این کانال در پی احیای نگاه و تفکری انتقادیست. آنهم با خوانشی متفاوت از علوم انسانی منجمله روانکاوی و فلسفه و جامعه شناسی،بلکه راهی برای یک تفکر انتقادی و رادیکال بگشاید. https://t.me/joinchat/AAAAAEPRYscX8s9o8ft-FA ارتباط با ادمین @Rezamajd1


#یادداشت✍ پویا ایمانی🔶 در این لحظه ها به یاد تمام زندانیان سیاسی و روزنامه نگاران دربند، به یاد آنه

✍ پویا ایمانی …🔶 در این لحظه‌ها به یاد تمام زندانیان سیاسی و روزنامه نگاران دربند، به یاد آنها که به خاطر عقایدشان محبوس اند و شکنجه می‌شوند، آنها که برای آزادی و دوستی و عدالت از دوستان و عزیزان شان دورند، آنها که چون درد داشتند حاضر شدند درد بیشتر بکشند بلکه آدم‌های بی درد و مات و راضی تکانی بخورند. به یاد آنها که جان شان را، بهترین سالهای جوانی شان را در دهه‌ی خونین و سیاه شصت جاگذاشتند، اما شبح شان خواب را از قدرتمندان و حاکمان گرفته. به یاد آن نازنینان بی ادعا که آنقدر به کاری که می‌کردند اعتقاد داشتند که حتا اگر نام شان پای متن شان نمی‌آمد باک شان نبود. به یاد آنان که خشونت مخوف دهه‌ی هفتاد را قهرمانانه پنجه در پنجه افکندند و عقب ننشستند. آنها که نه جنگ و نه سرکوب و نه قتل‌های زنجیره‌ای و نه کاسب کاری و تاجر مسلکی کریه آن دهه‌ها مرعوب شان نکرد. آنها که وقتی سرزمین شان زیر بمب و خمپاره و خاموشی و کمبود و سرما و ضربات کارد و توهین و نفرت اوباش حاکم تکه تکه می‌شد و دست اندازی‌های بی حساب سرمایه‌ی وحشی شهر محبوب شان را از شکل می‌انداخت و بی چهره می‌کرد، نترسیدند، ایستادند و با هر فری ...
  • گزارش تخلف

«یک درس سیزیفی/لاکانی». آیا می‌توان یک درس لاکانی از این اسطوره گرفت؟

درس درک مفهوم و سازوکار رانه، یا سائق؟. چرا که نه، این اسطوره چیزی بیش از اسطوره است، و می‌تواند در رابطه با ما و به ما اطلاعات دقیق بدهد، چگونه؟:. مگر نه این است که لاکان بین هدف رانه و مقصد رانه تمایز قائل است؟ و ارجحیت را به هدف رانه می‌دهد تا مقصد؟ بنای میل به نرسیدن است، عین بنای سنگ سیزیف که به نرسیدن به قله‌ی کوه است، مقصد میل همان سرمنزل نهایی است همان قله‌ی کوه، یا همان ارضاء غایی یکبار برای همیشه، در حالی که هدف میل، قصد و نیت کاریست که در حال انجام آنیم، کار غلطاندن سنگ، یا در واقع بازآفریدن خود از نو و دوباره … یک مسیر دورانی به سوی مقصد و دوباره پی گرفتن راه از مقصد به سوی مقصد جدید، (چرا که هر مقصدی نقطه‌ی آغاز رانه، و تکرار چرخه‌ی آن است) و این مقصد همیشه مقصدی موقت است نه دائمی و برای همیشه، چرا که بنای میل به نرسیدن است، اصلا قرار نیست این میل ارضاء بشه، آنهم برای همیشه، بلکه قرار است تداوم داشته باشد، و هی از نو خود را بازتولید بکند، اگر میل بنا به آنچه وعده داده شده، به مقصد برسد و ارضاء غایی صورت بگیرد، سوژه تمام می‌شود، حرکت تمام می‌شود، و تخیل و فانتزی از کار می‌ا ...
  • گزارش تخلف

«تک گویی تراژیک نیچه و آغاز عصر» پس از «(Nachwelt) فلسفه» …🔶 «مرا واپسین فیلسوف خوانده‌اند، زیرا که واپسین انسان ام

