اولویت ملی برای نظام‌های پرداخت اکوسیستم

اولویت ملی برای نظام‌های پرداخت اکوسیستم

عید سعید فطر را خدمت دوستان گرامی تبریک می‌گویم.

در خبرها بود که مردم یکی از شهرهای شمال امروز در اعتراض به یک طرفه شدن جاده هراز مانع از ورود مسافران تهرانی به شهرشان شده‌اند. این اتفاق یکی دیگر از نشانه‌های بحران پیدا و پنهان در ظرفیت محیط‌زیست و منابع طبیعی کشور برای تحمل توریسم روزهای تعطیل است. چند مشاهده ساده را کنار هم بگذاریم:

۱) در طول ۲۵ سال گذشته درآمد سرانه کشور زیاد شده (به غیر از سال‌های ۹۰-۹۴) و قیمت نسبی خودرو هم مرتبا کاهش پیدا کرده است. همانند بقیه کشورهای دنیا ضریب بهره‌مندی از خودرو سال به سال بالاتر خواهد رفت.

۲) عمده مراکز جمعیتی در کشورهای توسعه‌یافته در مناطق سرسبز قرار دارند و در نتیجه کمربند بزرگی از فرصت‌های استراحت و تفریح حول شهر وجود دارد که توریسم روزهای تعطیل را جذب می‌کند. متاسفانه تهران به عنوان مهم‌ترین مرکز جمعیتی کشور فاقد ظرفیت‌های تفریحی طبیعی کافی در اطراف خود است.

۳) با رشد طبقه متوسط و افزایش درآمد (در کنار تغییرات فرهنگی و سبک زندگی) سهم تفریح و گردشگری در سبد مصرف بالا خواهد رفت.

این سه مشاهده ساده به ما می‌گوید که سال به سال به تقاضای سفر به نقاط توریستی نزدیک به تهران افزوده خواهد شد و طبعا جنگل و دریای زیبای شمال یکی از اولین مقاصد است. ولی متاسفانه با شیوه مسافرت، مصرف، و مدیریت پسماند فعلی محیط‌زیست شمال کشش این همه تقاضا را ندارد.

مردم مناطق بین راه طبعا تا حدی از این جریان گردشگری سود می‌برند ولی کاملا محتمل است که از زاویه ساکنان محلی، هزینه‌های «عبور» کاروان گردشگران از برخی شهرهای غیراقامتی بین راه (مثل آلودگی، تصادف و خطر، راه‌بندان، سر و صدا و الخ) از منافع ناشی از توقف و خرید موردی در این شهرها کم‌تر باشد. این موضوع محدود به کشور ما نیست و در مورد اثرات بیرونی منفی (Negative Externality) ناشی از مسیرهای حمل و نقل از مناطق طبیعی مفصل بحث شده است. در این حالت حق جامعه محلی است که نگران این اثرات بیرونی منفی باشد و آن را مدیریت کند.

در کنار راه‌حل‌های دیگری مثل ارتقاء فرهنگ مدیریت پسماند، هدایت تقاضای گردشگری به سایر مناطق نزدیک به تهران، تغییر فناوری حمل و نقل توریستی به وسایل جمع‌تر و الخ یک موضوع مهم هم طراحی مکانیسم‌های پرداخت برای محیط‌زیست است. این مکانیسم‌ها مالیات مستقیمی از مصرف‌کنندگان محیط‌زیست و منابع طبیعی دریافت می‌کند. مثلا ساکنان شهرها می‌توانند عوارضی برای عبور مسافران از شهر خود وضع کنند، دولت می‌تواند یک مالیات اضافه برای خودروهای عازم شمال در روزهای پرترافیک تعیین کند (دقت کنیم که اثرات منفی روی محیط‌زیست می‌تواند به صورت غیرخطی با حجم سفر بالا برود)، بطری‌های نوشابه و وسایل یک‌مصرفی که در شمال به فروش می‌رسند مالیات اضافه‌ای داشته باشند که صرف هزینه‌های پاکسازی محیط‌زیست از پسماند این مواد شود و الخ.

در نگاه اول ممکن است اعتراض شود که سفر به شمال یکی از معدود تفریحات گسترده مردم معمولی جامعه است و لذا وضع مالیات و پرداخت اکوسیستم به لحاظ سیاسی و اجتماعی قابل پذیرش نخواهد بود. دقت کنیم که عمده مسافران شمال جزو طبقه متوسط به بالا هستند، مالیات پیش‌نهادی به نوعی بازتوزیع درآمد از این مسافران به نفع ساکنان شهرهای شمالی و نیز به نفع حفظ منابع طبیعی متعلق به کل ملت ایران است.

@hamedghoddusi کانال یک لیوان چای داغ٬ نوشته‌های حامد قدوسی‌