در دانشگاه استیونس نیوجرسی اقتصاد درس میدهم. حوزه تخصصم اقتصاد خرد کاربردی، اقتصاد انرژی و منابع طبیعی، مدیریت ریسک و کنترل بهینه تصادفی است. به علوم انسانی هم علاقهمندم. مسایل توسعه و سیاستگذاری ایران را دنبال میکنم و گاهی چیزهایی مینویسم.
آب مجازی: نتیجهگیریهای نادرست
آب مجازی: نتیجهگیریهای نادرست
در محافل تخصصی اقتصاد آب و محیطزیست مفهوم آب مجازی (و با اندکی تسامح ردپای آب) به عنوان موضوعی «زیاده از حد جدیگرفتهشده» (Oversold) مطرح است. به این معنی که آب مجازی به مثابه یک مفهوم توصیفی و نسبتا مکانیکی که طبعا ظرفیت تحلیلی و توصیهای محدودی دارد بسیار پرطرفدار شده است. کسانی که سعی کردهاند تحلیلهای جدی روی این مفهوم سوار کنند به خلاءهای نظری یا امپریکال جدی برخوردهاند و در نتیجه ادبیات انتقادی روی این مفهوم زیاد است.
به عنوان مثال، یکی از مشکلات مفهوم آب مجازی (به عنوان ابزاری برای آگاهی بخشی عمومی) این است که هیچ چیزی در مورد «کمیابی» یا «ارزش سایه» آب مصرف شده برای محصولات مختلف نمیگوید و همه این آبها را با هم یکی میگیرد. در حالیکه محصولات صنعتی و کشاورزی که در نقاط مختلف دنیا تولید شدهاند، از منابع آب با درجه کمیابی و استرس مختلف استفاده کردهاند و در نتیجه مقایسه «ردپای آب» آنها بدون توجه به این موضوع، شبیه مقایسه سیب و گلابی است.
به این مثال دقت کنید: بارها و بارها شنیدهایم که یک کیلو گوشت گاو به چیزی بین پنج هزار تا پانزده هزار لیتر آب برای تولید نیاز دارد*. از طرف دیگر مردم را تشویق میکنیم که در مصرف آب روشویی و حمام دقت کنند. خب با این عدد ۵۰۰۰ لیتر آب در یک کیلو گوشت یک پیام غلط به مصرفکننده نمیدهیم؟ فرد حساب میکند که با همه تلاشش برای یک دوش گرفتن کارا، شاید نزدیک ۵۰ لیتر آب صرفهجویی کند. خب پیش خودش میگوید، یک کیلو از مصرف گوشتم کم میکنم و به جایش ۳۰-۹۰ بار دوش طولانی میگیرم! خب فورا به صورت شهودی میبینیم که این مقایسه و نتیجهگیری غلط است. ولی چرا غلط است؟
اشتباه فرد در ضعف تحلیلی آب مجازی و پیام غلط منتقل شده به او نفهته است. آبی که برای دوش گرفتن در تهران تامین میشود، از حیث هزینه دستیابی و میزان کمیابی بسیار متفاوت از آبی است که مثلا در مراتع آرژانتین یا برزیل برای تولید گوشت گاو استفاده شده است. به همین شکل، مثلا کمیابی آبی که برای تولید پسته در ایران یا قهوه در اتیوپی مصرف میشود، بسیار با آبی که مثلا در مزارع کانادا صرف میشود فرق دارد. در کشورهایی مثل کانادا و برزیل، ارزش سایه (Shadow Value) آب نزدیک صفر است ولی در جایی مثل وسط ایران ارزش سایه اب بسیار بالا است.
اگر بخواهیم از آب مجازی به صورت دقیق و درست برای سیاستگذاری و مدیریت مصرف استفاده کنیم، باید در کنار «ردپای آب» هر محصول، درجه کمیابی آب مصرفشده در آن محصول را هم اضافه کنیم. به این ترتیب جامعه متوجه میشود که گاهی سرمایهگذاری یا تلاش صرفهجویی در مصرف کالایی که مثلا هزار لیتر آب مصرف کرده است، از صرفهجویی در مصرف کالای دیگری با ده هزار لیتر آب، برای محیطزیست مفیدتر است. طبعا صرفهجویی همیشه خوب است ولی چون صرفهجویی و کارا کردن مصرف، گاه مستلزم صرف انرژی و سرمایه و تلاش است، باید مواردی انتخاب شود که بالاترین بازده را برای محیطزیست دارد.
* این عدد البته در جای دیگری و برای تحلیل سناریوهای جهانی آب خیلی مهم است چون به ما میگوید که اگر در اثر رشد اقتصادی و تحولات فرهنگی، مردم کشورهایی مثل چین و هند از گیاهخواری به گوشتخواری رو بیاورند چه اتفاقی برای کل مصرف آب میافتد.
ارزش سایه در واقع میگوید که اگر یک لیتر از آب را صرفهجویی کردیم، با آن چه کار دیگری میتوانیم بکنیم. اگر میزان آبی که یک کشور دارد، به نسبت زمین قابل کشت یا محیطزیست طبیعی آن کشور خیلی زیاد باشد، ارزش سایه اب نزدیک صفر است. کانادا و برزیل مثالهایی از این کشورها هستند.
تماس با نویسنده @hamed_ghoddusi
@hamedghoddusi