اندر امیدواری... اندر امیدواری... ۱۶:۵۸ ۱۳۹۷/۰۹/۰۸ بهتر است لال شود صورتم. شعر هم نگویم. رضایت دهم به سکوت که بیشتر به صورتم میآید که صورتم روی زمین است. می دوم با صورتم لای علفها. علفهای شبگرد. علفهای عاشق. تنهایی صورت هایم را بر دوش خود حمل میکنند. سپیده میزند. شهباز پویا. یادکرد «سپیده قلیان» روزنامهنگاری که در کنار کارگران هفتتپه بود و هست. شما نیز شعرهایی که «سپیده» در آنها روشنایی دارد برایم بفرستید تا فریادش بزنیم. ... اندر امیدواری... ۱۶:۵۶ ۱۳۹۷/۰۹/۰۸ سپیده دمی اگر. به پلاک در این خانه رسیدی. پردهها را کنار زن که شمایل تو بی پرده دیدنی ست. در حضور خانه اگر. در حضور خانه کسی نیست. که شمایل تو در حضور دیدنی ست. اگر جهان نابیناست. اگر نمیبیند. زیر پاها تماشای غمگین علفها را. و افتادن پر گنجشکها در حیات مرگ را. پس با چشم تو اگر سپیده بزند. ... اندر امیدواری... ۱۶:۵۰ ۱۳۹۷/۰۹/۰۸ نان. خاک. و آبادی ی ما را بر دیوار فریاد زد. نوشت. زنی سپید. که شرف ((سپیده)) است. تیرداد آتشکار. یادکرد «سپیده قلیان» روزنامهنگاری که در کنار کارگران هفتتپه بود و هست. شما نیز شعرهایی که «سپیده» در آنها روشنایی دارد برایم بفرستید تا فریادش بزنیم. ... اندر امیدواری... ۱۶:۴۸ ۱۳۹۷/۰۹/۰۸ هر سپیده دم. دو پرنده از چشمم پر میکشند. یکی در دهانم آواز یکی در حدقه هایم تخم میگذارد. مهآ محقق. یادکرد «سپیده قلیان» روزنامهنگاری که در کنار کارگران هفتتپه بود و هست. شما نیز شعرهایی که «سپیده» در آنها روشنایی دارد برایم بفرستید تا فریادش بزنیم. اندر امیدواری... ۱۶:۴۴ ۱۳۹۷/۰۹/۰۸ شبهای مثل دوری و دلتنگی. از هول و از سپیده گذر میکند.. تقدیرش از قفا بر او میوزد. و دستهایش تا دروازهٔ ابد. و پوستش چون مه. کشیده میشود. یاد_محمد_مختاری. به انتخاب نسیم بنیکمالی. یادکرد «سپیده قلیان» روزنامهنگاری که در کنار کارگران هفتتپه بود و هست. شما نیز شعرهایی که «سپیده» در آنها روشنایی دارد برایم بفرستید تا فریادش بزنیم. ... اندر امیدواری... ۱۶:۴۰ ۱۳۹۷/۰۹/۰۸ این شرح جان که میآید. نیمی کنار مهتاب و. نیمی سپیده دم روئید هرمز علیپور …یادکرد «سپیده قلیان» روزنامهنگاری که در کنار کارگران هفتتپه بود و هست. شما نیز شعرهایی که «سپیده» در آنها روشنایی دارد برایم بفرستید تا فریادش بزنیم. اندر امیدواری... ۱۶:۳۳ ۱۳۹۷/۰۹/۰۸ گل سرخ. در جستوجوی سپیدهدمان نبود. جاودانه بر سر شاخۀ خویش در پی چیزی دیگر بود …گل سرخ. نه در جستوجوی بصیرت بود و نه تیرگی،. به مرز جسم و خیال. در پی چیز دیگری بود …گل سرخ. در جستوجوی گل سرخ نبود،. ایستاده به جانب آسمان. در پی چیز دیگری بود …. فدریکو گارسیا لورکا. یادکرد «سپیده قلیان» روزنامهنگاری که در کنار کارگران هفتتپه بود و هست …شما نیز شعرهایی که «سپیده» در آنها روشنایی دارد برایم بفرستید تا فریادش بزنیم. ... اندر امیدواری... ۱۶:۲۵ ۱۳۹۷/۰۹/۰۸ آنها را داستان هفت کوتوله و سپید برفیاش به خواب برد. ما با هفت تپه و سپیدهاش