یادداشت های محمدرضا اسلامی- - - - - - - - -در ادامۀ یادداشت های ژاپن و وبلاگ ارزیابی شتابزده؛ اینجا تلاشی است برای دیدن آمریکا و ثبت مشاهدات. تحلیل و مقایسه الگوی توسعه هر دو کشور آمریکا و ژاپن و مستندنگاری ها، در حد امکان.ارتباط :


✔️🔹چهار- پس از آن سال، هر سال، می‌دیدیم که دکتر قالیبافیان در مراسم‌های مربوط به این روز، چه به مهر با دانشجویان جوان به گفتگو می‌

چه اندازه دوست داشت کشور را و جوانانش را.. در این سالها فرصت کار کردن با مهندسین مختلفی در ژاپن و آمریکا فراهم شده. ذهن مهندسین به لحاظ مدل‌های ریاضی که با آنها کار می‌کنند، (عموما) ناتوان می‌شود از برقراری ارتباط انسانی. رفتارهایی خشک و بعضا تند. اما این جنس رفتار، از آن چهره‌ی پرابهت را گاه می‌توان (این سو و آن سو) دید. آنها که به جوانان (تا حرف می‌زنند) عتاب آلوده نگاه نمی‌کنند. آنها که جرات و جسارت و حرکت را الهام می‌بخشند به دیگران. نه روی ترش و خلق تنگ را.. خدایش رحمت کناد و بر آب و خاک ایران از این قبیله بیفزاید.. ...
  • گزارش تخلف

✍️به بهانه روز بتن و به یاد دکتر قالیبافیان.. 🖊محمدرضا اسلامی

✔️🔹یک - بهار ۱۳۷۸ بود و عطر اردیبهشت در هوا. نشستی در ساختمان وزارت مسکن قرار بود برگزار بشود و درباره مراحل طراحی سازۀ برج میلاد صحبت شود. دکتر از شیراز آمده بود و در مورد طراحی فونداسیون برج توضیح داد و اینکه مشخصات خاک آن منطقه، چه بوده و چرا شمع در طراحی بکار نرفته است. مهندس هم از اصفهان آمده بود و درباره طراحی سازه و استفاده از تجارب دیگر کشورها توضیح داد. در فاصله تنفس جلسه و وقت پذیرایی، در لابی محل برگزاری نشست، در میان میهمانان، مردی بود که توجه را جلب می‌کرد. یک سیبیل واقعا بلند و تا بناگوش رسیده و کتی که بر روی دوش انداخته بود (و نپوشیده بود)، و تو گویی به سیاق داش آکل، چهره‌ای است که این روزها دیگر چندان باب نیست. چهره‌ای پر جذبه. از یکی از دوستان پرسیدم ایشان کیست؟ گفت مهندس قالیبافیان است. ...
  • گزارش تخلف

براى کسانى که دو آلبوم «آهنگ وفا» و «بوى باران» رو شنیدن (و روزگارى رو بااین قطعات داشتن) چقدر این قطعه قشنگ بودو با سلیقه

مرحبا. چقدر جاى خالى این خوش ذوقى‌ها حس میشه …
  • گزارش تخلف

✍️بازدید از تسلا.. هدف از بازدید، دیدن محصول جدید این شرکت، خودروى

Tesla Model ۳. بود. در این خودروى برقى جدید، فقط یک (شبیه یک آى پد بزرگ) مجاور فرمان قرار گرفته، و هیچ قطعه ى دیگرى در داشبورد نیست. اساسا داشبوردى نیست. سادگى و زیبایى. همه ى تنظیمات خودرو با همین صفحه ى لمسى است و دیدن شوق و شعف خریداران (و فرزندان نوجوان شان) در کار کردن با این صفحه، فضاى شورانگیزى ایجاد کرده بود. دو نکته در این بازدید جالب توجه بود:. ✔️یک-با وجود اینکه عصر رسیدیم و عصر یکشنبه، معادل عصر جمعه ى خودمان است، دیدن انبوه مردمى که براى خرید/بازدید به اینجا آمده بودند، موجب تعجب بود. (نمونه ویدئوى بالا🔺). ...
  • گزارش تخلف

