در زبان‌های باستانی ایران، صفت و موصوف از لحاظ جنس و شمار با هم مطابقت داشته‌اند

در زبان‌های باستانی ایران، صفت و موصوف از لحاظ جنس و شمار با هم مطابقت داشته‌اند. این ویژگی در دوره‌ی میانه‌ی زبان فارسی رو به اضمحلال رفته و در فارسی نو کاملاً دگرگون شده است، به این معنی که جنس از بین رفته و برای موصوف جمع نیز از صفت مفرد استفاده می‌شود. با این حال، در دوره‌هایی از زبان فارسی، به‌خصوص در قرن‌های پنجم و ششم هجری، همچنان مطابقت صفت و موصوف را در آثار شعرا و نویسندگان می‌بینیم.
@Virastaar

چند مثال از مطابقت صفت و موصوف جمع:

ــ شدند آن جوانان آزادگان/ به دست کسی ناسزا رایگان (فردوسی)

ــ نشستند زاغان به بالینشان/ چنو دایگان سیه‌معجران (منوچهری)

ــ دیگر روز برابر شد با آن یاغیان خداوندکشندگان. (تاریخ بیهقی)

ــ ایشان بازگشتند سخت غمناک که جوانان کارنادیدگان بودند. (تاریخ بیهقی)
@Virastaar

در مثالی که در پست قبلی آوردیم (ابا ده سوار آن گزیده سران/ ز ترکان دلیران جنگاوران)، در «دلیران جنگاوران»، صفت با موصوف جمع مطابقت دارد.
@Virastaar