کسی با من سخن نمی‌گوید مگر خودم، و صدای ام چون صدای مردی محتضر به گوش ام می‌رسد، با تو، ای آوای محبوب، با تو، ای واپسین نفسی که نشان از خاطره‌ی سعادت آدمیان با خود داری، بگذار ساعتی دیگر هم با تو باشم، به یاری تو، تنهایی را می‌فریبم و خود را به دست پندار با هم بودن و عشق می‌سپارم، زیرا قلب ام هنوز باور نمی‌دارد که عشق مرده است؛ دل را یارای آن نیست که رعشه‌ی هراسناک تنهاترین تنهایی تنهایی‌ها را تاب آورد، پس مرا وامی دارد تا چنان سخن گویم که گویی دو تن ام. هنوز آیا به من گوش می‌داری ای آوای من؟ زیر لب آیا نفرین می‌کنی؟ آه اگر می‌شد که نفرین ات رگ و پی این جهان از هم بگسلد! جهان اما همچنان برجاست، و، پرشکوه‌تر و سردتر از همیشه، با ستارگان سنگدل اش، خیره در من می‌نگرد. زنده است، کور و خرف، همچون همیشه، وین میان تنها یک چیز می‌میرد-آدمی. و همچنان من به تو گوش می‌دارم، ای آوای محبوب! کسی دیگر، واپسین انسان در این گیتی، می میرد: واپسین نفس، نفس تو، با من خاموش می‌شود؛ ناله‌های کشدار از جگر برمی آرد واپسین انسان رنجیده و اندوهگین، ادیپ …فردریش نیچه،» ادیپ: گفتگوهای واپسین فیلسوف با خودش (گزین ...
  • گزارش تخلف

🔶 - هنوز هم فکر می‌کنم بیشترین آموخته هایم به سالها [یی که] در پاریس [بودم] بر می‌گردد، طوری که می‌توان گفت تحصیلات واقعی من همان

کاری ندارم که مردم در مورد ژک آلن میلر (JAM) چه فکر می‌کنند، به نظر من او بهترین آموزگار بود. او توانایی به راستی معجزه آسایی در شرح و تفسیر دارد: یک صفحه از لکان را می‌خوانید که هیچ از آن سر در نمی‌آورید، بعد با او حرف می‌زنید و نه تنها آن را می‌فهمید، بلکه به نظرتان کاملا واضح می‌آید، و با خودتان می‌گویید «خدای من، چطور مطلبی به این روشنی را نفهمیدم؟» بنابراین باید آشکارا بگویم که لکان من همان لکان میلر است. قبل از میلر واقعا چیزی از لکان نمی‌فهمیدم، و این برایم فرصت خیلی خوبی برای یادگیری بود …- من کاملا با این حرف دلوز موافقم که یک فیلسوف حقیقی وقتی جمله‌ای مثل این می‌شنود که «بیایید در این باره بحث کنیم» واکنش اش این است که «بیایید هر چه سریعتر … فرار کنیم!» یک گفت و گو به من نشان دهید که واقعا ثمر بخش بوده باشد. هرگز پیدا نمی‌کنید! منظورم این است که البته نمونه هایی وجود دارد که فیلسوفی بر فیلسوف دیگر تاثیر گذاشته است، ولی همواره می‌توان اثبات کرد که این‌ها در حقیقت چیزی جز بدفهمی نبوده‌اند … ما فیلسوف‌ها دیوانه‌ایم: بصیرت واحدی داریم که دوباره و دوباره بیانش می‌کنیم …- به عقیده ...
  • گزارش تخلف

🔶 [کودک] به بیرون از خودش پرتاپ می‌شود (fuori di sè gettato)، اما نه مانند دیگر موجودات زنده، به حادثاتی خاص و محیطی معین، بل برای

