نگاه مهدی یزدانی‌خرم به رمان نوشته‌ی.. رمانی در روایت حذف

نگاه مهدی یزدانی‌خرم به رمان #قضیه_ی_رفیق_تولایف نوشته‌ی #ویکتور_سرژ

رمانی در روایتِ حذف. کشتنِ دیگران و مصادره‌ی مفاهیم و تاریخ به نامِ خود. رمانی مهم درباره‌ی ترورها و کشتارهای استالین در نیمه‌ی دوم دهه‌ی سی. رمانی که در روزهای ناآرام خواندم‌اش. ویکتور سرژ یکی از غول‌های ادبیات روسیه است که در ایران چندان شناخته نشده. هرچند او بسیاری آثارش از جمله همین رمانِ «قضیه‌ی رفیق تولایف» را به فرانسه نوشت. رمانی که از قلب مسکوی سرمازده شروع شده و می‌رود به دفترها و زندان‌هایی که مقاماتِ مخلوع در انتظار اعدام مانده‌اند. استالین از اواسطِ دهه‌ی سی میلادی دستور تصفیه‌ی هول‌ناکی را صادر کرد که طی آن عملن اکثر انقلابی‌های قدیمی و حتا وفاداران به خودش اعدام شدند.یکی از دلایلِ شکست‌های متعدد شوروی در جنگ با آلمان را نیز همین اعدام‌ها و حذف بسیاری نیروهای کارآمد می‌دانند که جای‌گزین نداشتند. رمان در هر تکه به روایتِ یکی از این شخصیت‌ها می‌پردازد. رمانی که تقریبن هم‌زمان با «ظلمت نیم‌روز» آرتور کوستلر نوشته شد اما دهه‌ها طول کشید تا به آن شهرت برسد. یکی از دلایل‌اش هم زنده‌گی از هم‌پاشیده‌ی سرژ بود. یک جهان‌وطن واقعی که مدام تبعید و اخراج می‌شد. یکی از بزرگ‌ترین شانس‌های‌اش این بود که با وساطت نویسنده‌گان بزرگی از زندان استالین آزاد و از شوروی اخراج شد. مردی که در ابتدا تمایلاتِ چپ انقلابی داشت ولی ناگهان با واقعیتِ استالین و بولشوویسم رو‌به‌رو شد. جالب این‌که منتقدانی این رمان را تحت‌تاثیر رمان «پترزبورگ» آندره بیه‌لی می‌دانند که آن هم چندی پیش به فارسی منتشر شد. اکثر آدم‌های رمان مابه‌ازای تاریخی دارند و شخص استالین هم با نام «پیشوا» در رمان حاضر است. اثری عمیقن سیاسی و انتقادی که از شعاردادن فراتر رفته و به عمق شخصیت‌ها نزدیک شده. شخصیت‌هایی که بسیاری‌شان برای خوش‌خدمتی انبوهی آدم را کشته یا زندانی کرده‌اند و حالا نوبت به خودشان رسیده. بهانه هم ترورِ عجیب یکی از مدیران به نام تولایف است که بهانه‌ی تصفیه‌ی عظیمی به دست استالین داده. رمان موخره‌ی درخشانی دارد به قلمِ سوزان سونتاگ. سونتاگ از شیفته‌گان این رمان بود و برای احیای‌اش در سطح اول ادبی بسیار تلاش کرد. ویکتور سرژ زنده‌گی چندان بلندی نداشت. پنجاه و هشت سال. در سال ۱۹۴۷ از دنیا رفت در مکزیک. نه چپ‌ها چندان دوست‌اش داشتند، نه راست‌ها. از هر دو جناح دشنام شنید و حتا تهدید شد اما نوشت و حالا یکی از نمادهای ادبیاتِ سیاسی ضدِ توتالیتر است. پیشنهاد می‌کنم حتمن این رمان را دریابید.

#قضیه_ی_رفیق_تولایف
#ویکتور_سرژ
ترجمه‌ی #مهرشید_متولی
#کتاب_سده
@SadePub