عشق امیر.. وقتی امیر با ایران پیمان بست، درواقع عاشق ستاره بود

عشقِ امیر

وقتی امیر با ایران پیمان بست، درواقع عاشق ستاره بود. چیزی نگذشت که به ایران خیانت کرد و ستاره را به‌چنگ آورد. اما ستاره دیگر امیر را راضی نمی‌کرد و دلش ستاره‌های بیشتری می‌خواست. پس باز هم به ایران خیانت کرد. بعد از تصاحبِ چند ستاره، امیر احساس کرد این‌ها همه بچه‌بازی بوده و تازه عشق اصلی‌اش را پیدا کرده است; گندُم. بهتر است نگویم برای رسیدن به گندُم، چه بلاهایی بر سر ایران آورد. حالا مدتی ا‌ست امیر به گندم رسیده و دیگر یک امیرِ واقعی شده. هر روز صبح که امیر با خوشه‌های طلاییِ گندم بر روی شانه‌ها و لبه کلاهش از خانه بیرون می‌آید، تنِ ایران زیرِ پوتین‌هایش می‌لرزد.

#م_سرخوش
@mohsensarkhosh_khatkhatiii