دکلمه های رضا پیربادیان آدرس کانال تلگرام @deklamehayepirbadian @Dklmerp اینستاگرام https://www.instagram.com/deklamerezap/ دکلمه های رضا پیربادیان ۱۳:۳۸ ۱۳۹۴/۰۷/۱۸ در خیالات خودم در زیر بارانی که نیست.. می رسم با تو به خانه، از خیابانی که نیست می نشینی روبه رویم خستگی در میکنی. چای میریزم برایت توی فنجانی که نیست. باز میخندی و میپرسی که حالت بهتر است؟. باز میخندم که خیلی …! گرچه میدانی که نیست. شعر میخوانم برایت واژهها گل میکنند. یاس و مریم میگذارم توی گلدانی که نیست. چشم میدوزم به چشمت، می شود آیا کمی. دست هایم را بگیری بین دستانی که نیست؟. ... دکلمه های رضا پیربادیان ۱۸:۲۷ ۱۳۹۴/۰۷/۱۷ آمد درست زیر شبستان گل نشست.. دربین آن جماعت مغرور شب پرست.. یک تکه آفتاب؟ نه! یک تکه از بهشت …. حالا درست پشت سر من نشسته است. این بیت مطلع غزلی عاشقانه نیست. این چندمین ردیف نمازی خیالی است. گلدسته اذان و منهایهایهای. الله اکبر و … انا فی کل واد … مست. سبحان من یمیت و یحیی و لا ا له. ا لا هو ا لذی ا خذ ا لعهد فی ا لست. ... دکلمه های رضا پیربادیان ۱۸:۲۲ ۱۳۹۴/۰۷/۱۷ بغض دارد سینهام حال سه تارم خوب نیست. هرکه هستی دور باش اینجا کنارم خوب نیست صحنهی تکرار بدرود و طلاق ریل هاست. چشم خیس و کوپه و سوت قطارم خوب نیست. تا دلم این شور را از کوک سازم میرود. بین این شوریدگی «فا» ی بکارم خوب نیست. آهای تبریز من از قول مولانا بگو. بعد شمسش رونق شعر و شعارم خوب نیست. از من شاعر که پرسی مثنوی هم درد داشت. هرچه دارم شعر بود، دار و ندارم خوب نیست. حال و روزم خوب نیست، روزگارم خوب نیست. ... دکلمه های رضا پیربادیان ۱۸:۰۹ ۱۳۹۴/۰۷/۱۷ باران میآمد. مردمان در خواب خانه. از آب رفته به جوی … سخن میگفتند، همهمهی یک عده آدمی در کوچه نمیگذاشت. لالایی آرام آسمان را آسوده بشنوم … …اصلا بگذار این ترانه. همین حوالی بوسه تمام شود!. من خستهام. میخواهم به عطر تشنهی گیسو و گریه نزدیکتر شوم،. کاری اگر نداری … برو!. ورنه نزدیکتر بیا. میخواهم ببوسمت …. به خدا من خستهام. ... دکلمه های رضا پیربادیان ۱۲:۳۳ ۱۳۹۴/۰۷/۱۷ ده سال بعد از حال این روزام. با کافههای بی تو در گیرم. گفتم جهان بی تو ینی مرگ ده ساله رفتی و نمیمرم. ده سال بعد از حال این روزام. تو، توو آغوشه یکی خوابی. من گفتم و دکتر موافق نیست!. تو بهتر از قرصای اعصابی. ده سال بعد از حال این روزام. من چهل سالم میشه و تنهام. با حوصله قرمز سفید آبی. رنگین کمون میسازم از قرصام. ... دکلمه های رضا پیربادیان ۰۸:۴۷ ۱۳۹۴/۰۷/۱۷ آرامش تمام غزلها، مرا ببخش. رنجاندهام اگرکه دلت را مرا ببخش. مقصود و مقصد شعرم فقط تویی زیباترین ترانهی دنیا مرا ببخش. دلگیر میشوی و، دمی دم نمیزنی. سنگ صبوراین شب یلدا مرا ببخش. شرمندهام که کام تو را تلخ میکنم. ای ماهروی صادق و زیبا مرا ببخش. من عاشقانه دوست دارمت، فقط همین. این را قبول میکنی آیا؟ مرا ببخش. آرامش تمام غزلها مرا ببخش-امیر طاهری-دکلمه رضا پیربادیان. ... دکلمه های رضا پیربادیان ۱۷:۴۰ ۱۳۹۴/۰۷/۱۶ اثری از: ازدمیر آصاف,تر جمه سیامک تقی زاده …. دیگر همانند گذشته دلتنگات نمیشوم! حتی دیگر گاه به گاه گریه هم نمیکنم،. در تمام جملاتی که نام تو در آنها جاریست،. چشمانم پر نمیشود. تقویم روزهای نیامدنت را هم دور انداختهام. کمی خستهام، کمی شکسته. کمی هم نبودنت، مرا تیره کرده است. اینکه چطور دوباره خوب خواهم شد را هنوز یاد نگرفتهام،. و اگر کسی حالم را بپرسد، تنها میگویم خوبم!. اما مضطربم. ... دکلمه های رضا پیربادیان ۲۰:۵۴ ۱۳۹۴/۰۷/۱۵ برهنه به بستر بیکسی مردن، تو از یادم نمیروی. خاموش به رساترین شیون آدمی، تو از یادم نمیروی گریبانی برای دریدن این بغض بیقرار، تو از یادم نمیروی. سفری ساده از تمام دوستت دارم تنهایی،. تو از یادم نمیروی. سوزنریز بیامان باران، بر پیچک و ارغوان،. تو از یادم نمیروی. تو … تو با من چه کردهای که از یادم نمیروی؟!. تو از یادم نمیروی-سید علی صالحی-دکلمه رضا پیربادیان ... دکلمه های رضا پیربادیان ۱۸:۵۰ ۱۳۹۴/۰۷/۱۵ ای نگاهت نخی از مخمل و از ابریشم. چند وقتی است که تنها به تو میاندیشم به تو آری، به تو یعنی به همان منظر دور. به همان سبز صمیمی به همان باغ بلور. به همان زل زدن از فاصلهی دور به هم. یعنی آن شیوه فهماندن منظور به هم. به تبسم، به تکلم، به دل آرایی تو. به خموشی، به شکیبا، به تماشایی تو. به نفسهای تو در سینهی سنگین سکوت. به سخنهای تو با لهجهی شیرین سکوت. در من انگار کسی در پی انکار من است. ... دکلمه های رضا پیربادیان ۱۶:۱۲ ۱۳۹۴/۰۷/۱۵ در فراسوی مرزهای تنت تو را دوست میدارم …آینهها و شب پرههای مشتاق را به من بده.. روشنی و شراب را آسمان بلند و کمان گشادهی پل. پرندهها و قوس و قزح را به من بده. و راه آخرین را. در پردهای که میزنی مکرر کن …در فراسوی مرزهای تن ام. تو را دوست میدارم …در آن دور دست بعید. که رسالت اندامها پایان میپذیرد …و شعله و شور تپشها و خواهشها. به تمامی. فرو مینشیند٬. و هر معنا قالب لفظ را وامیگذارد. ... دکلمه های رضا پیربادیان ۱۱:۱۵ ۱۳۹۴/۰۷/۱۵ به تو میاندیشم. ای سراپا همه خوبی. تک و تنها به تو میاندیشم همه وقت. همه جا. من به هر حال که باشم به تو میاندیشم. تو بدان این را تنها تو بدان. تو بیا. تو بمان با من تنها تو بمان. جای مهتاب به تاریکی شبها تو بتاب. من فدای تو به جای همه گلها تو بخند. اینک این من که به پای تو درافتادهام باز. ... دکلمه های رضا پیربادیان ۱۱:۱۳ ۱۳۹۴/۰۷/۱۵ در این راه طولانی که ما بیخبریم.. و چون باد میگذرد.. بگذار خرده اختلافهایمان با هم باقی بماند خواهش میکنم! مخواه که یکی شویم، مطلقا. مخواه که هر چه تو دوست داری، من همان را، به همان شدت دوست داشته باشم. و هر چه من دوست دارم، به همان گونه مورد