من آن خرمگسی هستم که خدا وبال این دولتشهر کرده و تمام روز و همه جا شما را نیش زده و برمی انگیزانم. دیگر به آسانی کسی چون مرانخواهید یافت و از این رو به شما اندرز می دهم که از گرفتن جان من درگذرید. «دفاعیات سقراط» @farhad_ghanbariiiii


چندان که شهرمان … … ….!!!. در جنگ سلاخان به تل خاک بدل شدند؛. به ساختن دوباره کوشیدیم!

در سرما و گرسنگی. ارابه‌های آهنین خارا را. چون روزگاری به دنبال خود کشیدیم!. آجرها را با دستان برهنه بر هم چیدیم؛. تا فرزندانمان را. برده وار - به دیگران نفروشیم!. پاک ساختیم!. پس برای فرزندان خویش مکتب‌ها بنا کردیم. پاک ساختیم!. ...
  • گزارش تخلف

پس از کودتای پینوشه علیه آلنده، ویکتور خارا و پنج هزار تن از جوانان شیلی را به استادیوم؛ یعنی همانجایی که کنسرت‌های حمایتی آلنده ب

پاسخ ویکتور مثبت بود: البته که حاضرم رئیس زندان به یکی از گروهبانان گفت گیتارش را بیار!. گروهبان رفت و تبری با خود آورد و هر دو دست ویکتور خارا را با آن شکستند. آنگاه رئیس زندان به طعنه گفت: -خوب، بخوان! چرا معطلی؟ …. ویکتور خارا، درحالی که دستان خونریزش را درآسمان حرکت می‌داد از هم‌زنجیران خود خواست که با او هم صدایی کنند وآنگاه آواز پنج هزار دهان به خواندن «سرود وحدت» که ویکتور تصنیف کرده بود در استادیوم سانتیاگو طنین افکند:. مردمی یک‌دل ویکصدا. هرگز شکست نخواهند … …. پس از آن وحشیانه به رگبار بسته شد و پیکرش به گورهای دسته جمعی انتقال یافت. ...
  • گزارش تخلف

قدیسی، بی آنکه بداند چگونه،. به دروازه‌های بهشت رسید و کوبه مفرغی را کوبید. پطروس مقدس به در آمد

<<اگر این در را نگشایید گل داوودی تان را بر می‌کنم>>. پطرس با صدایی چون تندر پاسخش داد. از نظرم دور شو جغد شوم. مسیح را با تحفه و پول نمی‌توان خرید. و تو با دست ملاحان، دستت به دامنش نخواهد رسید. اینجا به کبکبه اسکلت تو نیازی نیست. تا رقص خدا و پیروانش را رونق بخشد. تو میان آدمیان زیسته‌ای. و شمایل‌های دروغین و صلیب قبرستان فروخته‌ای. ...
  • گزارش تخلف

ای کسانی که سالم هستید! نشان سلامتی شما چیست؟

چشمان تمامی افراد بشر به پرتگاهی هولناک خیره شده که دارد در آن سقوط می‌کند …اگر شما شهامت نگاه کردن به ما، غذا خوردن با ما، حرف زدن با ما، نوشیدن با ما و همزیستی با ما را نداشته باشید، ما از شما نیستیم و آزادی به درد ما نمی‌خورد، همین به اصطلاح سالم‌ها هستند که دنیا را به سوی فاجعه کشانده‌اند. ای انسان! گوش بده، در تو آب و آتش و خاکستر وجود دارد، استخوانها در داخل خاکستر، استخوانها و خاکستر اکنون که نه در دنیای واقعیات و نه در تخیلات خود هستم، کجا هستم؟. یک قرار داد جدید با دنیا می‌بندم که آفتاب در شب بتابد و برف در تابستان ببارد چیزهای بزرگ تمام می‌شوند و کوچکها هستند که باقی می‌مانند. اجتماع باید همبسته و متحد باشد نه اینطور تکه تکه کافی است به طبیعت نگاه کنیم و بفهمیم که زندگی چیز ساده ایست و باید برگردیم به نقطه شروع، نقطه‌ای که شما از همان جا راه غلط را انتخاب کردید. باید برگردیم به اصول بنیادی زندگی بدون کثیف کردن آب. این چه دنیایی است که یک دیوانه باید به شما بگوید! شرم بر شما. آندری تارکوفسکی ...
  • گزارش تخلف

درد اصلی زندگی ما این است که در این دوره دیگر استادان بزرگ وجود ندارند

خیابان قلب ما را سایه‌ای فرا گرفته. چرا باید به صداهایی که بی فایده به نظر می‌رسند گوش فرا داد؟ چرا باید در مغزهایی که با لوله کشی‌های طولانی فاضلاب، دیوارهای مدارس، آسفالت و سایر وسایل کمکی زندگی پر شده‌اند، وزوز حشرات وارد شود؟. باید گوشها و چشمهای همگی ما از چیزهایی که شروع یک آرزوی بزرگ را تشکیل می‌دهند، پر شوند. یک نفر باید فریاد بزند …هرمهایی خواهیم ساخت. اگر بعدا آنها را نساختیم، اهمیتی ندارد. باید آرزو کردن وجود داشته باشد. باید روح خودمان را از همه طرف بکشیم مانند یک ملافه که قابل کشیده شدن تا بی نهایت باشد. اگر می‌خواهید دنیا به جلو برود، باید دستهای یکدیگر را بگیرید و باید مخلوط شوید. ...
  • گزارش تخلف

