نصایح‌الفاتحه.. دختر جوان در اتوبوس چشم به دهان مسافر کناری دوخته بود که می‌گفت:

#داستانک

نصایح‌الفاتحه

دخترِ جوان در اتوبوس چشم به دهان مسافر کناری دوخته بود که می‌گفت:
ببین دخترجان، من از سرِ دل‌سوزی و تجربه این‌ها را می‌گویم.
اگر الان در پانزده‌سالگی قلبت از دیدن کسی تند تپید و دست‌وپایت را گم کردی، بدان این عشق نیست. بلکه از نشانه‌های زودگذرِ دوران بلوغ است؛ صبرکن بگذرد.
اگر در بیست‌سالگی کسی ابرازِ علاقه کرد، بدان دروغ می‌گوید; چون تو آن‌وقت در اوج زیبایی و لطافت هستی و او حتماً از همین خوشش آمده. بنابراین وقتی تو را به‌دست آوَرد، کم‌کم دلش را خواهی زد.
اگر در بیست‌وپنج سالگی وارد رابطه‌ای شدی عاقلانه و منطقی برخوردکن. محاسن و معایب طرف را بسنج، اما عجله نکن و اگر عیبی در او دیدی زود کنار بکش. حالاحالاها وقت داری.
اگر در سی‌سالگی برایت خواستگارِ مصممی پیدا شد، حواست به فاصله سنی‌تان باشد. در این سن زیاد پیش می‌آید که پسرانِ بی‌تجربه و احساساتی دل به دخترانِ هم‌سن یا بزرگتر از خودشان ببازند. و این وصلت‌ها عاقبت خوبی ندارد.
اگر در سی‌وپنج سالگی کسی خواست همسرش بشوی، در گذشته‌اش حسابی تحقیق کن. آخر بعید است مردی تا این سن با هیچ زنی رابطه نداشته باشد.
اگر در چهل‌سالگی...

دختر چنان با دقت به مشاوره‌های رایگانِ پیر‌دخترِ پنجاه‌ساله گوش می‌کرد، که یادش رفت در ایستگاهِ مقصد پیاده شود.


#م_سرخوش
@mohsensarkhosh_khatkhatiii