دوست داشتن تو نیز باشد. مخواه که هر دو یک آواز را بپسندیم. یک ساز را، یک کتاب را، یک طعم را، یک رنگ را. و یک شیوه نگاه کردن را. مخواه که انتخابمان یکی باشد، سلیقهمان یکی و رویاهامان یکی …همسفر بودن و همهدف بودن، ابدا به معنی شبیه بودن و شبیه شدن نیست …و شبیه شدن دال بر کمال نیست، بلکه دلیل توقف است. بیا متفاوت باشیم-نادر ابراهیمی-دکلمه رضا پیربادیان … کانال دکلمههای رضا پیربادیان ... دکلمه های رضا پیربادیان ۱۰:۴۹ ۱۳۹۴/۰۷/۱۵ دوست دارم ترا و میدانم که از این قصه سخت غمگینی. مرد رویای هر شبت را در طالع نحس من نمیبینی دوست داری که با کسی جز من زین کنی اسب آرزوها را. تا که روزم سیاهتر بشود بسپاری به باد موها را. دوست داری به نم نم باران بزدایی غبار یادم را. دوست داری که با خودت ببری روزهای همیشه شادم را. خواب میبینی از تو دل کندم در پی ات سایه سیاهی نیست. گم شدم در هزارتویی که به تو در انتهاش راهی نیست. برسی ای تمام حسرت من کاش روزی به آرزوهایت. تا که هر دو به کام دل برسیم جان دهم روی دار موهایت. از تو دلگیر نیستم بانو، دلت از من اگر فراری شد. ... دکلمه های رضا پیربادیان ۱۰:۳۲ ۱۳۹۴/۰۷/۱۵ عشقت اندوه را به من آموخت.. و من قرنها در انتظار زنی بودم که اندوهگینم سازد! زنی که میان بازوانش چونان گنجشکی بگریم. او تکه تکههایم را چون پارههای بلوری شکسته گرد آورد!. عشقت بدترین عادات را به من آموخت! بانوی من!. به من آموخت شبانه هزار بار فال قهوه بگیرم،. دست به دامن جادو شوم با فالگیرها بجوشم!. عشقت به من آموخت که خانهام را ترک کنم،. در پیاده روها پرسه زنم. چهرهات را در قطرات باران نور چراغ ماشینها بجویم!. ... دکلمه های رضا پیربادیان ۰۷:۱۱ ۱۳۹۴/۰۷/۱۵ بودنت. زندگی را معنا میکند. لازم نیست کاری انجام دهی سرو روان من. همین که راه میروی ساز میزنی. می گویی میشنوی میخندی. همین که دگمه هام را باز میکنی میبندی. یعنی همه چیز. لازم نیست بر عاشقی کردنت خیال ببافی. همین شرمی که با خندهات میخیزد. پولک هایی که از چشم هات میریزد. همین که دستت. ... دکلمه های رضا پیربادیان ۰۶:۵۲ ۱۳۹۴/۰۷/۱۵ وای، باران؛.. باران؛.. شیشه پنجره را باران شست …از دل من اما، چه کسی نقش تو را خواهد شست؟ …. آسمان سربی رنگ،. من درون قفس سرد اتاقم دلتنگ …می پرد مرغ نگاهم تا دور،. وای، باران،. باران،. پر مرغان نگاهم را شست …---------------------------------- … …. در میان من و تو فاصله هاست. گاه میاندیشم،. ... دکلمه های رضا پیربادیان ۰۶:۴۲ ۱۳۹۴/۰۷/۱۵ اما نیستی تا اضطراب جهان را کنار تو در ترانهای کوچک خلاصه کنم …اما نیستی تا شب تشویش هر شب خویش را در اشتعال گریهها و گورها روشن اما نیستی-سید علی صالحی-دکلمه رضا پیربادیان … کانال دکلمههای رضا پیربادیان دکلمه های رضا پیربادیان ۲۱:۴۹ ۱۳۹۴/۰۷/۱۳ برهنه به بستر بیکسی مردن، تو از یادم نمیروی. خاموش