بیدار … مانیا صبوری …. یادکرد «سپیده قلیان» روزنامهنگاری که در کنار کارگران هفتتپه بود و هست …شما نیز شعرهایی که «سپیده» در آنها روشنایی دارد برایم بفرستید تا فریادش بزنیم. اندر امیدواری... ۱۶:۱۹ ۱۳۹۷/۰۹/۰۸ […]. سپیدهدم-لوط*پوشیده از طلا. خودش را به پاشنۀ تو میرساند که با آنها. قسم میخورد. با آنها. زخم میزند. با آنها. مینویسد. ______________________________________________________. * Morgen-Lot. جناس ساختۀ سلان از ترکیب Morgen-röte به معنای سپیدهدم یا طلوع. ... اندر امیدواری... ۰۹:۳۹ ۱۳۹۷/۰۹/۰۸ دوباره ستاره فروریخت و ماه به مهر برآمد. دوپاره کن این شب خونین که تیغ سپیدهدمانی هوشیار انصاریفر …. یادکرد «سپیده قلیان» روزنامهنگاری که در کنار کارگران هفتتپه بود و هست …شما نیز شعرهایی که «سپیده» در آنها روشنایی دارد برایم بفرستید تا فریادش بزنیم. اندر امیدواری... ۰۹:۳۴ ۱۳۹۷/۰۹/۰۸ کدام رستخیز. چه سود از آفتاب. بی «سپیده» و شبنم سیروس نوذری …. یادکرد «سپیده قلیان» روزنامهنگاری که در کنار کارگران هفتتپه بود و هست …شما نیز شعرهایی که «سپیده» در آنها روشنایی دارد برایم بفرستید تا فریادش بزنیم. اندر امیدواری... ۰۹:۲۸ ۱۳۹۷/۰۹/۰۸ سپیدهدمان را میجست. و سپیدهدمان نبود.. چهرهی واقعی خود را میجست و مجازش یکسر سرگردان کرد. جسم زیبایی خود را میجست. رگ بگشودهی خود را یافت …لورکا ترجمهی احمد شاملو. به انتخاب هوشیار انصاریفر …. یادکرد «سپیده قلیان» روزنامهنگاری که در کنار کارگران هفتتپه بود و هست …شما نیز شعرهایی که «سپیده» در آنها روشنایی دارد برایم بفرستید تا فریادش بزنیم. ... اندر امیدواری... ۰۹:۲۱ ۱۳۹۷/۰۹/۰۸ سپیده که سر بزند. نخستین روز روزهای بی تو. آغاز میشود آفتاب سرگشته وپرسان. تا مرا کنار کدام سنگ. تنها باید به تماشای سوسنی نوزاد. به نخستین دره سرگشتی هام. در اندیشه تو ام. که زنبقی به جگر میپروری. و نسترنی به گریبان. که انگشت اشارهات. به تهدید بازیگوشانه. ... اندر امیدواری... ۲۳:۵۱ ۱۳۹۷/۰۹/۰۷ به رنجها. سپیده. گاه نور که رویاش از پی به خواب میگذرد. مجید فروتن …. یادکرد «سپیده قلیان» روزنامهنگاری که در کنار کارگران هفتتپه بود و هست …شما نیز شعرهایی که «سپیده» در آنها روشنایی دارد برایم بفرستید تا فریادش بزنیم. اندر امیدواری... ۲۳:۴۷ ۱۳۹۷/۰۹/۰۷ رازقی، بر وکالت صبح. سحر سپیده. بر زمزمه فیروزه دارد پیچیده به کوه. که پیکر سبابه. از تیغ آفتاب. رازها به دامنه میکشد …شعر ابراهیم ناصری. (کتاب ابراهیم _ انتشارات هشت) …. یادکرد «سپیده قلیان» روزنامهنگاری که در کنار کارگران هفتتپه بود و هست …شما نیز شعرهایی که «سپیده» در آنها روشنایی دارد برایم بفرستید تا فریادش بزنیم. ... اندر امیدواری... ۲۳:۱۵ ۱۳۹۷/۰۹/۰۷ مثل سپیدهدم. مثل همیشه پاک. مثل همیشه یاد تو با من … م. آزاد …. یادکرد «سپیده قلیان» روزنامهنگاری که در کنار کارگران هفتتپه بود و هست …شما نیز شعرهایی که «سپیده» در آنها روشنایی دارد برایم بفرستید