اینجا تلاشهای ادبیام (شامل داستان کوتاه، داستانک، یادداشت، و پاراگرافهای منتخبِ کتابهایی که میخوانم) را به اشتراک میگذارم. گاهی هم موسیقیای که به دلم مینشیند. همراهیِ شما نعمتی است که شاید باور نکنید چهاندازه برایم عزیز است. @mohsensarkhosh
یکی از بازیکنان تیم والیبال آمریکا، از خبرنگاری که میخواست با او سلفی بگیرد پرسید:
#فرهنگ
یکی از بازیکنان تیم والیبال آمریکا، از خبرنگاری که میخواست با او سلفی بگیرد پرسید:
_چرا اینجا همه آیفون دارند؟ هرجا میرویم وقتی با ما عکس میگیرند، همه آیفونهای مدلبالا در دست دارند. چقدر آیفون اینجا طرفدار دارد، نکند کارخانهی آیفون در ایران است؟!
باید به ایشان گفت:
نهتنها کارخانهی آیفون، که کارخانهی پورشه و بنز و مازراتی هم در ایران است!!!
اصلا تمام برندهای بزرگ دنیا در ایران تولید میشود!!!
اما اشتباه نکنید; ما ثروتمند نیستیم. ما فقیران پولداری هستیم که از شدت مصرفگراییِ افسار گسیخته و اشرافیتِ دروغین، در حال ترکیدنیم...
ما بههر قیمتی باید با کلاس باشیم!!!
ما پنجنفری در آپارتمان شصتمتری تو هم میلولیم، اما در آشپزخانهی پنجمتریمان یخچال سایدبایساید داریم!!!
ما در تمام سال بیستهزار تومان خرج کتاب نمیکنیم، اما پنجمیلیون تومان برای تلویزیون الایدی پول میدهیم!!!
ما در روز دهدقیقه پیادهروی نمیکنیم، اما یک تردمیل آخرین مدل گوشهی خانهمان خاک میخورَد...
ما خودمان نیستیم...
کپی دستِچندمی از دیگرانیم...
ما حالمان خوب نیست...
و هرچه درونمان داغانتر و خرابتر و افسردهتر میشود،
بیرونمان شیکتر و خوشگلتر و با کلاستر!!!
هرچه غمهامان بیشتر میشود، سرخاب و سفیدابِ صورتمان بیشتر!!!
ما شبیه هدیهی ارزانقیمتی هستیم که یک کاغذکادوی شیک و رنگارنگ به دورش کشیده شده است...
حبابِ بزرگی پُر شده از هیچ!
و ما امروزه زندگی نمیکنیم، ادای زندگی کردن را در میآوریم!!!
#ناشناس