در دانشگاه استیونس نیوجرسی اقتصاد درس میدهم. حوزه تخصصم اقتصاد خرد کاربردی، اقتصاد انرژی و منابع طبیعی، مدیریت ریسک و کنترل بهینه تصادفی است. به علوم انسانی هم علاقهمندم. مسایل توسعه و سیاستگذاری ایران را دنبال میکنم و گاهی چیزهایی مینویسم.
بازسازی تاریخ بشر
بازسازی تاریخ بشر
از دوستانم روی فیسبوک خواستم تا آزمایش ذهنی انجام بدهیم: فرض کنیم به ده هزار سال قبل در دل یک جامعه شکارگر-گردآور (Hunter-Gatherer) پرتاب شدهایم و فرصت داریم «سه چیز» از دنیای امروز به آدمهای آن موقع یاد بدهیم تا جامعه آنها با دانستن آن سه چیز سریعتر "پیشرفت" کنند و وقتی به امروز ما میرسند از ما "جلوتر" باشند. (پیشرفت و جلوتر را در گیومه میگذاریم که بگوییم این مفاهیم بحثبرانگیز است و خود نویسنده هم متوجه است که مفهومی مثل "جلوتر" بودن به این راحتی قابل تعریف نیست. علیالحساب بگوییم جلوتر بودن یعنی بالاتر بودن خوشحالی جمعی).
ولی با قبول این محدودیت، آن سه چیز انتخابی شما چیست؟ بد نیست از دوستان اینجا هم دعوت کنم فکر کنند.
دهها جواب توسط دوستان پیشنهاد شد که برای خود خیلی آموزنده بود. خلاصهای از جمعبندیام را اینجا میگذارم.
به نظرم پاسخها در چهار دسته قابل طبقهبندی بود و رسیدن به این طبقهبندی در واقع هدف من از این آزمایش ذهنی دستهجمعی بود:
۱) فناوریهایی که انضمامی هستند و اثرشان هم فورا قابل نشان دادن است. این فناوریها احتمالا نیاز به طی کردن دوره تاریخی ندارند و هر زمانی که منتقل شوند میتوانند جذب شده و وضع جامعه میزبان را بهتر کنند. جوابهای برتر در این حوزه: خط و نوشتن، چرخ، استحصال انرژی، کانالکشی آب، استخراج فلزات، اصول بهداشت، کاغذ
۲) دانشهای نرمتری که در اصل کاربردی هستند ولی اثرشان به صورت فوری قابل اثبات نیست و نیاز به کاربست دارد. جوابهای برتر در این زمینه: عدد، حساب دیفرانسیل، اصول ثبت و ذخیره اطلاعات
۳) مبانی فکر و رفتار که یک درجه از دانشهای نرم انتزاعیتر هستند: و در بلندمدت پاسخ میدهند. جوابهای برتر در این زمینه: تفکر انتقادی، روش علمی و اصول آزمایش مبتنی بر شواهد، دیتا سایناس، اصل تقسیم وظایف، دیپلماسی، دیالوگ
۴) اصول بنیادی که به سادگی قابل انتقال و قانع کردند نیستند، حتی اگر شونده آنها را کامل درک کند میتواند در اثر ساختار اجتماعی فراموششان کند و به رفتار گذشته برگرد. این اصول محصول تجربه جمعی بشر است و از دل تجربههای تاریخی بیرون میآید و شاید به صورت کپسولی قابل انتقال نباشند. جوابهای برتر در این زمینه: قانون و لزوم مهار قدرت مطلق، دموکراسی، برابری جنسیتی، حقوق مالکیت
وقتی به این طبقهبندی چهارگانه نگاه میکنیم، از پایین به بالا به مفاهیم پایهایتر میرسیم که احتمالا در بلندمدت باعث بالندگی جوامع میشوند ولی در عوض خیلی سختتر هم قابل انتقال از بیرون و جذب بدون رشد تاریخی هستند.
از بین نزدیک صد جواب متعدد، انتخاب من «تفکر انتقادی و اصول پژوهش علمی» بود که از یک طرف آن قدر انتزاعی و بحثبرانگیز نیست و از طرف دیگر اگر در یک جامعه "بدوی" جذب و درک شود میتواند منجر به نوآوریهای فناورانه خیلی متعددی شود که شاید اساسا مسیر دیگری به حرکت بشری بدهد. با دانستن متد علمی بشر احتمالا زمان خیلی کمتری لازم دارد تا چرخ و باروت و چاپ و الکل و میکروب و پرورش حیوانات و امثال آن را کشف کند. ولی از طرف دقت کنیم که دانستن این متد علمی تقریبا لزوما تضمینی نمیدهد که بشر به موضوعاتی مثل اخلاق، محیطزیست، پرهیز از جنگ و زورگویی و امثال آن توجه کند.
تماس با نویسنده @hamed_ghoddusi
@hamedghoddusi