تا فریادش بزنیم. اندر امیدواری... ۲۳:۱۱ ۱۳۹۷/۰۹/۰۷ سپیده. کشندهی خدایان بود. وقتی که تنها در جریان صدا. بی شعله میشدند …. بهنود بهادری- مد مژه …. یادکرد «سپیده قلیان» روزنامهنگاری که در کنار کارگران هفتتپه بود و هست …شما نیز شعرهایی که «سپیده» در آنها روشنایی دارد برایم بفرستید تا فریادش بزنیم. ... اندر امیدواری... ۲۳:۰۷ ۱۳۹۷/۰۹/۰۷ گاه طلوع تو بود. لحظهی اول جهان. سپیدهای به آنی خواب شبانه را جارو کرد. ستاره شدم. در سایهات که چشم گشودم. عادل بیابانگرد جوان …. یادکرد «سپیده قلیان» روزنامهنگاری که در کنار کارگران هفتتپه بود و هست …شما نیز شعرهایی که «سپیده» در آنها روشنایی دارد برایم بفرستید تا فریادش بزنیم. ... اندر امیدواری... ۲۳:۰۳ ۱۳۹۷/۰۹/۰۷ نامات. گلواژهای به سپیدای ماهتاب و سپیده است. با عطر باغ اطلسی و دشتهای گرم شببوهای دشتستان …نامات گل هزار بهار نیامده است. نامات تمام شبهایم. و گسترهی خمیدهی رویاهایم را. پر میکند. و در دهانام. مانند ماه در حوض. مد میشود …نامات در چشمانام. چون لاله، سرخ. چون نسترن، سپید. ... اندر امیدواری... ۲۳:۰۱ ۱۳۹۷/۰۹/۰۷ در خود میغلتند. دانههای عشق و آزادی. از سپیده دمان زمان اینک میپکند. در لمبران مادر. و گر میگیرد او. خاک این جاست. باریکهی زهدان. زمینی که میرمبد …مردمان انار. ندا خوری. ترجمه محمدرضا فرزاد. به انتخاب محمدرضا فرزاد عزیز. ‹ 6 7 8 9 10 11 12 ›
اندر امیدواری... ۱۶:۵۸ ۱۳۹۷/۰۹/۰۸ بهتر است لال شود صورتم. شعر هم نگویم. رضایت دهم به سکوت که بیشتر به صورتم میآید که صورتم روی زمین است. می دوم با صورتم لای علفها. علفهای شبگرد. علفهای عاشق. تنهایی صورت هایم را بر دوش خود حمل میکنند. سپیده میزند. شهباز پویا. یادکرد «سپیده قلیان» روزنامهنگاری که در کنار کارگران هفتتپه بود و هست. شما نیز شعرهایی که «سپیده» در آنها روشنایی دارد برایم بفرستید تا فریادش بزنیم. ...
اندر امیدواری... ۱۶:۵۶ ۱۳۹۷/۰۹/۰۸ سپیده دمی اگر. به پلاک در این خانه رسیدی. پردهها را کنار زن که شمایل تو بی پرده دیدنی ست. در حضور خانه اگر. در حضور خانه کسی نیست. که شمایل تو در حضور دیدنی ست. اگر جهان نابیناست. اگر نمیبیند. زیر پاها تماشای غمگین علفها را. و افتادن پر گنجشکها در حیات مرگ را. پس با چشم تو اگر سپیده بزند. ...
اندر امیدواری... ۱۶:۵۰ ۱۳۹۷/۰۹/۰۸ نان. خاک. و آبادی ی ما را بر دیوار فریاد زد. نوشت. زنی سپید. که شرف ((سپیده)) است. تیرداد آتشکار. یادکرد «سپیده قلیان» روزنامهنگاری که در کنار کارگران هفتتپه بود و هست. شما نیز شعرهایی که «سپیده» در آنها روشنایی دارد برایم بفرستید تا فریادش بزنیم. ...
اندر امیدواری... ۱۶:۴۸ ۱۳۹۷/۰۹/۰۸ هر سپیده دم. دو پرنده از چشمم پر میکشند. یکی در دهانم آواز یکی در حدقه هایم تخم میگذارد. مهآ محقق. یادکرد «سپیده قلیان» روزنامهنگاری که در کنار کارگران هفتتپه بود و هست. شما نیز شعرهایی که «سپیده» در آنها روشنایی دارد برایم بفرستید تا فریادش بزنیم.