از این حیث، کودک حقیقتن به هستی و امکان گوش می‌سپارد (possible in ascolto dell essere e del) … به این معنا، کودکی، که رسالت یا استعدادی منحصرن انسانی ست، همچون زمینه و محیط خاص امر ممکن (possible) و امر بالقوه (potenziale) عمل می‌کند. با این حال، این امکان صرفا امکانی منطقی، یعنی چیزی غیرواقعی، نیست. مشخصه‌ی کودک این است که توانش (potenza) خودش است، کودک امکان (possibilitas) خودش را زندگی می‌کند …. جورجو آگامبن، «به سوی فلسفه‌ی کودکی». ---------------------------------. کانال ما را به دوستانتان معرفی بکنید👇 … ...
  • گزارش تخلف

✍ محمد مهدی اردبیلی …هفت‌تپه نمونه‌ی کوچکی است از تجربه‌ی خودآئینی در قانون‌گذاری، و وحدت آزادی و قانون

ایده‌ی شوراهای کارگری اگر از تجارب شکست‌خورده‌ی آن درس گرفته باشیم، و اگر واقعا شوراهای «کارگری» باشند، می‌تواند امکانی تازه‌ باشد برای گشودن انسداد جانفرسای ناشی از دوقطبی اقتصاد دولت‌گرای ناکارآمد و ورشکسته، از یک سو و اقتصاد مبتنی بر بازار آزاد ویرانگر و هار، از سوی دیگر. تجربه‌ی هفت‌تپه، در مقام مهر پایانی بر خوش‌خیالی سی‌ساله‌ی آرمان خصوصی‌سازی در ایران، نه تنها بیانگر فروپاشی این خیال، بلکه برخلاف وراجی‌ها و غرغرهای نهادستیز شایع، اعلامیه‌ای زنده و انضمامی برای چگونگی برون رفت ایجابی-نهادی از آن است. اینکه سرانجام کار چه باشد، چندان مهم نیست، آنچه مهم است شنیدن صدایی است که تاکنون نه تنها شنیده نشده بود، بلکه به نظر، حتی عزمی برای شنیدنش در لابلای هیاهوی حزبی و جناحی مسلط بر فضای سیاسی و اقتصادی کشور وجود نداشت. مابقی ماجرا به خلاقیت، تعهد و تاحدی اقبال کارگران بستگی دارد و البته به بی‌خیالی ما ….. -----------------------------. کانال ما را به دوستانتان معرفی بکنید👇. ...
  • گزارش تخلف

🔶 ضمن خوش آمدگویی به دوستانی که تازه به کانال ما پیوسته‌اند؛ کاری که ما در این کانال می‌کنیم همتراز با کاری است که سقراط با جوانان

قصد ما هم فاسد کردن جوانان است و شوراندن آنها علیه واقعیت‌های مستقر. هدف ما آلوده کردن سیستم تعقل آنها با یک بیماری ای بنام «تفکر انتقادی» است، زمانی که دچار یک چنین عارضه‌ای شدی، به جای تعبد و فرمانبرداری کورکورانه، عصیان و سرکشی عقلانی را پیشه‌ی خود می‌سازی و بجای آری گویی کورکورانه، یاد می‌گیری در زمان مناسب «نه‌ی مقدس» بگویی … بحق بهترین واژه برای توصیف یک چنین وضعیتی «فاسد کردن» است. فاسد شدن از منظر وضعیت موجود و نظم مستقر، یعنی «بیمار بودن»، «نامتعارف بودن»، «بله قربان گو نبودن»، «شک کردن»، «تعقل کردن»، و در نهایت مجهز شدن به «تفکری انتقادی». تمام این خصائل از نظر نظام‌های خودکامه، به معنای بیمار بودن و فاسد بودن است، و ما بر خلاف نظام‌های خود کامه، از این نوع بیماری و فساد، حمایت می‌کنیم و اتفاقا خودمان ویروس آن را تکثیر و منتشر می‌کنیم. آری، ما قصد داریم شما را فاسد کنیم، قصد داریم شما را بیمار کنیم …دشمن هر نظام خودکامه‌ای و هر تفکر متحجری، «آگاهی» است که ما آن را اشاعه می‌دهیم و خواهیم داد. قصد ما مجهز کردن جوانان و زنان و مردان، به سلاح و ابزارهایی برای تغییر عقیده شان است، ...
  • گزارش تخلف