فرهاد قنبری:

اولین واکنش مردم پس از دیدن رفتار غیر اجتماعی یا رانندگی خلاف قائده یک شهروند این است که: یارو تازه گوسفنداشو فروخته اومده شهر …. این نوع گفتمان و نشاندن خود در جایگاه «من برتر و شهری و متمدن» و دیگری روستایی و دامپرور ریشه در خشونت گفتمانی پنهانی دارد که هر «غیر خودی» را به عنوان و امل و غیر اجتماعی معرفی می‌کند … به ندرت چوپان یا دامداری گوسفندان خود را فروخته و راهی شهرهای بزرگ یا اینستاگرام و فضاهای مجازی می‌شود تا با ویراژ دادن در خیابان یا به نمایش گذاشتن تفریحات و بدن خود کسب هویت کند. فرد دامپرو روستایی اغلب به آن محیط و سبک زندگی عادت کرده و راضی به ترک شرایط خود نیست …افرادی که به این صورت در رانندگی یا به نمایش گذاشتن سبک زندگی در فضای مجازی وقت می‌گذرانند همان افراد به ظاهر مدرن و متمدنی هستند که در قبال هر رفتار خود به جای اندیشه و پاسخگویی و اصلاح سعی در تبرئه خود و متهم کردن دیگری می‌کنند و ابتذال و بی مسئولیتی خود را پشت عنوان شهری بودن پنهان می‌کنند …این نگاه هر شیوه زیست دیگری جز شیوه زیست خود را مورد تمسخر قرار داده و با واژه هایی توهین آمیز خطاب قرار می‌دهد. جشن «خز ...
  • گزارش تخلف

«غریبه».. زیر نامه‌ام نوشتم غریبه. وغریبانه نوشتم

به نام تو می‌خواهم به جنگ بروم. می خواهم کاری بزرگ کنم. هزاران کودک را نجات بدهم. تفنگم را به سوی خودم بگیرم. اگر قرار به شلیک گلوله‌ای باشد. جهان را زیر و رو می‌کنم برای کاشتن گلهای زیبا. آسمان را آبی برای پرواز پرنده‌ها. و دریاها را آرام. برای رقص ماهی‌ها. ...
  • گزارش تخلف

فرهاد قنبری:. این نمایش اقتباسی از رمانی به همین نام است

داستان این نمایش در حال و هوای آغاز جنگ جهانی اول در اتریش و چگونگی تبدیل سوژه‌ها به ربات‌های آدمکش است. حال و هوای نمایش که اغلب حالت طنز و کمیک دارد به صورت زیبایی جنگ طلبان و کاسبان جنگ را به سخره می‌گیرد …در بخشی هایی از نمایش چنان فضای تلخ و سیاهی از شرایط جنگ به نمایش در می‌آید که هر تماشاگری را تحت تاثیر قرار می‌دهد. فضایی که هر چه به پایان نمایش نزدیک می‌شویم پر رنگ‌تر شده و نمایش را در اوج به پایان می‌رساند.. بازی خوب اغلب بازیگران به ویژه فرهاد آییش هم از نقاط قوت این نمایش است …از ایرادات این نمایش هم طولانی بودن (دو و نیم ساعت) آن است که باعث خستگی تماشاگر می‌شود، مسئله‌ای که به نظر با حذف بخش هایی از قسمت‌های میانی نمایش قابل رفع شدن بود.. در کل موضوع و اجرا این نمایش جذاب و دلنشین است و تماشاگران با هر نوع نگاهی و فکری را راضی نگه می‌دارد. ...
  • گزارش تخلف

ما همه گناهکاریم یا ما همه مسئولیم؟.. فرهاد قنبری:

در شرایط بحران اجتماعی اغلب جوامع شعار «ما همه گناهکاریم» سر می‌دهند. شعار ما همه گناهکاریم یعنی اینکه ما همه سر و ته یک کرباسیم. این شعار در عمل به بی کنشی و انفعال منجر می‌شود چون در شرایطی که همه گناهکار باشند هیچکس صلاحیت فریاد زدن یا اصلاح شرایط را بر عهده نمی‌گیرد.. در مقابل فجایع و آسیب‌های اجتماعی باید گناهکار شناسایی شده و مجازات شود و نباید با شعار ما همه گناهکاریم، جانیان و متجاوزان را در کنار اکثریت جامعه قرار دارد و تبرئه کرد …پس از هجوم مغول جامعه با شعار «ما همه گناهکاریم» شانه از بار مسئولیت اجتماعی خود خالی کرد و به جای ساختن دوباره بنیان‌های فروپاشیده اجتماعی، با عزلت گزینی و گوشه نشینی در مسیر تصوف قدم نهاده و مسئولیت خود در قبال جامعه را به طور کامل رها کرد و باعث به وجود آمدن فجایع بعدی شد، به گونه‌ای که دیگر ایران هیچگاه نتوانست موقعیت فرهنگی و اخلاقی خود قبل از هجوم مغول‌ها را بازیابد …وظیفه ما این نیست که چون پدران ما گناه کرده‌اند یا جنایت در جامعه زیاد شده است بگوییم «پس ما همه گناهکاریم» بلکه باید از مسئولیت جمعی که تک تک افراد در قبال گذشته و حال جامعه خود د ...
  • گزارش تخلف