شما را نمی‌دانم، اما من خیلی بیشتر از همه‌ی آثار ادبی جدید، از کلاسیک‌ها لذت می‌برم

شما را نمی‌دانم، اما من خیلی بیشتر از همه‌ی آثار ادبی جدید، از کلاسیک‌ها لذت می‌برم. کلاسیک‌ها تکلیفشان با خودشان و با خواننده مشخص است، از میان محک تجربه گذشته‌اند و جای خودشان را بین نسل‌های مختلف باز کرده‌اند.
اشتفان تسوایگ از آن نویسنده‌هایی درجه‌یکی است که از دیرباز در ایران آثارش ترجمه شده اما هیچ‌وقت آن‌طور که باید قدر ندیده است. شاید به این دلیل که اغلب شاهکارهای او کوتاه هستند و ذائقه‌ی کتاب‌خوان ایرانی بیشتر به رمان‌ متمایل است. حالا با انتشار کتاب #انهدام_یک_قلب فرصت تازه‌ای پیش آمده برای آشنایی نسل جوان‌تر با این نویسنده‌ی بزرگ اتریشی و تجدید خاطره‌ی قدیمی‌ترها با او.
#انهدام_یک_قلب شامل پنج داستان است، داستان‌هایی که چند تایی‌شان می‌توانند حتی یک رمان کوتاه تلقی شوند و در سال‌های دور، پیش از انقلاب، گاهی به‌‌صورت کتاب مستقل هم منتشر شده‌اند. «نامه‌ی یک زن ناشناس» معروف‌ترین این داستان‌هاست، روایتی از نویسنده‌ای که روزی یادداشتی از زنی جوان دریافت می‌کند، زنی که بدون اینکه نویسنده بداند، نقش پررنگی در گذشته‌ و سرنوشت او داشته است. «بیست‌ و چهار ساعت از زندگی یک زن»، «بازی خطرناک»، «انهدام یک قلب» و «معلم سرخانه» هم دیگر داستان‌های کتاب‌اند، داستان‌هایی که در هر یک اتفاقی شگفت‌انگیز زمینه‌ی تحول کاراکترها را فراهم می‌آورد و مسیر زندگی‌شان را تغییر می‌دهد. این اتفاق گاه آشنا شدن زنی میان‌سال با پسری جوان سر میز قمار است و
گاه سرخوردگی پیرمردی ثروتمند اما تنها.
مترجم کتاب، دکتر داود نوابی، از آن گوهرهای ناب ترجمه در سرزمین ماست. پیر ترجمه از فرانسه. نثر دکتر نوابی لحن و قوامی دارد درخور اثر تسوایگ و حس‌وحال ترجمه‌های درخشان دهه‌های چهل و پنجاه را به خواننده منتقل می‌کند.
#انهدام_یک_قلب از آن کتاب‌هایی است که هم دوستداران جدی‌تر ادبیات را راضی می‌کند و هم آن‌هایی را که دنبال آثار خوش‌خوان و ماجرامحور هستند.
@Virastaar