در دانشگاه استیونس نیوجرسی اقتصاد درس میدهم. حوزه تخصصم اقتصاد خرد کاربردی، اقتصاد انرژی و منابع طبیعی، مدیریت ریسک و کنترل بهینه تصادفی است. به علوم انسانی هم علاقهمندم. مسایل توسعه و سیاستگذاری ایران را دنبال میکنم و گاهی چیزهایی مینویسم.
بانک مرکزی ایران: محدودیتها، چالشها و فرصتها (بخش اول)
بانک مرکزی ایران: محدودیتها، چالشها و فرصتها (بخش اول)
محبوبه داودی (دانشگاه صنعتی شریف)، حامد قدوسی (SIT)
در مطلب قبلی این کانال با عنوان «مسوولیتهای یک رییس بانک مرکزی» سعی شد تصویری کلی و خلاصه از اولویتهای کار بانک مرکزی ارائه شود. در این سلسله یادداشتها سعی میکنیم مبانی اقتصادی و فنی چالشهای پیشروی بانک مرکزی، محدودیتها، و ابزارهای در اختیار این بانک را با جزییات بیشتری شرح دهیم. در ابتدا روشن کنیم که هدف اصلی یک بانک مرکزی موثر و مقتدر «ثبات قیمتها» در اقتصاد است! برای مدیریت هدف «ثبات قیمت»ها، بانک مرکزی باید ابزارهایی را برای «کنترل تورم»، «کنترل نرخ ارز» و «نظارت بانکی و حفظ سلامت بانکی» داشته باشد. وجود سه دسته ابزار بالا جهت حفظ ثبات قیمتها در کوتاه مدت، میان مدت و بلندمدت ضروری هستند. هر چقدر بانک مرکزی ابزارهای مناسبتر و قویتری داشته باشد، دستیابی به هدف هم شدنی تر خواهد بود. در ادامه توضیح میدهیم که چرا فقدان یا ضعف این ابزارها باعث ناکارایی بانک مرکزی ایران در مدیریت اهدافش میشود.
برای انضمامی کردن بحث روی یکی از مهمترین چالشهای پیش روی رییس جدید بانک مرکزی یعنی «مساله انباشت نقدینگی» متمرکز شویم. در این رابطه البته دو موضوع را باید از هم تفکیک کرد: الف) مکانیسمهایی که باعث خلق این نقدینگی در گذشته شدهاند و باید متوقف شوند. ب) اقدامات اورژانسی برای خنثی کردن بمب نقدینگی فعلی، یعنی سیاستهایی که باعث شوند تورم بالقوه انباشتشده تبدیل به تورم بالفعل نشود و روی مسیرهای دیگری تخلیه شود.
این نقدینگی عظیم سالهای گذشته از کجا آمده است؟ نقدینگی دو جزء «پایه پولی» و «ضریب تکاثر» دارد. به طور خلاصه «پایه پولی» که منشاء پول پرقدرت در ایران است سه جزء اصلی دارد: الف) خالص بدهی بخش عمومی به بانک مرکزی - یا همان چیزی که در اصطلاح روزمره تامین کسری بودجه از مسیر چاپ پول میگوییم-. ب) تغییر در داراییهای خارجی بانک مرکزی: این مسیر وقتی است که دولت دلارهای نفتی را به بانک مرکزی تحویل میدهد ولی این دلارها در خزانه بانک باقی میمانند و دوباره به بازار بر نمیگردند تا ریال از بازار جمع شود.. پ) بدهی بانکهای تجاری به بانک مرکزی: بانک مرکزی با بدهکار کردن حساب بانکهای تجاری به آنها اجازه میدهد تا اعتبارات جدیدی خلق و به جامعه عرضه کنند.
ضریب تکاثر از محل خلق پول بانکها افزایش مییابد. در واقع هر چه بانکها بیشتر خلق پول کنند، نقدینگی با سرعت بیشتری رشد میکند. در سالهای گذشته بالا بودن متوسط نرخ سودی که به مانده سپرده ها تعلق میگرفت، منجر به رشد سریع سپرده ها شد، که این امر منجر به رشد شدید ضریب تکاثر نقدینگی نیز گردید در سالهای گذشته نرخ رشد پایه پولی نسبت به سابقه تاریخی خودش بالا نبوده، ولی ضریب تکاثر رشد شدیدی داشته است و همینجا است که اهمیت «نظارت بر سلامت نظام بانکی» برای مدیریت نقدینگی و تورم آشکار میشود.
نقدینگی خلقشده اجزای مختلف دارد ولی دو اجزای اصلی آن پول (پول کاغذی و الکترونیکی رایج) و شبهپول (شامل سپرده های کوتاه مدت، سپرده های بلندمدت، سپرده های قرض الحسنه و سایر سپرده ها) است. نکته کلیدی برای بحث ما این است که شبهپول خاصیت «ضد تورمی» دارد، چرا که به خاطر بهرهای که روی آنها تعلق میگیرد، صاحبان آنها از «مصرف کردن»شان خودداری کرده و مصرف را به «تعویق» میاندازند. در نتیجه این نوع نقدینگی تبدیل به تقاضای خرید فوری نمیشود که باعث تورم قیمتها شود.
پس یک دلیل این که نقدینگی عظیم موجود در کشور هنوز تبدیل به تورم نشده است، همان چیزی است که در مطلب قبلی از آن به عنوان «بر هم خوردن تعادل پول و شبهپول» اسم بردیم: جزء «شبهپولی» نقدینگی در اقتصاد به نسبت گذشته خیلی بزرگ شده است که دلیلش هم جذابیت نسبی بهره حقیقی حسابهای پسانداز و پایین بودن بازده حقیقی بخشهای دیگر در چند سال گذشته بوده است. ولی خب میدانیم که «شبهپول» همیشه قابلیت تبدیل به «پول» را دارد: خطر همین جا است که مردم در اثر تغییر نرخهای بهره یا انتظارات یا شوکهای دیگر، پولهای خود را از حسابهای پسانداز بیرون کشیده و مثلا وارد بازار مسکن یا ارز کنند. در این حالت آن خاصیت ضدتورمی شبه پول از بین میرود. خنثی کردن بمب نقدینگی دقیقا باید روی این محور متمرکز باشد. در قسمت دوم مطلب در مورد «ابزارهای بهرهای» و کارایی آنان در اقتصاد ایران بحث میکنیم.
ادامه دارد ...
تماس با نویسنده @hamed_ghoddusi
@hamedghoddusi