در دانشگاه استیونس نیوجرسی اقتصاد درس میدهم. حوزه تخصصم اقتصاد خرد کاربردی، اقتصاد انرژی و منابع طبیعی، مدیریت ریسک و کنترل بهینه تصادفی است. به علوم انسانی هم علاقهمندم. مسایل توسعه و سیاستگذاری ایران را دنبال میکنم و گاهی چیزهایی مینویسم.
تخصصها در شورای شهر
تخصصها در شورای شهر
اخیرا کمپینهایی ایجاد شده با شعارهایی مثل اینکه «شورای شهر جای ورزشکار و هنرمند نیست و مثلا فقط کسانی که مهندس سازه و معماری هستند باید در شورای شهر حضور پیدا کنند. » (نقل به مضمون). به عنوان کسی که به مباحث اقتصاد و مدیریت شهری علاقهمند هستم به نظرم این واکنش افراطی (در پاسخ به ناکارآمدیها و کژرفتاریهای برخی اعضای غیرمتخصص یا غیرمتعهد شوراها) افتادن از آن طرف بام است. وقتی چنین شعارهایی میدهیم باید دقت کنیم که در مورد کمیته «معماری و شهرسازی» شهرداری صحبت نمیکنیم، بلکه در مورد هیاتمدیره شهرداریها صحبت میکنیم. در نتیجه عینک تحلیلیمان باید این باشد که ترکیب بهینه اعضای هیاتمدیره یک شهر (یا حداقل یک شهرداری) چیست؟
شورای شهر نهادی بالذات سیاسی است و در شهرهای بزرگی مثل تهران و مشهد اتفاقا مستقیما درگیر فرآیند «تولید و تقسیم حجم عظیمی از رانت شهری» بین طبقات مختلف شهروندان است. هر تصمیم شهرداری، از الگوی منطقهبندی و شیوه برخورد با طرح جامع و تخصیص تراکم گرفته تا احداث یک اتوبان و ساخت مسیر دوچرخه تا اداره فرهنگسراها و خانههای محله و خانههای بهداشت تا الگوی معماری و شیوه تامین مالی شهر مستقیما منافع گروههای مختلف شهروندان را تحت تاثیر قرار میدهد. بنابراین نمایندگی شهروندان کسانی را لازم دارد که از ماهیت پیچیده و چندلایهای این رانتهای شهری، خواستههای طبقات مختلف شهروندان، شیوههای مذاکره و توافق برای رفع تعارض منافع بین گروه های مختلف، مکانیسمهای خلق ارزش و ثروت در شهرها، و شیوههای مدرن اداره نهادهای شهری اطلاع داشته باشند. این ابعاد در انحصار یک گروه متخصص نیست.
با این نگاه، به جای این که به مدرک تحصیلی آدمها نگاه کنیم (و بدتر از آن فهرستمان را محدود به متخصصان برخی حوزههای مهندسی کنیم) باید این را ببینیم که چه کسانی میتوانند در جمع شورا یک فرآیند به شدت سیاسی را به شکل عقلانی و کار پیش ببرند. شورا اعضای متعهد و پاکدست و دارای درک صحیح از ابعاد مسایل شهری لازم دارد. در حالت ایدهآل هیات مدیره شهرداری (همان شورای شهر) باید جمع متنوعی از حقوقدان و اقتصاددان و متخصص محیط زیست و مباحث مدیریت شهری تا نماینده منافع کارگران و تجار و کارمندان و بازنشستهها و خانوادهها و صنعتگران و الخ را در بر بگیرد و این چیزی ورای مهندس شهرسازی و سازه است.
در این نگاه، حضور یکی دو نفر هنرمند و ورزشکار هم در ترکیب شورای شهر لازم است٬ چرا که ورزش و هنر جزءهای مهمی از زندگی شهری هستند. منتها باید تاکید کرد که صرف سلبریتی بودن در هنر و ورزش و علم و الخ نباید دلیل کافی برای حضور در شورای شهر باشد. شورا ورزشکار و هنرمند و پزشک و مهندس و دانشمندی را لازم دارد که در عرصه سیاستگزاری و مدیریت کارآموزیهای لازم را کرده باشد، امتحان خود را پس داده باشد و بداند مدیریت ابعاد هنری و ورزشی و سلامت غیره در شهرهای غولپیکیری مثل تهران چه ابعادی دارد و چه طور باید با آن برخورد کرد.
من اگر باشم از هر نامزد شورای شهر این سوالها را میپرسم: ۱) در حوزه تخصص شما، پنج مساله اصلی شهر چیست؟ ۲) پنج مگاپروژه کاملا مشخص برای بهبود آن معضلات را پیشنهاد کنید. ۳) «منابع» لازم برای این بهبودها و مگاپروژهها چه طور باید تامین شود؟ و نهایتا ۴) چه طور باید «انگیزههای» لازم برای پیشبرد این بهبودها را خلق کرد؟
@hamedghoddusi کانال یک لیوان چای داغ٬ نوشتههای حامد قدوسی