اینجا تلاشهای ادبیام (شامل داستان کوتاه، داستانک، یادداشت، و پاراگرافهای منتخبِ کتابهایی که میخوانم) را به اشتراک میگذارم. گاهی هم موسیقیای که به دلم مینشیند. همراهیِ شما نعمتی است که شاید باور نکنید چهاندازه برایم عزیز است. @mohsensarkhosh
روپوش سفید.. بعد از هفت سال انتظار و دوری، سر قول و قرارش ماند و از آن طرف دنیا برگشت
#داستانک
روپوش سفید
بعد از هفت سال انتظار و دوری ، سر قول و قرارش ماند و از آن طرف دنیا برگشت . قول داده بود برود و با روپوش سفید پزشکی برگردد . برگردد تا با هم رویا های زیبایمان را بسازیم . آن هم چه رویا هایی .
همیشه عکس هایش را توی دانشگاه یا بیمارستان برایم می فرستاد و من کلی ذوق می کردم . وقتی توی آن روپوش می دیدمش که با هم کلاسی ها و هم کار هایش ایستاده و لبخند بر لب دارد قند توی دلم آب می شد و عکسش را هزار بار می بوسیدم و کلی قربان صدقه اش می رفتم . هر دو مان هفت سال صبورانه انتظار کشیده بودیم و لبریز از امید و آرزو و رویا ، لحظه شماری کرده بودیم .
خبر برگشتنش را که شنیدم مثل دیوانه ها شده بودم . با آخرین سرعت ممکن خودم را رساندم . سر تا پا سفید پوش بود ؛ افسر راهنمایی علت حادثه را انحراف به چپ کامیون و عدم رعایت فاصله طولی و سرعت غیر مجاز راننده تاکسیِ فرودگاه اعلام کرد.
#م_سرخوش
@mohsensarkhosh_khatkhatiii