✍️پست هاى مربوط به سازمان ملل

✔️🔷یک- ساختمان، یک ساختمان نقلى، کوچک و محقر است در میانه ى انبوه برج‌های معظم منطقه نیویورک.. در تصاویر دوربین هاى شبکه هاى خبرى، «کادر هاى بسته» از این ساختمان و محل جنرال اسمبلى (اجلاس سران)، ما را به اشتباه مى اندازد که مجموعه اى باشکوه، و مجلل به سازمان ملل اختصاص یافته؛ حال آنکه در کنار این مجموعه ى نقلى و محقر، بساط عظیم برج هاى سر به فلک کشیده و مجلل منهتن، حکایت از این دارد که سرمایه دارى ثروتمند هفتادوسه سال پیش، پول خردى خرج برپا کردن این عمارت کرده!. گفته مى شود که زمین سازمان ملل را «اهدا» کرده است.. ✔️🔷دو- بله ساختمان سازمان ملل ساختمانى است نقلى. ولى، اندیشه و مدیریتى که از ٢٤ اکتبر ١٩٤٥ «هرسال» به رغم مسائل متعدد امنیتى، چنین برنامه اى را «بى حادثه» برگزار مى کند، اندیشه اى است که سنگ بناى آن بر دو محور قرار گرفته بوده: جهانى فکر کردن، و باهم سازگارى داشتن.. انعقاد نطقه ى چنین سازمانى، مبتنى بر دورهمى سیاست مداران پیروز جنگ دوم بوده و پول خرد سرمایه داران. خون و پول. اما، هرآنچه که بوده، اگر آن جماعت در هفتادوسه سال پیش، افق ذهن خود را بر مبناى مدیریت جهان تنظیم کردند، ...
  • گزارش تخلف

ای حسین بن علی!. من امسال به درک جدیدی در مرور داستان تو و خانواده ارجمندت رسیده‌ام

برای سالهای سال در بازتعریف حکایت تو و همراهانت، این سکانس داستان را در مجالس گوناگون روضه می‌شنیدم که: «شب عاشورا چراغ‌ها کم نور کرده‌ای و به یاران گفته‌ای هر که بخواهد می‌تواند برود» و هر سال و هر سال در مجالس گوناگون می‌شنیدم که مداح می‌پرسید اگر ما بودیم می‌رفتیم یا می‌ماندیم؟ و برای سالها در ذهن من چنین بود که «کمال نترسیدن از مرگ» در آن لحظه، مطاعی است سترگ. و با هر کس، و در هر احوالی همراه نمی‌شود. برای سالهای سال من گمان می‌کردم که نترسیدن از مرگ کار مردان است و نه بازیچه‌ی دست بزدلان. برای سالهای سال گمان می‌کردم که خوشا به احوال آنکه دل به مرگ سپردن «می تواند» و از تعلقات این دنیا چنان جداست که انتخاب کردن مرگ را می‌تواند. مرگ اگر مرد است گو نزد من آی/. تا در آغوشش بگیرم تنگ تنگ/. من از او جانی ستانم جاودان/. او ز من دلقی ستاند رنگ رنگ/. ...
  • گزارش تخلف

✍️حقوق و دستمزد معلم در آمریکا-قسمت دوم. (گزارش اخیر نشریه).. 🖊محمدرضا اسلامی

✍️حقوق و دستمزد معلم در آمریکا-قسمت دوم. (گزارش اخیر نشریه).. 🖊محمدرضا اسلامی
🔷چند روز پیش بود که مطلبی درباره حقوق در کانال منتشر شد و (به عنوان مثال) به متوسط حقوق معلم سال آخر در ایالت هاى کارولینای جنوبی، میشیگان و کالیفرنیا اشاره شد. (لینک در پى نوشت🔻). بعد از انتشار آن مطلب دوستان مختلفی پیام دادند که مگر پنج هزار دلار درآمد، برای زندگی در مثلا کم است؟. تقریبا براى همه دوستان توضیح دادم که مبالغ مورد اشاره در یادداشت مذکور، به نحوی است که اگر کسی نداشته باشد، با چنین حقوقی شدیدا در عسرت خواهد بود. به دنبال تنظیم یادداشت دیگری در این باب بودم که در کمال شگفتی دو روز پیش (١٣ سپتامبر) نشریه تایم عکسی از یک معلم آمریکایی روی جلد منتشر کرده و جمله ى زیر عکس گویای شدت وضعیتی است که در یادداشت قبل، به آن پرداخته شده بود:. با داشتن فوق لیسانس و ١٦سال سابقه کار، دوجاى دیگه هم کار مى کنم ولى براى پرداخت قبض هام پلاسماى خون مى فروشم؛ من یک معلم هستم در آمریکا.. 🔷لینک گزارش نشریه تایم درباره حقوق معلمین در ذیل موجود است. جدای از اینکه نشان از زخمى عمیق در سیستم آموزش و پرورش آمریکاست، اما اینکه رسانه‌ها اینقدر بى پروا از چنین زخم‌های عمیق و چرکینى سخن مى گویند محل تام ...
  • گزارش تخلف

