جدیدترین نوشته‌ها

روزی بیست و دو کهنه نظامی ما خودکشی می‌کنند (یکشنبه ۳۰ اکتبر؛ یادداشت شماره دو) پایان روز یکشنبه است و هفتۀ پیش رو، آخرین «هفتۀ کا

نه روز دیگر این ماجرا به اتمام می‌رسد و یکی از این دو اتفاق خواهد افتاد: ادامه‌ی تقریبی مسیر اوباما با…
  • گزارش تخلف

روزی بیست و دو کهنه نظامی ما خودکشی می‌کنند (یکشنبه ۳۰ اکتبر؛ یادداشت شماره دو) پایان روز یکشنبه است و هفتۀ پیش رو، آخرین «هفتۀ کا

نه روز دیگر این ماجرا به اتمام می‌رسد و یکی از این دو اتفاق خواهد افتاد: ادامه‌ی تقریبی مسیر اوباما با…
  • گزارش تخلف

لبخند در شعر قیصر امین پور و همراهی غزلش که در پست قبل آمده بود، باعث شد که این روزها این بیت مولانا همدم شود و تردد کند

خنده و لبخند، و نه روی ترش و زهد عبوس. در دل اگر که نوری باشد مگر می‌شود سیمای تندخو و درهم؟. زیبایی آن لبخند را هم مگر امثال قیصر و مولانا شرح کنند برایمان … «هرکه در خواب خیال لب خندان تو دید/. خواب از او رفت و، خیال لب خندان ننشست/. هرکه تشویش سر زلف پریشان تو دید/. تا ابد از دل او فکر پریشان ننشست». ...
  • گزارش تخلف

روزی بیست و دو کهنه نظامی ما خودکشی می‌کنند (یکشنبه ۳۰ اکتبر؛ یادداشت شماره دو) پایان روز یکشنبه است و هفتۀ پیش رو، آخرین «هفتۀ کا

نه روز دیگر این ماجرا به اتمام می‌رسد و یکی از این دو اتفاق خواهد افتاد: ادامه‌ی تقریبی مسیر اوباما با…
  • گزارش تخلف

روزی بیست و دو کهنه نظامی ما خودکشی می‌کنند (یکشنبه ۳۰ اکتبر؛ یادداشت شماره دو) پایان روز یکشنبه است و هفتۀ پیش رو، آخرین «هفتۀ کا

نه روز دیگر این ماجرا به اتمام می‌رسد و یکی از این دو اتفاق خواهد افتاد: ادامه‌ی تقریبی مسیر اوباما با…
  • گزارش تخلف

روزی بیست و دو کهنه نظامی ما خودکشی می‌کنند (یکشنبه ۳۰ اکتبر؛ یادداشت شماره دو) پایان روز یکشنبه است و هفتۀ پیش رو، آخرین «هفتۀ کا

نه روز دیگر این ماجرا به اتمام می‌رسد و یکی از این دو اتفاق خواهد افتاد: ادامه‌ی تقریبی مسیر اوباما با…
  • گزارش تخلف

دکتر حسن محدثی درباره مباحثاتی که پست «ایران، جامعه در مخاطره» (من به‌کار رفته، پستی نوشته است (و به خلط شدن مفاهیم بحران، مخاطره

جامعه ما دچار انواع تهدیدها است؟ دچار انبوهی از بحران‌ها است؟ یا دچار مخاطره در معنایی است که اولریش بک می‌فرماید؟» سؤال به‌واقع دشواری است و وارد شدن در مباحثات نظری، به طول می‌انجامد. من هم نمی‌توانم مشخص کنم که بقیه بر چه اساسی از واژه‌های دیگر استفاده کرده‌اند، اما خلاصه نظرم به این شرح است. اول، استفاده از واژه بحران برای هر رخداد یا حالتی درست نیست. بحران اجمالا وضعیتی است که منجر به پی‌آمدهای بی‌ثبات‌ساز و ناخوشایند برای فرد، گروه یا جامعه می‌شود. بحران وضعیتی است که تنگنای زمانی غلبه یافته و پیدا کردن راه‌حل‌ها تحت فشار زمان است. بنابراین اگر ما واژه بحران را برای همه چیزهایی نظیر فقر، طلاق، آسیب‌ها، تصادفات، اختلاس‌ها، دخالت حاکمیت در حریم خصوصی افراد، دشمن‌تراشی، پرونده‌سازی و همه مقولاتی که آقای علیرضا صادقی برشمرده‌اند به‌کار ببریم، آن وقت با این سؤال مواجه می‌شویم که چرا جامعه‌ای با این همه بحران فرونمی‌پاشد؟ و اصلا آیا شدت و ضعف همه آن‌ها یکسان است که همه را با یک واژه نامیده‌ایم؟ ...
  • گزارش تخلف