🔶 باز می‌گشتند مردان … فرورفته در هاله‌ای از سکوت، … مسکین و تنگ دست در انتقال و بازگویی تجربه‌ها … آنچه ده سال بعد، در سیل کتاب‌ه

و چیز دندان گیری هم در آن نبود. چرا که تجربه پیش از آن هرگز چنین سراپا نقض نشده بود که تجربه‌ی استراژیک به وسیله‌ی جنگ تاکتیکی، تجربه‌ی اقتصادی به واسطه‌ی تورم، تجربه‌ی تنانه به وسیله‌ی جنگ ماشینی، و تجربه‌ی اخلاقی توسط آنان که در قدرت اند. نسلی که سوار بر درشکه به مدرسه رفته بود اکنون زیر آسمان باز روستایی می‌ایستد که هیچ چیزش از تغییر برکنار نمانده بود مگر ابرها، و زیر این ابرها، بر زمینی آکنده از نیروی ویرانگر رگبارها و انفجارها، جسم نحیف و کوچک انسان قرار داشت …. «فقر و تجربه» والتر بنیامین. ----------------------------. کانال ما را به دوستانتان معرفی بکنید👇 … ...
  • گزارش تخلف

همه می‌دانند؛

✍ حسام محمدی …همه می‌دانند فرهادی ضعیف‌تر از آن است که بشود آن را شاهکاری سینمایی نامید. فیلمی که توانسته بازی خوبی از بازیگران سرشناسی همچون پنه‌لوپه کروز و خاویر باردم بگیرد، اما در مجموع سطح انتظار مخاطب بالاتر از آن است که بتوان با چنین فیلم کم‌محتوایی آن را پوشش داد. اینبار فیلمساز ایرانی در فیلمی تماما اسپانیایی حتی نتوانسته خودش را تکرار کند و در دام قصه‌ای پیش‌پاافتاده و معیوبی گرفتار شده که پس از یک نیمه به آرامی نزول کرده و در شکلی ناامیدکننده به اتمام می‌رسد …داستان همه می‌دانند چندان پیچیده نیست و از همان نیمۀ ابتدایی، مخاطب را به این نتیجه می‌رساند که با فیلمی اساسا کم‌مایه و درمانده از قصه‌گویی، طرف است. فیلم با ناپدید شدن یکی از شخصیت‌های داستان آغاز می‌شود که قرار است در ادامه این رخداد منجر به افشای رازهای درونی دیگر کاراکترهای قصه شود، رازهای کم‌خاصیتی که نه مخاطب را شوکه می‌کنند و نه چیزی به ارزش فیلم می‌افزایند. فرهادی حتی نتوانسته «دربارۀ الی» را تمام و کمال تکرار کند، آنجا که با گم شدن زن جوانی داستان آغاز می‌شود و قضاوت‌ها همزمان با جستجوی دیوانه‌وار آن زن ناپدید ...
  • گزارش تخلف

🔶 زندگی کمدی است، برای کسی که فکر می‌کند و تراژدی است برای کسی که احساس می‌کند …

ویلیام شکسپیر …ژک لاکان: «فرآیند روانکاوی تراژدی زندگی را تبدیل به کمدی می‌کند». با توجه به جمله‌ی بالا از شکسپیر، شاید متوجه شوید که چرا زیگموند فروید پدر روانکاوی، شکسپیر را روانشناس بزرگ نامیده است … -----------------------------. کانال ما را به دوستانتان معرفی بکنید👇 … ...
  • گزارش تخلف

🔶 آدورنو …در نبود تمایزی ریشه‌ای میان اندیشه و واقعیت، (بر خلاف گفته فروید) بهای بسیار دادن به فرآیندهای ذهنی در قیاس با واقعیت نا

اطمینان راسخ به ممکن بودن کسب سلطه بر جهان که فروید آن را، بدون در نظر گرفتن تناسب تاریخی، به جادو نسبت می‌دهد، فقط با شکل واقع بینانه‌تری از سلطه بر جهان خواناست که خود محصول سطح بالاتری از تیزبینی علمی است. تعویض عملکرد محلی و بومی طبیب و حکیم سنتی با تکنولوژی صنعتی فراگیر مستلزم خودآیینی و استقلال تفکر از موضوع‌های آن بود، استقلالی که در کفایت و بسندگی نفس به واقعیت تجلی می‌یافت …. دیالکتیک روشنگری … ...
  • گزارش تخلف

