین حرکت یا به سوی کسب بی نهایت و یا به سوی کسب لذایذ محدود و ازبین رفتنی ، راه و مسیر مطابق با رشد و کمال خویش را انتخاب کند این معنی اختیار و آزادی قرآنی است که انسان در مسیر خیر یعنی همان مسیر شکوفا کردن استعدادهای انسانی خویش است باشد قرآن نهایت کمال را برای انسان می خواهد قرآن می خواهد انسانی تربیت کند که اسیر و برده ی لذایذ و شهواتی که فلسفه و حکمت وجودی آنها برای حفظ بقاء جمسانی انسان است نشده بلکه می خواهد انسان رفاه شهوانی و مادی را برای شکوفا کردن استعداد های حقیقی و اصلی خویش به کار برد تا به نهایت تکامل و رشد انسانی اش برساند.