وسواس در به‌کارگیری ابزارهای ساده‌سازی‌شده

وسواس در به‌کارگیری ابزارهای ساده‌سازی‌شده

سال ۸۴ احتمالا یکی از اولین سمینارهای عمومی (و بعد از آن هم دوره‌های آموزشی غیر دانش‌گاهی) در مورد کاربردهای نظریه بازی را ارائه کردم. با تجربه‌ منفی که از مباحث مشابه (مثلا تفکر سیستمی و پویایی سیستم‌ها) در کشور داشتم٬ تمام سخن‌رانی‌های را با یک اسلاید شروع می‌کردم که «نظریه بازی هم ابزار ساده‌ای در کنار سایر ابزارهای فکری است. امیدوارم تبدیل به ابزار همه‌فن‌حریف جدیدی نشود». برای اطمینان هم معمولا اسلاید دوم یا سوم را در مورد محدودیت‌ها و ضعف‌های نظریه بازی می‌گذاشتم تا مخاطب بیش از حد هیجان‌زده نشود و بداند نظریه بازی کجاها به کار «نمی‌آید» و حد و حدود کاربردهای آن کجا است. الان بعد از بیش از یک دهه٬ نظریه بازی در بیش‌تر موسسات دانش‌گاهی کشور فراگیر شده، متخصصان این موضوع زیاد هستند و دیگر اکثریت دانش‌جویان و فارغ‌التحصیلان حداقل با مقدمات آن آشنا هستند. ولی نگرانی اولیه هم‌چنان به جا است و با فراگیر شدن دانش عمومی در مورد نظریه بازی‌ها گاه مواردی از استفاده یا نتیجه‌گیری نابه‌جا از آن را هم می‌بینیم. مثالی از این کاربرد نابه‌جا را در یکی از متون مشهوری که در این سال‌ها خیلی دست به دست شده است به زودی به تفصیل بحث می‌کنم.

نظریه بازی و ابزارهای مشابه آن ابزارهای ساده‌سازی‌شده (Stylized) هستند. در نتیجه در استفاده از آن‌‌ها برای توضیح موقعیت‌های دنیای واقعی باید خیلی دقیق و مراقب بود. در اکثر موقعیت‌ها این نوع ابزارها نتیجه‌ای فرای یک نمایش صرف ریاضی از مساله ارائه نمی‌کنند و یا منجربه به تعادلی نمی‌شوند که با واقعیت بخواند. گاهی هم منجر به تعادل‌هایی می‌شوند که خیلی با فروض اولیه مساله فاصله ندارند و در نتیجه شهود مفید جدیدی تولید نمی‌کنند. گاهی هم ممکن است به ظاهر منجر به تولید تعادل‌های جدید و جالبی شوند ولی وقتی به لحاظ فنی دقت کنیم می‌بینیم که در صورت‌بندی مساله یا برقرار بودن شرط تعادل اشتباه شده است.

استفاده موثر و مفید از «ابزارهای ساده‌سازی‌شده» نیازمند تمرین و مطالعه زیاد است و متاسفانه آشنایی با مقدمات معمولا فایده عملی زیادی (غیر از این‌که فرد را با زبان نتایج و صورت‌بندی‌های بقیه آشنا می‌کند) ندارد. مثال مقابل می‌تواند برخی ابزارهای مهندسی/کاربردی باشد که گاه حتی دانستن مقدمات‌شان می‌تواند منجر به نتایج عملی شود. مثلا کسی که مقدمات نظریه پورت‌فولیو یا قیمت‌گذاری سهام را به درستی بداند می‌تواند تا حدی از آن در زندگی روزمره استفاده عملی کند. نظریه بازی و ابزارهای تحلیلی مشابه آن از این جنس نیستند.

@hamedghoddusi کانال یک لیوان چای داغ٬ نوشته‌های حامد قدوسی