فلسفه،ادبیات،هنر رها قندی پژوهشگر فلسفه & Lawyer
انسان شناسى در فلسفه اگزیستانسیالیستى گابریل مارسل.. بخش سوم_.. ● هستی در پرده اسرار
انسان شناسى در فلسفه اگزیستانسیالیستى گابریل مارسل
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
بخش سوم_
● هستی در پرده اسرار
در میان ِمفاهیم ِفلسفی مارسل هیچ مفهومی معنایی دشوارتر و غامض تر از مفهوم «هستی» ندارد. به باور ِمارسل هستی تحت مقوله ی راز است نه مسئله؛ «محال است که بتوانیم عقب بایستیم و عالمِ واقع را به نحوی آفاقی بررسی کنیم تا دریابیم کلِ تاریخ بشر، بیشتر به پوچی و بیهودگی شهادت می دهد یا به ارزش!» او هستی را رازآلود، رمزگونه و در پرده ی اسرار توصیف می کند. از نظر او عینی شدن ِهستی غیرممکن است و هستی برهان پذیر نیست. هستی بی واسطه و «روشن به خود» است. ما نمی توانیم هستی را پیش روی خود بگذاریم و از آن پرسش کنیم چون خود غرق در آنیم و به این اعتبار، فهم ِواقعیت محال است. چون واقعیت کامل نیست. ما هرگز نمی توانیم به فهم ِکامل هستی برسیم چون خود در «آفرینش» دخیل هستیم!
از نظر مارسل مرگ با هستی درآمیخته است و از آنجایی که انسان خود جزئی از هستی است مرگ از وجودِ او جدایی ناپذیر است و انسان در هر لحظه و در هر مکان آن را در وجودِ خود حس می کند. با این که مارسل معتقد است رازِ مرگ هرگز برای انسان فاش نخواهد شد اما می گوید با بررسی هستی می توان به این راز نزدیک شد: «انسان نباید در برخورد با رازآمیز بودن هستی، احساس ِحقارت کند، بلکه او می تواند با مراقبه و کشف و شهود و با تفکر و روشی فلسفی و «نه عرفانی» راز هستی را برای خود تا حدی روشن کند.
@toreyejan
https://t.me/joinchat/AAAAAEIjWaThzxPUkWQxCA