کاراتانی؛ دگرسنجی و پارالاکسی

✍ نویسنده: مراد فرهادپور و صالح نجفی …🔶 با وجود آنکه کتاب کاراتانی حاوی قرائت‌های بدیع و خلاقانه‌ای از فلسفه‌ی کانت است، جذابیت اصلی پروژه‌ی او به کوشش گیرای او جهت بازخوانی نظریه‌ی ارزش یا مفهوم «شکل ارزش» باز می‌گردد. جهت گیری اصلی این تفسیر جدید را می‌توان اینگونه خلاصه کرد: دور شدن از تولید و تولیدگرایی و کارخانه به مثابه مکان اصلی تولید ارزش اضافی و حرکت به سمت حوزه‌ی مبادله و گردش کالا و پول به عنوان حیطه‌ی اصلی تعلق ارزش و ارزش اضافی (هرچند کاراتانی معتقد است خود مارکس نیز در مجلد اول سرمایه، پس از رویارویی با آرای ساموئل بیلی در مورد ماهیت افتراقی ارزش کالاها، در همین جهت گام بر می‌دارد). شاید بتوان بهترین و موجزترین توصیف از نوآوری‌های نظری کاراتانی را در بازخوانی کانت و مارکس در نقل قول ذیل از ژیژک یافت:. «بنا به نظر کاراتانی، هنگامی که مارکس با تقابل میان اقتصاد سیاسی کلاسیک (ریکاردو و نظریه‌ی ارزش کار او- یعنی همتای اقتصادی عقل گرایی فلسفی) و تلاش اقتصاد نئوکلاسیک در جهت تقلیل ارزش به یک موجودیت فاقد جوهر و صرفا برآمده از روابط (بیلی-یعنی همتای اقتصادی تجربی گرایی فلسفی) رو ...
  • گزارش تخلف

یکی نیست بهشان بگوید پدر جان تمام شد!

«فلسفه‌ی تحلیل زبان» مرد، رفت پی کارش. ناقوس مرگ اش از قضا در همان خاکی به صدا در آمد که از آن تغذیه می‌کرد. در خاک انگلستان، و در دانشگاه محافظه کار کمبریج. با «پژوهش‌های فلسفی» ویتگنشتاین و «چطور با واژه‌ها کار انجام دهیم» آستین فلسفه‌ی تحلیلی پوست انداخت و وارد فاز تازه‌ای شد. فازی که دیگر فقط یک قدم با مرگ یا، به تعبیر دقیقتر، «انحلال» فاصله داشت. بماند که بذرهای نوعی نگاه آلترناتیو در بند بند همان «تراکتاتوس» ویتگنشتاین هم پیدا بود. سرنخ تفکرات آستین در باب تحلیل زبانی به جان سرل که رسید دیگر قضیه لوث شده بود. حضرات ماقبل تاریخ در دپارتمان‌های بی مصرف شان مشغول تحلیل گزاره‌ها و منطق بازی‌های لوس ارسطویی-گودلی بودند که جدل مشهور دریدا و سرل بر سر «کنش زبانی» و تقابل performative/constative همچون توفانی از راه رسید و نتیجه را هم که همه می‌دانند: سرل را باد برد! (علاقه مندان می‌توانند به کتاب فوق العاده‌ی Limited Inc و مقاله‌ی درخشان «شرکت الفبا با مسئولیت محدود» در همین کتاب مراجعه کنند. ...
  • گزارش تخلف

🔶 اندیشه در برابر محقق شدن مقاومت می‌کند، اما همچون «علمی افسرده»، لااقل «در حوالی تالارهای خوشبختی» پرسه می‌زند: «اندیشه خوشبختی

هر کس که اجازه ندهد این فکر را از او بگیرند تسلیم نشده است» …. آدورنو «صنعت فرهنگ سازی»، ص.۲۰۳. ------------------------------. کانال ما را به دوستانتان معرفی بکنید 👇 …
  • گزارش تخلف