این کانال جهت آشنایی با مفاهیم سیاسی،اصطلاحات و واژگان سیاسی،تحلیل های روز،اخبار و هر آنچه که در حوزه سیاست می باشد ،ایجاد شده است مدیر کانال: محمد سجاد شیرودی دانشجوی دکتری جامعه شناسی ایمیل: [email protected] ارتباط با ادمین : @S_h_shirody_2018


نکات قابل ملاحظه در تحلیل جنایت اهواز:..۱

مقامات عربستان و امارات به طور رسمی و غیر رسمی از کشاندن جنگ و ناامنی به درون ایران سخن گفتند و رسانه‌های آنها به عنوان سخنگوی تروریست‌ها عمل کردند …۲. گروه الاحوازیه در سال ۱۳۷۶ در انگلیس اعلام موجودیت کرده و سران آن در کشورهای اروپایی فعالیت می‌کنند و علاوه بر آن برخی شعب فعال این گروه در عربستان و مصر مستقر است …۳. سال ۱۳۸۴ ده نفر از اعضای این گروه به خاطر بمب گذاری‌های متعدد در اهواز و دو شهر دیگر خوزستان به اعدام محکوم شدند و بعد از آن تا ده سال این گروه فعالیت خاصی نداشته تا این جنایت بزرگ که در اهواز مرتکب شده است …۴. چند روز پیش چند نفر از افراد خراب کار که با آتش زدن عمدی نیزارهای حورالعظیم باعث آلودگی هوای اهواز شده و رنج و ناراحتی مردم اهواز را فراهم کرده بودند، دستگیر شدند. افراد آگاه معتقدند دستگیر شدگان مرتبط با حامیان گروه الاحوازیه هستند به عبارت دیگر همه آنها از یک جا خط می‌گرفتند …۵. تلوزیون بی بی سی و شبکه من و تو با حرارت خاصی با مسولان گروه تجزیه طلب و جنایت کار الاحوازیه مصاحبه کرده و برای آنها تریبون فراهم کردند …۶. فضای سایبری نسبت به این جنایت تروریستی حالت دو ...
  • گزارش تخلف

دموکراسی_و_انواع_آن.. که در آن فرد یا گروهی خاص حکومت نمی‌کنند بلکه مردم حکومت می‌کنند

گونه‌های مختلف دموکراسی وجود دارد و در جامعه بین‌الملل نیز شاهد چند گانگی دموکراسی هستیم. میان انواع گوناگون دموکراسی، تفاوت‌های بنیادین وجود دارد. بعضی از آنها نمایندگی و قدرت بیشتری در اختیار شهروندان می‌گذارند. در هر صورت اگر در یک دموکراسی، قانونگذاری دقیق برای جلوگیری از تقسیم نامتعادل قدرت سیاسی صورت نگیرد (برای مثال تفکیک قوا)، یک شاخهٔ نظام حاکم ممکن است بتواند قدرت و امکانات زیادی را در اختیار گرفته، به آن نظام دموکراتیک لطمه بزند. از «حکومت اکثریت» به عنوان خاصیت اصلی و متمایزکنندهٔدموکراسی نام می‌برند. در صورت نبود حاکمیت مسئولیت‌پذیر، ممکن است که حقوق اقلیت‌های جامعه مورد سوء استفاده قرار گیرد (که در آن صورت به آن دیکتاتوری اکثریت می‌گویند) از اصلی‌ترین روندهای موجود در دموکراسی‌های ممتاز می‌توان به وجود رقابت‌های انتخاباتی عادلانه اشاره کرد. علاوه بر این، آزادی بیان، آزادی اندیشهٔ سیاسی، و مطبوعات آزاد از دیگر ارکان اساسی دموکراسی هستند که به مردم اجازه می‌دهند تا با آگاهی و اطلاعات بر حسب علاقهٔ شخصی خود رأی بدهند. گونه‌های دموکراسی:. دموکراسی جفرسونی، دموکراسی نمایندگی؛ ...
  • گزارش تخلف