به رساترین شیون آدمی، تو از یادم نمیروی گریبانی برای دریدن این بغض بیقرار، تو از یادم نمیروی. سفری ساده از تمام دوستت دارم تنهایی،. تو از یادم نمیروی. سوزنریز بیامان باران، بر پیچک و ارغوان،. تو از یادم نمیروی. تو … تو با من چه کردهای که از یادم نمیروی؟!. تو از یادم نمیروی-سید علی صالحی-دکلمه رضا پیربادیان ... دکلمه های رضا پیربادیان ۲۱:۲۹ ۱۳۹۴/۰۷/۱۳ زمین را عاشقت کردی، هوا را عاشقت کردی. و هر چه بود بین این دو تا را عاشقت کردی گلت وقتی که حاضر شد خدا لبخند زد، یعنی. ز بس زیبا شدی حتی خدا را عاشقت کردی. به خود میبالم از عشقت ولی همواره میپرسم:. چه در ما یافتی آیا که ما را عاشقت کردی؟!. نه تنها من، نه تنها او، نه تنها شاعران، حتی. غزل را، بیتها را، واژهها را عاشقت کردی. سپس عشق تو از واژه به قلب ساز ناخن زد. و بعد از آن دور میفا س لا را عاشقت کردی. به وقت خواندنت بی اختیار از بغض لبریزم. ... دکلمه های رضا پیربادیان ۱۹:۴۷ ۱۳۹۴/۰۷/۱۲ با همهی بی سر و سامانی ام.. باز به دنبال پریشانی ام.. طاقت فرسودگی ام هیچ نیست در پی ویران شدنی آنی ام. آمدهام بلکه نگاهم کنی. عاشق آن لحظه طوفانی ام. دل خوش گرمای کسی نیستم. آمدهام تا تو بسوزانی ام. آمدهام با عطش سالها. تا تو کمی عشق بنوشانی ام. ماهی برگشته ز دریا شدم. تا تو بگیری و بمیرانی ام. ... ‹ 23 24 25 26 27 ›
دکلمه های رضا پیربادیان ۱۳:۳۸ ۱۳۹۴/۰۷/۱۸ در خیالات خودم در زیر بارانی که نیست.. می رسم با تو به خانه، از خیابانی که نیست می نشینی روبه رویم خستگی در میکنی. چای میریزم برایت توی فنجانی که نیست. باز میخندی و میپرسی که حالت بهتر است؟. باز میخندم که خیلی …! گرچه میدانی که نیست. شعر میخوانم برایت واژهها گل میکنند. یاس و مریم میگذارم توی گلدانی که نیست. چشم میدوزم به چشمت، می شود آیا کمی. دست هایم را بگیری بین دستانی که نیست؟. ...
دکلمه های رضا پیربادیان ۱۸:۲۷ ۱۳۹۴/۰۷/۱۷ آمد درست زیر شبستان گل نشست.. دربین آن جماعت مغرور شب پرست.. یک تکه آفتاب؟ نه! یک تکه از بهشت …. حالا درست پشت سر من نشسته است. این بیت مطلع غزلی عاشقانه نیست. این چندمین ردیف نمازی خیالی است. گلدسته اذان و منهایهایهای. الله اکبر و … انا فی کل واد … مست. سبحان من یمیت و یحیی و لا ا له. ا لا هو ا لذی ا خذ ا لعهد فی ا لست. ...
دکلمه های رضا پیربادیان ۱۸:۲۲ ۱۳۹۴/۰۷/۱۷ بغض دارد سینهام حال سه تارم خوب نیست. هرکه هستی دور باش اینجا کنارم خوب نیست صحنهی تکرار بدرود و طلاق ریل هاست. چشم خیس و کوپه و سوت قطارم خوب نیست. تا دلم این شور را از کوک سازم میرود. بین این شوریدگی «فا» ی بکارم خوب نیست. آهای تبریز من از قول مولانا بگو. بعد شمسش رونق شعر و شعارم خوب نیست. از من شاعر که پرسی مثنوی هم درد داشت. هرچه دارم شعر بود، دار و ندارم خوب نیست. حال و روزم خوب نیست، روزگارم خوب نیست. ...
