یک بار مرحوم، مدیر نشر کارنامه، حرفی بهم زد که همیشه در خاطرم هست؛ گفت بعضی کتاب‌ها مثل یک چای یا برنج مرغوب می‌مانند، کمی طول می‌

یک بار مرحوم #محمد_زهرایی، مدیر نشر کارنامه، حرفی بهم زد که همیشه در خاطرم هست؛ گفت بعضی کتاب‌ها مثل یک چای یا برنج مرغوب می‌مانند، کمی طول می‌کشد تا عطرشان درآید، اما بالاخره درمی‌آید!
#سه_روز_و_یک_زندگی از کتاب‌هایی بود که گمان می‌کردم در این روزها که رمان‌های آبکی بازار را تسخیر کرده‌اند باید منتظر بمانم تا عطرش درآید. اما خوشبختانه این انتظار زیاد طول نکشید. یک ماه از چاپ کتاب نگذشته، نسخه‌های چاپ اول تمام شد و کتاب به چاپ دوم رسید. می‌دانم که این آغاز مسیر شاهکار #پیر_لومتر با ترجمه‌ی خوب #محمد_نجابتی است و در آینده بیشتر اسم این رمان شنیده می‌شود.
@Virastaar