✍️ امروز ١١ سپتامبر …🔹چند هفته پیش به همراه تعدادی از همکاران برای بازدید از برج عظیمی که بجای برج فروریخته در ١١ سپتامبر احداث شد

دیدن سازه از دو جهت شعف انگیز است. نخست اینکه نمونه‌ای عالی از مرز دانش مهندسى سازه محسوب می‌شود (آخرین تجریبات بشر در حوزه مهندسى در آن بکار گرفته شده). دوم اینکه بخشی از اساتید دانشگاه و مهندسین محاسب این سازه را از نزدیک می‌شناسم و اکنون امکان دیدار محصول زحماتشان فراهم شده.. پای برج، چند لحظه‌ای ایستادم و قامت بلند و شکوه مهندسی این بنا را تماشا کردم. در پیرامون برج، مردم به جنب و جوش عجیبى در حرکتند و عجله، بیشترین چیزی است که در خیابانهاى اطراف در چهره‌ها می‌بینى. انرژی عجیبی در این فضا هست و سرعت حرکت و رفتار بدن انسانها، نشان از تکاپو و تقلاى انسان در منهتن دارد.. 🔷در دیدار بنا، گویی سازه اینگونه با تو سخن می‌گوید: روزی روزگاری عده‌ای «انسان» تصمیم گرفتند نهایت نفرت خود از تمدن آمریکایی را با کور کردن چشم منهتن و پایین کشیدن بلندترین برج‌های آن، نشان دهند. بر سر این کار، جان خود و همرزمانشان (در هواپیما)، مسافران پرواز و ساکنان برج‌ها را هم فدا کردند. فردای ماجرا، عده‌ای دیگر «انسان»، بهترین متخصصین و مغزها را استخدام کردند تا برجی بهتر، بلندتر، مجلل‌تر را با آخرین دانش مهندسی ...
  • گزارش تخلف

✍️نوشابه خوردن هاى جلال آل احمد.. اینکه جلال او را هم سیگارى و نوشابه خور کرده بود

و اینکه آل احمد و برخى دیگر از دوستان و مراد/مریدانش، بخاطر زیاده روی در میگسارى (و به اصطلاح عرق خورى)، دچار «بیمارى» (هاى مختلف) شدند و مردند.. 🔷 این متن در کتاب «غروب جلال» نیامده و اساسا نحوه بیان و کلام بانو دانشور درباره جلالش چنین نیست. اینگونه سرد و یخ و بى احساس! آنهم از بانوى آشنا به «کلمه» و احساس.. 🔷در اینکه جلال اهل مراعات شریعت نبوده و در بخش طولانى از عمر کوتاهش، گریزان از متدینین بوده، بحثی نیست. اما اینکه یک متن بدون سند، منسوب به کتابى که موجود است (بدون ذکر صفحه!) نقل شود، محل تعجب و حیرت است.. 🔷اگر کسى مى خواهد از زندگى آل احمد «این پرده را»، پر رنگ کند، تا خیالش راحت شود که میخوارگى و میگسارى مختص خواص اهل ادب و سیاست و روشنفکران هم بوده، با همان لحن و کلام جلال باید بهش گفت: حضرت! برو در خلوت خودت هر کاره که می‌خواهى باش، ولی اگر نقل قولی ذکر مى کنى از تاریخ، لااقل مستند باشد. شماره صفحه ى کتاب را که مى توانى ذکر کنى حضرت.. ...
  • گزارش تخلف

✍️نظر ضیاء موحد درباره جلال آل احمد.. (لینک در پى نوشت🔻)

در آن متن، جلال به «کم عمقی»، «هوچى گرى»، «منتقد غرب بودن» و حتى به «و رفتار دوگانه»، متهم می‌شود.. درباره این نظرات ضیاء موحد، ذکر چند نکته بى مناسبت نیست:. ✔️🔹یک- جلال آل احمد، تقریبا در هیچ کجای از ده‌ها کتابش، «نقد غرب» نداشته است. آل احمد نقد غرب زدگى دارد ولی نقد غرب خیر. چنان که نقد روحانیت دارد ولی نقد دین خیر …داستان «سه تار»، نمونه نقد گزنده‌اش است به تدین خشک مغز. اما هرگز دین را به مفهومی مزموم معرفی نکرده. نه چون دیندار است. بلکه خود را متخصص این بحث نمی‌انگارد. شدیدترین انتقادها را از متدینین دارد …همین داستان در بحث مواجه ى آل احمد با غرب هم هست. ...
  • گزارش تخلف