از صفحه‌ی فیس‌بوک حسین جاوید

از صفحه‌ی فیس‌بوک حسین جاوید
@Virastyar
در غرب، وقتی از «bestsellers» حرف می‌زنند، دست‌کم فروش چند ده هزار تایی و چه بسا چند صد هزار تایی و میلیونی کتاب‌ها را مد نظر دارند. در ایران، ما واژه‌ی «پرفروش» را آن‌قدر دست‌مالی کرده‌ایم که از معنی واقعی‌اش تهی شده است. همه‌اش مشغول بازی با الفاظ هستیم؛ پرفروش‌ترین کتاب پاساژ ممدآقااینا، پرفروش‌ترین کتاب سایت شفتالوبوک، پرفروش‌ترین کتاب کتاب‌فروشی‌هایی که صاحبانشان مجردند، پرفروش‌ترین کتاب محله‌ی خاله‌ام‌اینا، پرفروش‌ترین کتاب با جلد بنفش‌رنگ، و قس‌علی‌هذا. اگر بررسی کنی، می‌بینی در هر کدام از موارد مشابه بالا کتاب کلاً از پنج تا بیست سی نسخه فروخته!
@Virastyar
ما، از جمله به‌دلیل نوع قوانین مالیاتی‌مان، نظام یکپارچه‌ی عرضه و فروش کتاب نداریم. بنابراین، هیچ‌کس نمی‌تواند مدعی شود می‌داند از هر کتاب دقیقاً چند نسخه در سراسر کشور یا حتی در تهران فروش رفته است. همه‌ی کتاب‌فروش‌ها کتاب‌های نشر متبوعشان را جزو «پرفروش‌ها» معرفی می‌کنند. حتی تیراژهای چاپ‌شده در شناسنامه‌ی کتاب‌ها هم می‌تواند غیرواقعی باشد. اگر هم بخواهیم نسبی نگاه کنیم، پرفروش‌های واقعی در صنعت نشر ما یک مشت کتابِ به قول خودمان «خالتور» هستند که ما با اخ و پیف نگاهشان می‌کنیم، نه این کتاب‌های روشنفکرپسندی که مدام به اسم «پرفروش» در چشممان می‌کنند!
@Virastyar
استفاده از فهرست پرفروش‌ها یک ترفند تبلیغاتی بین‌المللی است؛ من نمی‌گویم ما آن را به‌کل کنار بگذاریم، اما کاری نکنیم که اوضاع از این هم بدتر شود و کلاً مخاطب به هیچ فهرستی اعتماد نکند. بگذاریم واژه‌ی «پرفروش» معنی واقعی‌اش را بازیابد و خریدارها هم بتوانند، دست‌کم کتاب را، آگاهانه انتخاب کنند، نه تحت تأثیر های‌و‌هوی‌های مطبوعاتی و تبلیغاتی.
@Virastyar