می‌خواهمت چنان‌که شب خسته خواب را. می‌جویمت چنان‌که لب تشنه آب را

محو توام چنان‌که ستاره به چشم صبح. یا شبنم سپیده‌دمان، آفتاب را. بی‌تابم آن‌چنان که درختان برای باد. یا کودکان خفته به گهواره، خواب را. بایسته‌ای چنان‌که تپیدن برای دل. یا آن‌چنان که بال پریدن عقاب را. حتی اگر نباشی می‌آفرینمت. چونان که التهاب بیابان، سراب را. ای خواهشی که خواستنی‌تر ز پاسخی. ...
  • گزارش تخلف

یکشنبه ۶ نوامبر. ۴۲ ساعت مانده به انتخابات

در فیلم زیر شرح می‌کند که چرا امروز ترامپ به سراغ میشیگان و مینسوتا رفته. ️. با نشان دادن نقشه کشور در انتخابات درون حزبی دموکرات‌ها، توضیح می‌دهد که چون احتمالا ترامپ فهمیده نمی‌تواند رأی کارولینای شمالی را ببرد لذا رفته به سراغ ایالت‌های دموکرات که در مرحله انتخابات درون حزبی (قبل پرایمری) طرفدار «سندرز» بوده‌اند [به تعبیر ایشان با هیلاری مهربان نبوده‌اند] تا رأی دموکرات‌ها را در آنجا بشکند. (ایالت‌های با رنگ فیروزه‌ای). جالب است که چقدر تک تک حرکات حساب شده است. ترامپ دیوانه است ولی احمق نیست. ️. ...
  • گزارش تخلف

یکشنبه ۶ نوامبر. این انتخابات: ساختارها، تنش‌ها، همگرایی بزرگان دموکرات، آبروی اوباما، نتیجه و …

خب این ساعات پایانی انتخابات [که حدود چهل میلیون از دویست میلیون واجد شرایط رای داده‌اند] بد نیست که با ذکر چند نکته مروری به بحث اتفاقات جاری داشته باشیم:. یک– ساختارها: در این مدت که پرتنش‌ترین انتخابات (به تعبیر برخی از رسانه‌ها) در جریان است بنا به شرایط کاری ناچار به اسباب کشی و تغییر محل کار شدم و این فرصتی شد تا از همکارانم در دانشگاهی درشمال، به گروه جدیدی از همکاران درجنوب ملحق شوم. در هر دو دپارتمان عمران تعداد زیادی از اساتید (همچون بسیاری از دانشگاههای آمریکا)، غیر آمریکایی هستند. با بالا گرفتن تنش‌های اخیر، رفتارهای این افراد برایم محل سوال بود. اینکه نگرانی ای از اینکه نتیجه چه باشد ندارند و عموما رغبتی هم به گفتگو در زمینه انتخابات ندارند. چه بر این باورند که ساختارهای کشور طوری طراحی شده که حتی با حضور پدیده‌ی شگفتی مثل ترامپ هم به عنوان رییس جمهور، فرق چندانی رخ نخواهد داد. در درستی یا غلطی این گزاره بحثی ندارم اما این ازباب مشاهده‌ام از احساس افرادی که با آنها کار می‌کنم، عرض شد. دو- تنش‌ها: خب همه می‌دانیم که فحشی نبوده که در این مدت مبادله نشود. حرفی نبوده که به هم ...
  • گزارش تخلف