اندر امیدواری... ۱۶:۴۴ ۱۳۹۷/۰۹/۰۸ شبهای مثل دوری و دلتنگی. از هول و از سپیده گذر میکند.. تقدیرش از قفا بر او میوزد. و دستهایش تا دروازهٔ ابد. و پوستش چون مه. کشیده میشود. یاد_محمد_مختاری. به انتخاب نسیم بنیکمالی. یادکرد «سپیده قلیان» روزنامهنگاری که در کنار کارگران هفتتپه بود و هست. شما نیز شعرهایی که «سپیده» در آنها روشنایی دارد برایم بفرستید تا فریادش بزنیم. ...
اندر امیدواری... ۱۶:۴۰ ۱۳۹۷/۰۹/۰۸ این شرح جان که میآید. نیمی کنار مهتاب و. نیمی سپیده دم روئید هرمز علیپور …یادکرد «سپیده قلیان» روزنامهنگاری که در کنار کارگران هفتتپه بود و هست. شما نیز شعرهایی که «سپیده» در آنها روشنایی دارد برایم بفرستید تا فریادش بزنیم.
اندر امیدواری... ۱۶:۳۳ ۱۳۹۷/۰۹/۰۸ گل سرخ. در جستوجوی سپیدهدمان نبود. جاودانه بر سر شاخۀ خویش در پی چیزی دیگر بود …گل سرخ. نه در جستوجوی بصیرت بود و نه تیرگی،. به مرز جسم و خیال. در پی چیز دیگری بود …گل سرخ. در جستوجوی گل سرخ نبود،. ایستاده به جانب آسمان. در پی چیز دیگری بود …. فدریکو گارسیا لورکا. یادکرد «سپیده قلیان» روزنامهنگاری که در کنار کارگران هفتتپه بود و هست …شما نیز شعرهایی که «سپیده» در آنها روشنایی دارد برایم بفرستید تا فریادش بزنیم. ...
اندر امیدواری... ۱۶:۲۵ ۱۳۹۷/۰۹/۰۸ آنها را داستان هفت کوتوله و سپید برفیاش به خواب برد. ما با هفت تپه و سپیدهاش بیدار … مانیا صبوری …. یادکرد «سپیده قلیان» روزنامهنگاری که در کنار کارگران هفتتپه بود و هست …شما نیز شعرهایی که «سپیده» در آنها روشنایی دارد برایم بفرستید تا فریادش بزنیم.
اندر امیدواری... ۱۶:۱۹ ۱۳۹۷/۰۹/۰۸ […]. سپیدهدم-لوط*پوشیده از طلا. خودش را به پاشنۀ تو میرساند که با آنها. قسم میخورد. با آنها. زخم میزند. با آنها. مینویسد. ______________________________________________________. * Morgen-Lot. جناس ساختۀ سلان از ترکیب Morgen-röte به معنای سپیدهدم یا طلوع. ...
اندر امیدواری... ۰۹:۳۹ ۱۳۹۷/۰۹/۰۸ دوباره ستاره فروریخت و ماه به مهر برآمد. دوپاره کن این شب خونین که تیغ سپیدهدمانی هوشیار انصاریفر …. یادکرد «سپیده قلیان» روزنامهنگاری که در کنار کارگران هفتتپه بود و هست …شما نیز شعرهایی که «سپیده» در آنها روشنایی دارد برایم بفرستید تا فریادش بزنیم.
اندر امیدواری... ۰۹:۳۴ ۱۳۹۷/۰۹/۰۸ کدام رستخیز. چه سود از آفتاب. بی «سپیده» و شبنم سیروس نوذری …. یادکرد «سپیده قلیان» روزنامهنگاری که در کنار کارگران هفتتپه بود و هست …شما نیز شعرهایی که «سپیده» در آنها روشنایی دارد برایم بفرستید تا فریادش بزنیم.
اندر امیدواری... ۰۹:۲۸ ۱۳۹۷/۰۹/۰۸ سپیدهدمان را میجست. و سپیدهدمان نبود.. چهرهی واقعی خود را میجست و مجازش یکسر سرگردان کرد. جسم زیبایی خود را میجست. رگ بگشودهی خود را یافت …لورکا ترجمهی احمد شاملو. به انتخاب هوشیار انصاریفر …. یادکرد «سپیده قلیان» روزنامهنگاری که در کنار کارگران هفتتپه بود و هست …شما نیز شعرهایی که «سپیده» در آنها روشنایی دارد برایم بفرستید تا فریادش بزنیم. ...
