آدرس کانال تلگرام @deklamehayepirbadian @Dklmerp اینستاگرام https://www.instagram.com/deklamerezap/


بغض دارد سینه‌ام حال سه تارم خوب نیست. هرکه هستی دور باش اینجا کنارم خوب نیست

صحنه‌ی تکرار بدرود و طلاق ریل هاست. چشم خیس و کوپه و سوت قطارم خوب نیست. تا دلم این شور را از کوک سازم می‌رود. بین این شوریدگی «فا» ی بکارم خوب نیست. آه‌ای تبریز من از قول مولانا بگو. بعد شمسش رونق شعر و شعارم خوب نیست. از من شاعر که پرسی مثنوی هم درد داشت. هرچه دارم شعر بود، دار و ندارم خوب نیست. حال و روزم خوب نیست، روزگارم خوب نیست. ...
  • گزارش تخلف

می‌دانم.. حالا سال هاست که دیگر هیچ نامه‌ای به مقصد نمی‌رسد

حالا همه می‌دانند که همه‌ی ما یک طوری غریب. یک طوری ساده و دور. وابسته‌ی دیر سال بوسه و لبخند و علاقه‌ایم …. آن روز. همان روز که آفتاب بالا آمده بود. دفتر مشق ما. هنوز خواب عصر جمعه را می‌دید …ما از اول کتاب و کبوتر. تا ترانه‌ی دلنشین پریا. ری را و دریا را دوست می‌داشتیم …. ...
  • گزارش تخلف

اگر داغ رسم قدیم شقایق نبود. اگر دفتر خاطرات طراوت پر از ردپای دقایق نبود. اگر ذهن آیینه خالی نبود

اگر عادت عابران بی خیالی نبود. اگر گوش سنگین این کوچه‌ها. فقط یک نفس می‌توانست. طنین عبوری نسیمانه را به خاط سپارد. اگر آسمان می‌توانست، یکریز. شبی چشمهای درشت تو را جای شبنم ببارد. اگر رد پای نگاه تو را باد و باران. از این کوچه‌ها آب و جارو نمی‌کرد. اگر قلک کودکی لحظه‌ها را پس انداز می‌کرد. ...
  • گزارش تخلف

باران کم کم از نفس افتاده‌ی بهار!.. بر پشت بام خانه‌ی من آمدی چه کار؟

حسی برای تازه شدن نیست در دلم. از آسمان ساکت شعرم برو کنار. از دست‌های خشک تو آبی نمی‌چکد. بیزارم از دو قطره‌ی با منت ات، نبار. -. باغی که زیر پای تو پژمرد و دم نزد. اندام زخم خورده‌ی من بود روزگار!. «بر ما گذشت نیک و بد اما …» تو بی خیال. پاییز باش و بعد زمستان، چرا بهار؟. ...
  • گزارش تخلف

اجازه هست بگویم: سلام! حال شما؟. که باز وصل شود سیم اتصال شما؟

اجازه هست بگویم که باز دخترکی. نشسته بین ورق‌های آس فال شما؟. سلام خوب‌ترین اتفاق ناممکن. که آتشم زده دریاچه‌ی خیال شما!. ببخش حضرت آقا! ولی فقط یک بار. بگو نبودن من در دل زلال شما،. به درد خورد؟ دوای جنونتان شده است؟. ...
  • گزارش تخلف

از دستهای گرم تو.. کودکان توأمان آغوش خویش.. سخنها می‌توان گفت

غم نان اگر بگذارد. * * *. نغمه در نغمه در افکنده. ای مسیح مادر ای خورشید. از مهربانی بی دریغ جانت. با چنگ تمامی ناپذیر تو سرودها می‌توانم کرد. غم نان اگر بگذارد. * * *. رنگها در رنگها دویده.
  • گزارش تخلف

من به روشن‌ترین کلمات پروردگار پناه آورده‌ام. نان و آرامش برای ملتم. صبوری، سکوت، گمنامی و هوا …

برای خودم!. و خوابی خوش. برای همه عزیزانی که از اینجا رفته‌اند. سرپناه. بودنی. بوده‌ها. ها. ای نجات دهنده بینا پس کی خواهی آمد. من به روشن‌ترین کلمات پروردگارم پناه آورده ام-سید علی صالحی-دکلمه رضا پیربادیان …لینک کانال دکلمه‌های رضا پیربادیان. ...
  • گزارش تخلف