‌مال.. شکارچی‌ها.. ماده‌آهو آهسته از لای بوته‌ها بیرون آمد و به سمت آبگیر رفت

#مینی‌مال

شکارچی‌ها

ماده‌آهو آهسته از لای بوته‌ها بیرون آمد و به سمت آبگیر رفت. علف‌ها در سمت راست دشت تکان خوردند. آهو صدایی کرد و بره‌ای از لای بوته‌ها بیرون آمده، به سمت مادر دوید. آب می‌نوشیدند. علف‌های سمت راست دشت دیگر تکان نمی‌خوردند.
علف‌های سمت چپ دشت تکان خوردند. صدای شلیک، سکوت دشت را درید. شکارچی‌ از علف‌های سمت چپ بیرون دوید. پاهای بره‌ را که می‌بست، از چشمان ماده‌آهو اشک و از پهلویش خون و از پستانش شیر جاری بود. شکارچی‌ خندان ‌گفت: "یک تیر و دو نشان بود."
در میان علف‌های سمت راست دشت، پلنگ همه‌چیز را دیده بود و می‌گریست.

#م_سرخوش
@mohsensarkhosh_khatkhatiii