دلتنگی …. دلتنگی …. دلتنگی …

دلتنگی ...
دلتنگی ...
دلتنگی ...
چه‌کسی عاقبت این اندوه کُهن را
از شانه‌های خسته‌ام برخواهد داشت؟
کدامین شب این خفاش خون‌آشام
دندان از رگِ آرامش می‌کشد بیرون؟
چقدر انتظار عبثِ اعجاز؟
چقدر تماشای پرپرزدنِ مرغ امید؟
من از این خانه بیرون می‌زنم،
زین سرای شوم
زین مخروبه‌‌ی روز هم تاریک.

راستی!
رفتن خود عین دلتنگی نیست؟
صدای قدم‌ها در جاده این‌گونه طنین نخواهد انداخت؟
دلتنگی ...
دلتنگی ...
دلتنگی ...

#م_سرخوش
@mohsensarkhosh_khatkhatiii