آدرس کانال تلگرام @deklamehayepirbadian @Dklmerp اینستاگرام https://www.instagram.com/deklamerezap/


من غلام قمرم غیر قمر هیچ مگو. پیش من جز سخن شمع و شکر هیچ مگو.. سخن رنج مگو جز سخن گنج مگو

ور ازین بیخبری رنج مبر هیچ مگو. دوش دیوانه شدم عشق مرا دید و بگفت. آمدم نعره مزن جامه مدر هیچ مگو. گفتم ای عشق من از چیز دگر می‌ترسم. گفت آن چیز دگر نیست دگر هیچ مگو. من به گوش تو سخن‌های نهان خواهم گفت. سر بجنبان که بلی جز که به سر هیچ مگو. قمری جان صفتی در ره دل پیدا شد. در ره دل چه لطیفست سفر هیچ مگو. ...
  • گزارش تخلف

اثری از: ازدمیر آصاف,‌تر جمه سیامک تقی زاده …. دیگر همانند گذشته دلتنگ‌ات نمی‌شوم!

حتی دیگر گاه به گاه گریه هم نمی‌کنم،. در تمام جملاتی که نام تو در آنها جاری‌ست،. چشمانم پر نمی‌شود. تقویم روزهای نیامدنت را هم دور انداخته‌ام. کمی خسته‌ام، کمی شکسته. کمی هم نبودنت، مرا تیره کرده است. اینکه چطور دوباره خوب خواهم شد را هنوز یاد نگرفته‌ام،. و اگر کسی حالم را بپرسد، تنها می‌گویم خوبم!. اما مضطربم. ...
  • گزارش تخلف

دوست دارم ترا و می‌دانم که از این قصه سخت غمگینی. مرد رویای هر شبت را در طالع نحس من نمی‌بینی

دوست داری که با کسی جز من زین کنی اسب آرزوها را. تا که روزم سیاهتر بشود بسپاری به باد موها را. دوست داری به نم نم باران بزدایی غبار یادم را. دوست داری که با خودت ببری روزهای همیشه شادم را. خواب می‌بینی از تو دل کندم در پی ات سایه سیاهی نیست. گم شدم در هزارتویی که به تو در انتهاش راهی نیست. برسی ای تمام حسرت من کاش روزی به آرزوهایت. تا که هر دو به کام دل برسیم جان دهم روی دار موهایت. از تو دلگیر نیستم بانو، دلت از من اگر فراری شد. ...
  • گزارش تخلف

ده سال بعد از حال این روزام. با کافه‌های بی تو در گیرم. گفتم جهان بی تو ینی مرگ

ده ساله رفتی و نمیمرم. ده سال بعد از حال این روزام. تو، توو آغوشه یکی خوابی. من گفتم و دکتر موافق نیست!. تو بهتر از قرصای اعصابی. ده سال بعد از حال این روزام. من چهل سالم میشه و تنهام. با حوصله قرمز سفید آبی. رنگین کمون میسازم از قرصام. ...
  • گزارش تخلف

اجازه هست بگویم: سلام! حال شما؟. که باز وصل شود سیم اتصال شما؟

اجازه هست بگویم که باز دخترکی. نشسته بین ورق‌های آس فال شما؟. سلام خوب‌ترین اتفاق ناممکن. که آتشم زده دریاچه‌ی خیال شما!. ببخش حضرت آقا! ولی فقط یک بار. بگو نبودن من در دل زلال شما،. به درد خورد؟ دوای جنونتان شده است؟. ...
  • گزارش تخلف

چو گلهای سپید صبحگاهی.. در آغوش سیاهی.. شکوفا شو … … … … … … …به پا بر خیز و پیراهن رها کن

گره از گیسوان خفته واکن. فریبا شو. گریزاشو. چو عطر نغمه کز چنگم تراود. بتاب آرام و در ابر هوا شو … … … … …. به انگشتان سر گیسو نگهدار. نگه در چشم من بگذار و بردار. فروکش کن. نیایش کن.
  • گزارش تخلف

حرف‌های ما هنوز ناتمام … …تا نگاه می‌کنی:. وقت رفتن است.. باز هم همان حکایت همیشگی!