اندر امیدواری... ۰۹:۲۱ ۱۳۹۷/۰۹/۰۸ سپیده که سر بزند. نخستین روز روزهای بی تو. آغاز میشود آفتاب سرگشته وپرسان. تا مرا کنار کدام سنگ. تنها باید به تماشای سوسنی نوزاد. به نخستین دره سرگشتی هام. در اندیشه تو ام. که زنبقی به جگر میپروری. و نسترنی به گریبان. که انگشت اشارهات. به تهدید بازیگوشانه. ...
اندر امیدواری... ۲۳:۵۱ ۱۳۹۷/۰۹/۰۷ به رنجها. سپیده. گاه نور که رویاش از پی به خواب میگذرد. مجید فروتن …. یادکرد «سپیده قلیان» روزنامهنگاری که در کنار کارگران هفتتپه بود و هست …شما نیز شعرهایی که «سپیده» در آنها روشنایی دارد برایم بفرستید تا فریادش بزنیم.
اندر امیدواری... ۲۳:۴۷ ۱۳۹۷/۰۹/۰۷ رازقی، بر وکالت صبح. سحر سپیده. بر زمزمه فیروزه دارد پیچیده به کوه. که پیکر سبابه. از تیغ آفتاب. رازها به دامنه میکشد …شعر ابراهیم ناصری. (کتاب ابراهیم _ انتشارات هشت) …. یادکرد «سپیده قلیان» روزنامهنگاری که در کنار کارگران هفتتپه بود و هست …شما نیز شعرهایی که «سپیده» در آنها روشنایی دارد برایم بفرستید تا فریادش بزنیم. ...
اندر امیدواری... ۲۳:۱۵ ۱۳۹۷/۰۹/۰۷ مثل سپیدهدم. مثل همیشه پاک. مثل همیشه یاد تو با من … م. آزاد …. یادکرد «سپیده قلیان» روزنامهنگاری که در کنار کارگران هفتتپه بود و هست …شما نیز شعرهایی که «سپیده» در آنها روشنایی دارد برایم بفرستید تا فریادش بزنیم.
اندر امیدواری... ۲۳:۱۱ ۱۳۹۷/۰۹/۰۷ سپیده. کشندهی خدایان بود. وقتی که تنها در جریان صدا. بی شعله میشدند …. بهنود بهادری- مد مژه …. یادکرد «سپیده قلیان» روزنامهنگاری که در کنار کارگران هفتتپه بود و هست …شما نیز شعرهایی که «سپیده» در آنها روشنایی دارد برایم بفرستید تا فریادش بزنیم. ...
اندر امیدواری... ۲۳:۰۷ ۱۳۹۷/۰۹/۰۷ گاه طلوع تو بود. لحظهی اول جهان. سپیدهای به آنی خواب شبانه را جارو کرد. ستاره شدم. در سایهات که چشم گشودم. عادل بیابانگرد جوان …. یادکرد «سپیده قلیان» روزنامهنگاری که در کنار کارگران هفتتپه بود و هست …شما نیز شعرهایی که «سپیده» در آنها روشنایی دارد برایم بفرستید تا فریادش بزنیم. ...
اندر امیدواری... ۲۳:۰۳ ۱۳۹۷/۰۹/۰۷ نامات. گلواژهای به سپیدای ماهتاب و سپیده است. با عطر باغ اطلسی و دشتهای گرم شببوهای دشتستان …نامات گل هزار بهار نیامده است. نامات تمام شبهایم. و گسترهی خمیدهی رویاهایم را. پر میکند. و در دهانام. مانند ماه در حوض. مد میشود …نامات در چشمانام. چون لاله، سرخ. چون نسترن، سپید. ...
اندر امیدواری... ۲۳:۰۱ ۱۳۹۷/۰۹/۰۷ در خود میغلتند. دانههای عشق و آزادی. از سپیده دمان زمان اینک میپکند. در لمبران مادر. و گر میگیرد او. خاک این جاست. باریکهی زهدان. زمینی که میرمبد …مردمان انار. ندا خوری. ترجمه محمدرضا فرزاد. به انتخاب محمدرضا فرزاد عزیز.