دکلمه های رضا پیربادیان ۱۸:۰۹ ۱۳۹۴/۰۷/۱۷ باران میآمد. مردمان در خواب خانه. از آب رفته به جوی … سخن میگفتند، همهمهی یک عده آدمی در کوچه نمیگذاشت. لالایی آرام آسمان را آسوده بشنوم … …اصلا بگذار این ترانه. همین حوالی بوسه تمام شود!. من خستهام. میخواهم به عطر تشنهی گیسو و گریه نزدیکتر شوم،. کاری اگر نداری … برو!. ورنه نزدیکتر بیا. میخواهم ببوسمت …. به خدا من خستهام. ...
دکلمه های رضا پیربادیان ۱۲:۳۳ ۱۳۹۴/۰۷/۱۷ ده سال بعد از حال این روزام. با کافههای بی تو در گیرم. گفتم جهان بی تو ینی مرگ ده ساله رفتی و نمیمرم. ده سال بعد از حال این روزام. تو، توو آغوشه یکی خوابی. من گفتم و دکتر موافق نیست!. تو بهتر از قرصای اعصابی. ده سال بعد از حال این روزام. من چهل سالم میشه و تنهام. با حوصله قرمز سفید آبی. رنگین کمون میسازم از قرصام. ...
دکلمه های رضا پیربادیان ۰۸:۴۷ ۱۳۹۴/۰۷/۱۷ آرامش تمام غزلها، مرا ببخش. رنجاندهام اگرکه دلت را مرا ببخش. مقصود و مقصد شعرم فقط تویی زیباترین ترانهی دنیا مرا ببخش. دلگیر میشوی و، دمی دم نمیزنی. سنگ صبوراین شب یلدا مرا ببخش. شرمندهام که کام تو را تلخ میکنم. ای ماهروی صادق و زیبا مرا ببخش. من عاشقانه دوست دارمت، فقط همین. این را قبول میکنی آیا؟ مرا ببخش. آرامش تمام غزلها مرا ببخش-امیر طاهری-دکلمه رضا پیربادیان. ...
دکلمه های رضا پیربادیان ۱۷:۴۰ ۱۳۹۴/۰۷/۱۶ اثری از: ازدمیر آصاف,تر جمه سیامک تقی زاده …. دیگر همانند گذشته دلتنگات نمیشوم! حتی دیگر گاه به گاه گریه هم نمیکنم،. در تمام جملاتی که نام تو در آنها جاریست،. چشمانم پر نمیشود. تقویم روزهای نیامدنت را هم دور انداختهام. کمی خستهام، کمی شکسته. کمی هم نبودنت، مرا تیره کرده است. اینکه چطور دوباره خوب خواهم شد را هنوز یاد نگرفتهام،. و اگر کسی حالم را بپرسد، تنها میگویم خوبم!. اما مضطربم. ...
دکلمه های رضا پیربادیان ۲۰:۵۴ ۱۳۹۴/۰۷/۱۵ برهنه به بستر بیکسی مردن، تو از یادم نمیروی. خاموش به رساترین شیون آدمی، تو از یادم نمیروی گریبانی برای دریدن این بغض بیقرار، تو از یادم نمیروی. سفری ساده از تمام دوستت دارم تنهایی،. تو از یادم نمیروی. سوزنریز بیامان باران، بر پیچک و ارغوان،. تو از یادم نمیروی. تو … تو با من چه کردهای که از یادم نمیروی؟!. تو از یادم نمیروی-سید علی صالحی-دکلمه رضا پیربادیان ...
