در دانشگاه استیونس نیوجرسی اقتصاد درس میدهم. حوزه تخصصم اقتصاد خرد کاربردی، اقتصاد انرژی و منابع طبیعی، مدیریت ریسک و کنترل بهینه تصادفی است. به علوم انسانی هم علاقهمندم. مسایل توسعه و سیاستگذاری ایران را دنبال میکنم و گاهی چیزهایی مینویسم.
تالس فیلسوف و انحصار آسیاب روغن زیتون!
تالس فیلسوف و انحصار آسیاب روغن زیتون!
در مقدمه یکی از مقالات تخصصیمان در مورد اقتصاد صنایع پردازشگر کومودیتی (مثل پالایشگاهها یا صنایع معدنی) این داستان مشهور را از کتاب سیاست ارسطو نقل کردهایم که نشان بدهیم مدلی که ارائه میکنیم در یونان باستان هم شناخته شده بوده:
«تالس حکیم متهم بود که فقط فلسفه میورزد و کار عملی بلد نیست. برای این که ثابت کند این طور نیست، یک بار از دانش ستارهشناسیاش استفاده کرد و پیشبینی کرد که سال بعد فصل خوبی برای درختان زیتون خواهد بود (ظاهرا مدلهای پیشبینی یونانیهای قدیم خیلی قوی بوده است). پس رفت و همه آسیابهای روغنزیتون شهر را پیشاپیش و در فصل زمستان که هنوز کسی دنبال این چیزها نبود اجاره کرد. فصل تابستان که شد محصول زیتون فراوان بود (به زبان امروز تابع عرضه به سمت چپ منتقل شده بود) و همه دنبال این بودند که آسیاب روغنزیتون اجاره کنند تا محصول نهایی را به بازار عرضه کنند (خامفروشی آن موقع هم سود نداشته). ولی خب آسیابها همه در اجاره تالس بودند و او آنها را به قیمت بالایی به مشتریان اجاره داد (رانت ناشی از محدودیت عرضه) و پول خیلی خوبی به جیب زد.»
دیده ام که تا اینجای داستان را در برخی کتابهای مدیریت و کسب و کار و امثال آن هم نقل کردهاند. ولی معمولا آخرین جمله تالس که اتفاقا همه نکته داستان آنجا است در این نقل قولها حذف میشود. داستان را ادامه بدهیم:
کتاب سیاست ارسطو قصه را این طور پایان میدهد که: «بعد از این که تالس این سود تجاری را به دست آورد، به میان قوم برگشت و گفت که من هدفم فقط این بود که به شما نشان بدهم که دانش فیلسوف میتواند حتی در زندگی عملی هم مفید باشد ولی "فیلسوف را سودای موضوعات مهمتری در سر است" و دوباره به سر کار خودش یعنی فلسفهورزی برگشت.»
پ.ن: داستان و روایت ارسطو را باید در بستر ارزشهای جامعه یونان باستان رمزگشایی کرد که در آن تجارت (در مقابل تولید) امر خفیف و غیرارزشمندی به حساب میآمد.
@hamed_ghoddusi تماس با نویسنده
@hamedghoddusi