پیش از آن‌که با خبر شوی. لحظه‌ی عزیمت تو ناگزیر می‌ شود. آی … …ای دریغ و حسرت همیشگی …ناگهان. چقدر زود. دیر می‌شود! …. وقتی تو نیستی. نه هست‌های ما. چونانکه بایدند.
  • گزارش تخلف

در این غربت بی کرانه.. ریکاردا هوخ-شاعر آلمانی.. ترجمه: فریده حسن‏ زاده‏

منبع: کتاب شعر زنان جهان – موسسه‌ی اننتشارات نگاه …نوای موسیقی. دلم را سرشار می‌کند از هوای تو …. ابر، کوه و ستاره. دلم را سرشار می‌کند از تمنای تو …. چیزها هر چه شگفت‌تر، هرچه غریب‌تر. دلم را سرشارتر می‌کند از دلتنگیها برای تو …. نقاشی‌های پر شکوه نگارخانه‌ها. زنده می‌کند داغ رویاهای نقش بر آبم را برای تو …. بیت بیت ترانه‌های عاشقانه. ...
  • گزارش تخلف

من به روشن‌ترین کلمات پروردگار پناه آورده‌ام. نان و آرامش برای ملتم. صبوری، سکوت، گمنامی و هوا …

برای خودم!. و خوابی خوش. برای همه عزیزانی که از اینجا رفته‌اند. سرپناه. بودنی. بوده‌ها. ها. ای نجات دهنده بینا پس کی خواهی آمد. من به روشن‌ترین کلمات پروردگارم پناه آورده ام-سید علی صالحی-دکلمه رضا پیربادیان …لینک کانال دکلمه‌های رضا پیربادیان. ...
  • گزارش تخلف

من هستم و دوباره دلی بی قرار تو. این کوچه‌های خسته‌ی چشم انتظار تو. منظومه‌ی بلند غزل‌های ناز من!

خورشید هم ستاره شود در مدار تو. زیبا‌ترین تغزل بارانی منی. می بالد عاشقانه غزل در بهار تو. عطری نجیب می‌وزد از واژه‌های من. هرگز نبوده این همه شعرم دچار تو. بخشیدم عاشقانه دلم را به چشمهات. باشد که بی بهانه شود در کنار تو. جایی که عشق نیز دچار تو می‌شود. از من عجیب نیست شوم بی قرار تو. ...
  • گزارش تخلف

باز شب ماند و من و این عطش خانگی ام.. باز هم یاد تو ماند و من و دیوانگی ام

اشک در دامنم آویخت که دریا باشم. مثل چشم تو پر از شوق تماشا باشم. خواب دیدم که تو می‌آمدی و دل می‌رفت. محرم چشم ترم می‌شدی و دل می‌رفت:. یک نفر مثل پری یک دو نظر آمد و رفت. با نگاهی به دل خسته‌ام آتش زد و رفت. خنده زد کوچه به دنبال تبسم افتاد. باز دنبال جگر گوشه‌ی مردم افتاد. «آخرش هم دل دیوانه نفهمید چه شد. ...
  • گزارش تخلف

غریب آمدی و آشنا رفتی اما من که خوب میشناسمت ری را … … …من بارها … تو را بارها در انتهای رویایی غریب دیده بودم

تو را درخانه، در خواب آب، در خیابان، در انعکاس رخسار. دختران ماه … در صف خاموش مردمان، اتوبوس، ایستگاه،. و سایه سار مه آلود آسمان … ….. چه احترام غریبی دارد این خواب. این خاطره. این همه دیده که دریا …. ری را! تمام این سالها همیشه کسی از من سراغ تو را میگرفت. تو نشانی من بودی و من نشانی تو …گفتی بنویس من شمال. ...
  • گزارش تخلف

می‌توانی بروی قصه و رویا بشوی. راهی دورترین گوشه‌ی دنیا بشوی.. ساده نگذشتم از این عشق، خودت می‌دانی

من زمینگیر شدم تا تو، مبادا بشوی. آی! مثل خوره این فکر عذابم می‌داد؛. چوب ما را بخوری، ورد زبان‌ها بشوی. من و تو مثل دو تا رود موازی بودیم. من که مرداب شدم، کاش تو دریا بشوی. دانه‌ی برفی و آنقدر ظریفی که فقط. باید از این طرف شیشه تماشا بشوی. گره‌ی عشق تو را هیچ کسی باز نکرد. ...
  • گزارش تخلف

