حسین جاویددانشجوی دکتریمدیر نشر مشاوره و همکاری در زمینهی همهی مراحل تولید کتاب: ۰۹۱۲۲۴۷۲۸۳۸ صرفاً پیام ضروری و کاری:
راوی شکست رؤیا. نگاهی به رمان «بازماندهی روز» نوشتهی کازوئو ایشیگورو. حسین جاوید
راوی شکست رؤیا
نگاهی به رمان «بازماندهی روز» نوشتهی کازوئو ایشیگورو
حسین جاوید
@Virastaar
کازوئو ایشیگورو، که او را از بهترین نویسندگان انگلیسیزبان دنیا میدانند، در سال ۱۹۵۴ در ناگازاکی ژاپن به دنیا آمد. پنج، شش ساله بود که به همراه خانواده به انگلستان مهاجرت کرد؛ آنجا رشد یافت، درس خواند، و نویسنده شد. اولین اثر منتشرشدهاش «منظر پریدهرنگ تپهها» (۱۹۸۲) نام داشت و بعد از آن «هنرمندی از جهان شناور» (۱۹۸۶) را چاپ کرد. سال ۱۹۸۹ که «بازماندهی روز» انتشار یافت، ایشیگورو راه صد ساله را یک شبه طی کرد و در اوان جوانی بهعنوان یکی از معروفترین و چیرهدستترین داستاننویسان دنیا شناخته شد. «بازماندهی روز» نقطهی عطف کارنامهی ایشیگورو بود و، علاوه بر تمجید عموم خوانندگان و تحسین منتقدان ادبی، جایزهی معتبر «من بوکر» را برای او به ارمغان آورد. این کتاب به دهها زبان ترجمه شده و میلیونها نسخه از آن به فروش رسیده است. آثار دیگر ایشیگورو عبارتاند از: «تسلیناپذیر» (۱۹۹۵)، «وقتی یتیم بودیم،» (۲۰۰۰)، «هرگز رهایم مکن» (۲۰۰۵)، و «Nocturnes» (۲۰۰۹) ــ که در ایران با اسم «شبانهها» انتشار یافته است. نام چهار فیلمنامه هم در فهرست نوشتههای ایشیگورو دیده میشود.
«بازماندهی روز» یک رمان سیاسی است، هرچند بهواسطهی غنای فراوانش هم زمان در چند مسیر حرکت میکند و در همهی آنها هم به یک اندازه موفق است. آغاز ماجرا در سال ۱۹۵۶ است و درواقع روایت یک «باتلر» ــ یا پیشخدمت اعلای انگلیسی ــ از سفر شش روزهاش به «وست کانتری»، غرب انگلستان، است. بخش عمدهی این روایت با فلشبکهای مداوم به گذشته مربوط میشود و بازهی زمانی بین چند سال بعد از جنگ جهانی اول تا چند سال پس از جنگ جهانی دوم را در بر میگیرد. «استیونز»، باتلری که راوی و کاراکتر اصلی ماجراست، بیش از سه دهه در یک خانهی اعیانی بزرگ به نام «سرای دارلینگتن» و نزد اربابی به نام «لرد دارلینگتن» خدمت کرده است. لرد دارلینگتن از اشراف صاحبنفوذ و قدرتمند انگلیسی است و نقش شایانی در وقایع و تصمیمگیریهای سیاسی کشورش بر عهده دارد. کار کردن نزد این ارباب مهم، ثروتمند و دارای کاریزمای سیاسی فرصتی بینظیر بوده تا استیونز هم به کمال مطلوبی که آرزوی هر باتلر طراز اول است برسد ــ یعنی خدمت در یک خانهی ممتاز و تأثیرگذاری هرچند غیرمستقیم در امورات مهم جهانی ــ و هم در خلال خدمت با بسیاری از وقایع سیاسی داخلی و بینالمللی آن روز و سیاستمداران پرنفوذ آن دوران پرآشوب در تاریخ اروپا و جهان آشنا شود؛ همین تجربهی ذیقدر و یگانه پایهی اصلی رمان است.
استیونز، آنچنان که از هر باتلر بزرگ انتظار میرود، هیچ قضاوتی دربارهی وقایعی که شاهدشان بوده و الان راویشان است نمیکند. حتی اینطور به نظر میرسد که او دقیقاً نمیداند پشتپردهی واقعی تلاشهای سیاسی لرد و حضور فراوان سیاستمردان در خانهی او چه بوده است. با وجود این، از روایت او پردهی کاملی از تاریخ جنگ و کشمکشها و مذاکرات و توافقها و اختلافات آن زمان سران اروپا ترسیم میشود.
در کنار این جنبه از رمان یک ماجرای عشقی هم قرار دارد که به شکلی بسیار لطیف و شاعرانه ــ چون غیرمستقیم بیان میشود ــ در زیر متن جریان مییابد. بانویی به نام «میس کنتن» در آن سالها در سرای دارلینگتن مشغول کار بوده و استیونز او را دوست داشته است. البته «تشخص» و ضوابط سختگیرانهی باتلری اجازه نمیدهد این عشق هرگز به زبان بیاید، نه در آن زمان و نه حتی پس از این همه سال. با این حال، نشانههای این عشق در همهی صحنههایی که بین میس کنتن و استیونز میگذرد پیداست و حتی انگیزهی اصلی خود سفر و مقصد آن دیدار مجدد با میس کنتنی است که پس از ازدواج و ترک سرای دارلینگتن در «لیتل کامتن» اقامت گزیده است.
@Virastaar
ادامه در پست بعدی
👇👇👇