دکلمه های رضا پیربادیان ۱۸:۵۰ ۱۳۹۴/۰۷/۱۵ ای نگاهت نخی از مخمل و از ابریشم. چند وقتی است که تنها به تو میاندیشم به تو آری، به تو یعنی به همان منظر دور. به همان سبز صمیمی به همان باغ بلور. به همان زل زدن از فاصلهی دور به هم. یعنی آن شیوه فهماندن منظور به هم. به تبسم، به تکلم، به دل آرایی تو. به خموشی، به شکیبا، به تماشایی تو. به نفسهای تو در سینهی سنگین سکوت. به سخنهای تو با لهجهی شیرین سکوت. در من انگار کسی در پی انکار من است. ...
دکلمه های رضا پیربادیان ۱۶:۱۲ ۱۳۹۴/۰۷/۱۵ در فراسوی مرزهای تنت تو را دوست میدارم …آینهها و شب پرههای مشتاق را به من بده.. روشنی و شراب را آسمان بلند و کمان گشادهی پل. پرندهها و قوس و قزح را به من بده. و راه آخرین را. در پردهای که میزنی مکرر کن …در فراسوی مرزهای تن ام. تو را دوست میدارم …در آن دور دست بعید. که رسالت اندامها پایان میپذیرد …و شعله و شور تپشها و خواهشها. به تمامی. فرو مینشیند٬. و هر معنا قالب لفظ را وامیگذارد. ...
دکلمه های رضا پیربادیان ۱۱:۱۵ ۱۳۹۴/۰۷/۱۵ به تو میاندیشم. ای سراپا همه خوبی. تک و تنها به تو میاندیشم همه وقت. همه جا. من به هر حال که باشم به تو میاندیشم. تو بدان این را تنها تو بدان. تو بیا. تو بمان با من تنها تو بمان. جای مهتاب به تاریکی شبها تو بتاب. من فدای تو به جای همه گلها تو بخند. اینک این من که به پای تو درافتادهام باز. ...
دکلمه های رضا پیربادیان ۱۱:۱۳ ۱۳۹۴/۰۷/۱۵ در این راه طولانی که ما بیخبریم.. و چون باد میگذرد.. بگذار خرده اختلافهایمان با هم باقی بماند خواهش میکنم! مخواه که یکی شویم، مطلقا. مخواه که هر چه تو دوست داری، من همان را، به همان شدت دوست داشته باشم. و هر چه من دوست دارم، به همان گونه مورد دوست داشتن تو نیز باشد. مخواه که هر دو یک آواز را بپسندیم. یک ساز را، یک کتاب را، یک طعم را، یک رنگ را. و یک شیوه نگاه کردن را. مخواه که انتخابمان یکی باشد، سلیقهمان یکی و رویاهامان یکی …همسفر بودن و همهدف بودن، ابدا به معنی شبیه بودن و شبیه شدن نیست …و شبیه شدن دال بر کمال نیست، بلکه دلیل توقف است. بیا متفاوت باشیم-نادر ابراهیمی-دکلمه رضا پیربادیان … کانال دکلمههای رضا پیربادیان ...
دکلمه های رضا پیربادیان ۱۰:۴۹ ۱۳۹۴/۰۷/۱۵ دوست دارم ترا و میدانم که از این قصه سخت غمگینی. مرد رویای هر شبت را در طالع نحس من نمیبینی دوست داری که با کسی جز من زین کنی اسب آرزوها را. تا که روزم سیاهتر بشود بسپاری به باد موها را. دوست داری به نم نم باران بزدایی غبار یادم را. دوست داری که با خودت ببری روزهای همیشه شادم را. خواب میبینی از تو دل کندم در پی ات سایه سیاهی نیست. گم شدم در هزارتویی که به تو در انتهاش راهی نیست. برسی ای تمام حسرت من کاش روزی به آرزوهایت. تا که هر دو به کام دل برسیم جان دهم روی دار موهایت. از تو دلگیر نیستم بانو، دلت از من اگر فراری شد. ...
دکلمه های رضا پیربادیان ۱۰:۳۲ ۱۳۹۴/۰۷/۱۵ عشقت اندوه را به من آموخت.. و من قرنها در انتظار زنی بودم که اندوهگینم سازد! زنی که میان بازوانش چونان گنجشکی بگریم. او تکه تکههایم را چون پارههای بلوری شکسته گرد آورد!. عشقت بدترین عادات را به من آموخت! بانوی من!. به من آموخت شبانه هزار بار فال قهوه بگیرم،. دست به دامن جادو شوم با فالگیرها بجوشم!. عشقت به من آموخت که خانهام را ترک کنم،. در پیاده روها پرسه زنم. چهرهات را در قطرات باران نور چراغ ماشینها بجویم!. ...