عشق وشادی را با تو می‌اغازم. وتو را به پادشاهی قلمروخاطرات برمی گزینم

پادشاهی که در نداری دست وپا می‌زند. ورعیتش دلدادگان وگل‌ها وگنجشکانند. قسم به خون من وتو. به سلسله رازها. به اجاق عاشقان در دل دشت. قسم به دریا به ستاره‌ها در شب صاف بیابان. قسم به چای سرد شده در فرودگاه‌های وحشت. قسم به هر آن چه. دوست می‌دارم ونمی دارم. ...
  • گزارش تخلف

اصلا قرار نیست که سرخم بیاورم.. حالا که سهم من نشدی کم بیاورم.. دیشب تمام شهر تو را پرسه میزدم

تا روی زخمهای تو مرهم بیاورم. میخواستم که چشم تو را شاعری کنم. اما نشد که شعر مجسم بیاورم. دستم نمی‌رسد به خودت کاش لااقل. می شد تو را دوباره به شعرم بیاورم. یادت که هست پای قراری که هیچ وقت … …. میخواستم برای تو مریم بیاورم؟. حتی قرار بود که من ابر باشم و. باران عاشقانه‌ی نم نم بیاورم. ...
  • گزارش تخلف

همه هستی من ایه تاریکیست. که ترا در خود تکرار کنان. به سحرگاه شکفتن‌ها و رستن‌های ابدی خواهد برد

من در این ایه ترا آه کشیدم آه. من در این ایه ترا. به درخت و آب و آتش پیوند زدم. زندگی شاید. یک خیابان درازست که هر روز زنی با زنبیلی از آن می‌گذرد. زندگی شاید. ریسمانیست که مردی با آن خود را از شاخه می‌آویزد. زندگی شاید طفلی است که از مدرسه بر میگردد. زندگی شاید افروختن سیگاری باشد در فاصله رخوتنک دو همآغوشی. ...
  • گزارش تخلف

سلامت را نمی‌خواهند پاسخ گفت. سرها در گریبان است. کسی سر بر نیارد کرد پاسخ گفتن و دیدار یاران را

نگه جز پیش پا را دید، نتواند. که ره تاریک و لغزان است. وگر دست محبت سوی کس یازی. به اکراه آورد دست از بغل بیرون. که سرما سخت سوزان است. نفس، کز گرمگاه سینه می‌آید برون، ابری شود تاریک. چو دیوار ایستد در پیش چشمانت. نفس کاین است، پس دیگر چه داری چشم. ز چشم دوستان دور یا نزدیک؟.. ...
  • گزارش تخلف

من اگر نظر حرام است بسی گناه دارم. چه کنم نمی‌توانم که نظر نگاه دارم

ستم از کسی است بر من که ضرورت است بردن. نه قرار زخم خوردن نه مجال آه دارم. نه فراغت نشستن نه شکیب رخت بست. نه مقام ایستادن نه گریزگاه دارم. نه اگر همی‌نشینم نظری کند به رحمت. نه اگر همی‌گریزم دگری پناه دارم. بسم از قبول عامی و صلاح نیک نامی. چو به ترک سر بگفتم چه غم از کلاه دارم. تن من فدای جانت سر بنده وآستانت. ...
  • گزارش تخلف

در آن نفس که بمیرم در آرزوی تو باشم. بدان امید دهم جان که خاک کوی تو باشم

به وقت صبح قیامت که سر ز خاک برآرم. به گفتگوی تو خیزم، به جستجوی تو باشم. به مجمعی که درآیند شاهدان دو عالم. نظر به سوی تو دارم، غلام روی تو باشم. به خوابگاه عدم‌گر هزار سال بخسبم. ز خواب عاقبت آگه، به بوی موی تو باشم. حدیث روضه نگویم، گل بهشت نبویم. جمال حور نجویم، دوان به سوی تو باشم. می بهشت ننوشم ز دست ساقی رضوان. ...
  • گزارش تخلف