تقویت انگیزه‌های خصوصی برای رفع بحران برق (بخش سوم و آخر)

تقویت انگیزه‌های خصوصی برای رفع بحران برق (بخش سوم و آخر)

سام افلاکی (HEC Paris)، حامد قدوسی (SIT)

یک امتیاز تامین برق از محل سلول‌های خورشیدی - در مقایسه با مثلا نیروگاه‌های سنتی یا حتی مزارع بزرگ‌مقیاس باد و خورشید - این است که سرمایه‌گذاری مورد نیاز آن‌ها به صورت توزیع‌شده و خرد انجام می‌شود. اگر بازارهای مالی کارا باشند و بتوانند حجم بزرگی از پس‌‌اندازها را به سمت پروژه‌های بزرگ مقیاس هدایت کنند، این مزیت از بین می‌رود ولی تا وقتی چنین اصطکاک‌هایی وجود دارد، اندازه کوچک پروژه‌های خورشیدی یک مزیت از حیث تامین مالی حساب می‌شود.

ولی با توجه به قیمت بسیار پایین برق در ایران - که تقریبا جزو پایین‌ترین‌ها در دنیا است - و نیز قیمت پایین گاز در کشور، سرمایه‌گذاری در سیستم خورشیدی برای هیچ عامل بخش خصوصی جذاب نیست مگر این‌که سیاست‌های اصلاح قیمت یا تشویقی در پیش گرفته شود.

سیاستهای تشویقی برای انرژی خورشیدی در دنیا را می‌توان در سه گروه اصلی تقسیم بندی کرد: ۱) برقراری یک سیستم خرید برق مازاد بر مصرف مشتری توسط شبکه، اغلب به قیمتی بالاتر از برق توزیع‌شده، که به این قیمت تعرفه تغذیه شبکه ( feed-in tariff) گفته می‌شود و در ایران هم وجود دارد. ۲) تخصیص اعتبار مالیاتی (tax credit)، یا همان کسر هزینه خرید صفحات خورشیدی از درآمد مالیات پذیر: ما فکر می‌کنیم به علت ضعف نظام مالی در ایران این مکانیسم چندان کارا و موثری نخواهد بود. ۳) اجبار تولیدکنندگان بخش خصوصی به تولید حداقل درصدی از برق توسط منابع انرژی تجدید پذیر (renewable portfolio standards)

در کشورهای مختلف یک یا ترکیبی از این این سیاست‌ها موفقیت بسیاری برای تشویق بخش خصوصی در پیشبرد سرمایه گذاری در انرژی نو کسب کرده اند. یکی از سیاست‌های مختص ایران که می‌تواند با جدیت دنبال شود، گنجاندن بسته سرمایه‌گذاری مستقیم در بخش انرژی‌‌‌های نو در مذاکرات با طرف‌های خارجی برای حفظ برجام است. اروپا و چین هر دو در زمینه انرژی نو بسیار فعال و پیش‌رو هستند و ظرفیت تامین مالی چنین فعالیت‌هایی را هم دارند.ضمن این که سرمایه‌گذاری جهانی برای تامین برق از انرژی نو مقبولیت بین‌المللی از حیث منافع محیط‌زیستی هم دارد. شرکت‌های خدمات انرژی (اسکوها) - که چند سال است در ایران هم دنبال می‌شوند - می‌توانند یک شکل اجرایی دیگر برای سرمایه‌گذاری بخش خصوصی در ترکیبی از کارایی انرژی و انرژی نو برای مصرف‌کنندگان بزرگ (مثلا دانش‌گاه‌ها یا موسسات توریستی) باشند.

تشویق سرمایه‌گذاری از مسیر تعرفه‌های تشویقی در واقع جا به جا کردن بودجه جاری و عمرانی دولت است: به جای سرمایه‌گذاری دولت در ساخت ظرفیت، این سرمایه‌گذاری توسط بخش خصوصی انجام شده و توسط بودجه خرید برق دولت بازپرداخت می‌شود. یک تجربه جالب توجه در این زمینه اسپانیا است. سیاست‌گذاران در این کشور در سال ۲۰۰۶ تعرفه های تغذیه شبکه را آن‌قدر بالا قرار دادند که میزان سرمایه گذاری در صفحات خورشیدی تا سال ۲۰۰۸ بالغ بر ۲۰۰۰ درصد افزایش یافت، که البته این افزایش و به طبع بار مالی آن آن‌چنان زیاد بود که موجب شد دولت قوانین مربوطه را لغو و اسپانیا را به مثالی برای این‌که چگونه این‌گونه سیاستگذاری‌ها انجام «نشود» تبدیل کرد.

جمع‌بندی: همانند بحران‌های مشابه، بحران برق ایران با ترکیبی از راه‌حل‌های مختلف حل خواهد شد. افزایش کارایی مصرف انرژی، تامین برق از محل گاز و گسترش انرژی‌های نو برای زمان پیک نمونه‌‌هایی از این راه‌حل‌ها هستند. عامل دیگری که به کمک انرژی‌های نو خواهد آمد، استفاده از فناوری بلاک‌چین و نوآوری های دیجیتال مانند مبادله انرژی بین شهروندان، ذخیره‌سازی انرژی در باطری‌های خودروهای برقی و هیبریدی و امثال آن است که ما خیلی وارد جزییات آن‌ها نشدیم.

تماس با نویسنده @hamed_ghoddusi
@hamedghoddusi