کانالی برای تاریخ، تفکر و تمدن
اما من هر چه با خودم فکر کردم نمیتوانستم خودم را راضی کنم که این کتاب را به میجر تحویل بدهم
اما من هر چه با خودم فكر كردم نميتوانستم خودم را راضي كنم كه اين كتاب را به ميجر تحويل بدهم. در اين مورد خيلي فكر كردم و با خودم سر و كله زدم تا اين كه يك روز كتاب را برداشتم و به خانه شيخالشريعه رفتم و گفتم: شما امروز مرجع مسلمين هستيد و اين هم كتابي است كه مثل و نمونهاش در جهان مسلمين پيدا نميشود و حالا يك آدم انگليسي ميخواهد اين را تصاحب كند.
شيخالشريعه وقتي كتاب را ديد بلند شد و نشست و چند اين بار اين كار را تكرار كرد و پرسيد اين همان كتاب است؟
گفتم: بله.
شيخ الشريعه گفت: الله اكبر، لااله الاالله... و بعد كتاب را از من گرفت و تا انتهاي مهلت مقرر پهلوي خودش نگهداشت. اما گفتني اين كه قبل از پايان مهلت با يك قيام و هجوم مردمي كه به سركردگي حاج نجم بقال صورت گرفت حاكم انگليسي يعني ميجر به قتل رسيد و كتاب در خانه شيخ الشريعه باقي ماند و بعد از فوت ايشان به ورثه منتقل شد كه من پس از آن ديگر اطلاعي از اين كتاب ندارم. اما از نسخهاي كه طلبهها با مشاركت هم تهيه كرده بودند و پيش من بود، 12 نسخه ديگر استنساخ شد كه از آن جمله نسخه آيتالله سيد حسن صدر و نسخه آيتالله سيد عبدالحسين شرفالدين است، همچنين نسخههاي ديگري كه نزد افراد ديگري است و نسخه ما امروز در كتابخانه ما در شهر قم است كه البته بنده درقم جزء ديگري را پيدا كردم كه آن هم الان در كتابخانه ماست. تاريخ اين واقعه بين سالهاي 1340 و 1341 هجري قمري ميباشد.
https://telegram.me/tamadone_novine_islami