اصول و مبانی لیبرالیسم.. مهم‌ترین آنها به عبارت زیر می‌باشند:..۱

فردگرایی (اصالت فرد): فردگرایی جوهره و رکن بسیار مهم لیبرالیسم است. فردگرایی، یعنی فرد و حقوق او بر همه چیز مقدم است. اگر دولت هم تشکیل شده است، باید در خدمت خواسته‌های افراد جامعه باشد. دین، اخلاق، متفکران و … حق ندارند به افراد دستور دهند و مهم فرد و خواسته‌های اوست …۲. اصالت آزادی: یعنی آزادی فوق همه ارزشهاست. بر اساس این اصل، انسان هر خواسته‌ای که دارد، اعم از بی بند و باری جنسی و خلاف دین و اخلاق و غیره، باید آنها را محترم شمرد و به او آزادی داد، و ایجاد هرگونه مانع در این راه جایز نیست! به بیان دیگر، هیچ چیز در برابر خواسته‌های من مهم نیست. مهم آن است که من می‌خواهم …تنها حد آزادی در نظر لیبرالها آزادی افراد دیگر است. بنابراین، اگر خواست طرف شما موافق با میل و خواست شما باشد، هر رفتاری مجاز است!.۳. ...
  • گزارش تخلف

سوسیالیسم …

این اصطلاح امروزه برای نشان دادن تمایلات گروه‌های خاص سیاسی است که هر چند دارای آرمان‌های واحدی. هستند، اما یک پارچگی شان با اختلاف درجاتی، به تنوع انجامیده است …مشخصات سوسیالیسم عبارت است از:.۱- تملک اجتماعی وسایل دسته جمعی تولید.۲-سازمان اقتصادی برتر که دارای خاصیت سیاسی باشد و اقتصاد را به طور عقلایی و ممکن اداره کند …۳- سازمان اجتماعی که هدفش به وجود آوردن جامعه‌ای عادلانه باشد تا در آن جامعه نیازهای عموم از طریق مدیریت دموکراتیک اقتصادی تامین گردد …۴- تمایل و اراده این که برای تمام افراد یا بشریت فرصت‌های مساوی فراهم شود …حال به انواع سوسیالیسم به اختصار می‌پردازیم:.۱- سوسیالیسم انقلابی که این نوع سوسیالیسم تمام یا بخشی از مارکسیسم را می‌پذیرد اما نقش رهبری شوروی را رد میکند …۲-سوسیالیسم با چهره انسانی که این اصطلاح اولین بار توسط الکساندر دوبچک رهبر کمونیست‌های چکسلواکی مطرح شد. این نوع سوسیالیسم به مدرنیزه اهمیت میداد و به سوسیالیسمی انسان گرا توجه داشت …۳-سوسیالیسم حقیقی یا سوسیالیسم آلمانی، از قرن ۱۹ ساخته و پرداخته شد و به مبارزه طبقاتی اعتقادی نداشت و سوسیالیسم را گوهر انسان ...
  • گزارش تخلف