دکلمه های رضا پیربادیان ۰۷:۱۱ ۱۳۹۴/۰۷/۱۵ بودنت. زندگی را معنا میکند. لازم نیست کاری انجام دهی سرو روان من. همین که راه میروی ساز میزنی. می گویی میشنوی میخندی. همین که دگمه هام را باز میکنی میبندی. یعنی همه چیز. لازم نیست بر عاشقی کردنت خیال ببافی. همین شرمی که با خندهات میخیزد. پولک هایی که از چشم هات میریزد. همین که دستت. ...
دکلمه های رضا پیربادیان ۰۶:۵۲ ۱۳۹۴/۰۷/۱۵ وای، باران؛.. باران؛.. شیشه پنجره را باران شست …از دل من اما، چه کسی نقش تو را خواهد شست؟ …. آسمان سربی رنگ،. من درون قفس سرد اتاقم دلتنگ …می پرد مرغ نگاهم تا دور،. وای، باران،. باران،. پر مرغان نگاهم را شست …---------------------------------- … …. در میان من و تو فاصله هاست. گاه میاندیشم،. ...
دکلمه های رضا پیربادیان ۰۶:۴۲ ۱۳۹۴/۰۷/۱۵ اما نیستی تا اضطراب جهان را کنار تو در ترانهای کوچک خلاصه کنم …اما نیستی تا شب تشویش هر شب خویش را در اشتعال گریهها و گورها روشن اما نیستی-سید علی صالحی-دکلمه رضا پیربادیان … کانال دکلمههای رضا پیربادیان
دکلمه های رضا پیربادیان ۲۱:۴۹ ۱۳۹۴/۰۷/۱۳ برهنه به بستر بیکسی مردن، تو از یادم نمیروی. خاموش به رساترین شیون آدمی، تو از یادم نمیروی گریبانی برای دریدن این بغض بیقرار، تو از یادم نمیروی. سفری ساده از تمام دوستت دارم تنهایی،. تو از یادم نمیروی. سوزنریز بیامان باران، بر پیچک و ارغوان،. تو از یادم نمیروی. تو … تو با من چه کردهای که از یادم نمیروی؟!. تو از یادم نمیروی-سید علی صالحی-دکلمه رضا پیربادیان ...
دکلمه های رضا پیربادیان ۲۱:۲۹ ۱۳۹۴/۰۷/۱۳ زمین را عاشقت کردی، هوا را عاشقت کردی. و هر چه بود بین این دو تا را عاشقت کردی گلت وقتی که حاضر شد خدا لبخند زد، یعنی. ز بس زیبا شدی حتی خدا را عاشقت کردی. به خود میبالم از عشقت ولی همواره میپرسم:. چه در ما یافتی آیا که ما را عاشقت کردی؟!. نه تنها من، نه تنها او، نه تنها شاعران، حتی. غزل را، بیتها را، واژهها را عاشقت کردی. سپس عشق تو از واژه به قلب ساز ناخن زد. و بعد از آن دور میفا س لا را عاشقت کردی. به وقت خواندنت بی اختیار از بغض لبریزم. ...
دکلمه های رضا پیربادیان ۱۹:۴۷ ۱۳۹۴/۰۷/۱۲ با همهی بی سر و سامانی ام.. باز به دنبال پریشانی ام.. طاقت فرسودگی ام هیچ نیست در پی ویران شدنی آنی ام. آمدهام بلکه نگاهم کنی. عاشق آن لحظه طوفانی ام. دل خوش گرمای کسی نیستم. آمدهام تا تو بسوزانی ام. آمدهام با عطش سالها. تا تو کمی عشق بنوشانی ام. ماهی برگشته ز دریا شدم. تا تو بگیری و بمیرانی ام. ...