رابطه.. می‌دانم مادرش از من متنفر است

#داستانک

رابطه

می‌دانم مادرش از من متنفر است. هرهفته وقتی مرا با او می‌‌بیند که دست در دستِ هم می‌گوییم و می‌خندیم، عصبانی می‌شود. می‌گوید دخترش نباید با یک معتادِ بی‌سروپا رابطه داشته باشد. من هم تلاش می‌کنم به مادرش بفهمانم که چقدر او را دوست دارم و هرگز ممکن نیست باعث ناراحتی‌اش بشوم. چند هفته پیش که بحث من و مادرش بالا گرفته بود، او ‌آمد دست در گردنم ‌انداخت، خودش را در آغوشم جمع ‌کرد، بوسیدم و گفت که خیلی دوستم دارد. از آن به بعد مادرش کمتر سخت‌گیری می‌کند; حتی قرار شده درباره این‌که من دوروز در هفته بتوانم دخترکم را ببینم فکر ‌کند.


#م_سرخوش
@mohsensarkhosh_khatkhatiii