فلسفه_قدیم: فلاسفه_یونان: فصل_اول. سقراط: آرا_و_نظرات_سقراط.. آرا_و_نظرات_سقراط

ارسطو مى گوید: سقراط با ایجاد دو چیز خدمت بزرگى به فلسفه کرد، یکى «براهین_استقرایى» و دیگرى «تعاریف_کلى». این دو، دو کار مجزاى از یکدیگر نیست بلکه یک عمل است در دو مرحله، یک روندى که مرحله اول آن براهین استقرایى است و مرحله دوم آن تعاریف کلى. سقراط مى گوید: هرگاه مى خواهید یک مفهوم را تعریف کنید، راهى جز این وجود ندارد که ببینید ما انسانها این مفهوم را با چه مصادیقى مى شناسیم، سپس ببینیم بین این مصادیق چه عنصر مشترکى وجود دارد، آن عنصر مشترک، همان ذاتیات آن مفهوم است; مثلا فرض کنید مى خواهیم «عدالت» را تعریف کنیم، وى معتقد بود براى تعریف عدالت راهى وجود ندارد جز اینکه ببینیم ما انسانها چه کارهایى را عادلانه مى دانیم; مثلا این نوع سخن گفتن عادلانه است یا نه، اگر هست آن را اخذ کنیم; این نوع رفتار با زن عادلانه است یا نه; این نوع غذا خوردن عادلانه است. یا نه و … بنابر این مواردى را که عادلانه‌اند، جمع مى کنیم، و ناعادلانه‌ها را کنار مى گذاریم وقتى در کارهایى که همه. مصادیق آن را عادلانه مى دانیم، دقت کنیم، مى بینیم که یک عنصر مشترک در همه اینها وجود دارد این یک عنصر یا دو. عنصر مشترک، ذات ...
  • گزارش تخلف

دومین چیزى که به او نسبت مى دهد این است که «سقراط منحصرا به موضوعات اخلاقى مى پرداخته است»

در آثار سقراط و. فلسفه او بحثى در باب زمان، مکان، جوهر، عرض، انواع جعل، ماده، جزء لایتجزى و خلأ دیده نمى شود; کلیه مفاهیمى که. وى درباره آنها بحث مى کند، مفاهیمى ارزشى اند، یعنى سقراط فلسفه را از جهان شناسى متوجه جان شناسى کرد و گفت ما. نیازى به شناختن جهان نداریم، ما باید خود را بشناسیم، و لذا سقراط را پدر انسان شناسى به حساب مى آورند. او مى گفت:. دانستن آنچه بیرون از توست با ندانستن آن مساوى است، ولى دانستن آنچه در درون توست با ندانستن آن مساوى نیست;. بنابر این شأن اصلى یک فیلسوف این است که خودشناسى کند. شرط لازم براى سعادتمند شدن آدمى، خودشناسى است. ما. ...
  • گزارش تخلف

فلسفه_قدیم: فلاسفه_یونان: فصل_اول. سقراط: روش_سقراط. روش_سقراط

سقراط: «زندگى ناآزموده، ارزش زیستن ندارد» ; این شعار او در زندگى بوده است. شارحان سخنان او، این جمله را به این معنا گرفته‌اند که اگر کسى در افعال و کردار زندگى خویش چنان زیست کند که تدقیق و تأملى نداشته باشد و همواره در حالت تقلید به سر ببرد و دلیل حقانیت و صحت یا سقم فعلى را خود نیافته باشد، چنین فردى در یک زندگى ناآزموده به. سر مى برد و به اعتقاد سقراط چنین زندگى، ارزش زیستن ندارد. به نظر او، ما باید تحت تأثیر هیچ کس نباشیم و بر همه اعمال خویش دلیل داشته باشیم ولو دلیل ناقص، دلیل ناقص داشتن در نظر او بر بى دلیلى رجحان دارد. سقراط خطاب به آتنیها مى گوید; من اگر از ساده‌ترین مطالب از شما بپرسم، شما هیچ دلیلى بر کار خویش ندارید. شما مدت مدیدى است که براى عدالت، خونریزى مى کنید ولى نمى دانید عدالت یعنى چه؟ دائما مى گویید: فلانى زیباست، شجاع است یا ترسو است و بهمانى پرهیزگار است (هر کدام از این اوصاف، عنوان یکى از کتابهاى سقراط است)، ولى نمى دانید زیبایى، شجاعت، پرهیزگارى اصولا به چه معناست. سقراط براى بیدارى مخاطبان خویش، با دو صفتى که براى خود طرح کرده است، روش کار خویش را بیان مى کند، ...
  • گزارش تخلف