تاریخمان را نیز بهتر خواهیم شناخت و تاریخمان را بهتر خواهیم ساخت.. گر این کنند، هردو خواهند باخت

می بایست که چه پیر وچه جوان، همدم و هم افزا در راه و در آماج نیاکان درنگ کنند و بیشمار آموزه‌های آزموده و نیک پاسخ داده را به کار بندند. اگر بر توسن نژادگان کهن نشینند، خود آینده را خواهند آفرید. ایزد مهر آیین، جمشید استوره و کوروش تاریخ هم آماج و هم باوراند. هم مهر آیین، هم جمشید استوره و هم کوروش تاریخ، همآوا، استواری و پایداری ایران و ایرانی را می‌خواهند و می‌پایند. با وفای به پیمان با ایزد مهر، «آینده» همان «گذشتۀ» پرامیدی می‌تواند بود که در «اکنون» خود را نو می‌سازد. ایران سرزمین پرمهر رستاخیزهاست.. خسرو یزدانی. پنجشنبه ۲۱ سپتامبر ۲۰۱۷ Créteil. کانال تلگرام: (تکانه) ...
  • گزارش تخلف

نوکهن ایران. هیچ راهی با «اکنون» آغاز نمی‌شود

اگر نمی‌خواهیم به رنگ زمانه درآییم و اگر می‌خواهیم به زمانه رنگ خود را زنیم، می‌بایست پاسخ را در گذشتگان و نیاکانی بجوییم که ره را به خطا نرفته و آماج را در پناه خدایشان می‌شناختند. پس از آنان، ما نیزمی بایست با همان آماج پیش رویم و رنگ همان آماج را بر زمانۀ خود زنیم. گرفتار «اکنون» و «فرزندان» شدن بجز گرته برداری از بیگانگان نخواهد بود و آینده‌ای دهشتبار به ارمغان خواهد آورد. «اکنون» بی «گذشته»، بی هویتی ناب و نیهیلیزم و پوچ آیینی را با خود می‌آورد. «اکنون» پاره‌ای از زمان است و بی «گذشته» هیچ چمی را در خود ندارد. «آینده» همان «گذشته» ای است که در «اکنون» خود را نو می‌سازد. «اکنون» هیچ آغازی در خود نمی‌پرورد. جهان بی چم و پوچ منش مدرن که استوار بر بینشی سامی است، به «اکنون» بهای یهوه‌ای می‌دهد. انسان «اکنون» گویی از هیچ می‌آغازد و می‌آفریند. ...
  • گزارش تخلف

خیابان نمی‌اندیشد.. خشم کور توده‌ها که از خواست‌های بجا برون می‌زند، ره بجایی نخواهد برد

از چندین سو می‌کوشند به این خشم انباشته و بی آماج سو بدهند و به آنجا که می‌خواهند بکشانند. همۀ رسانه‌های برون مرز شادند و هرکدام راهی پیش این خشم گمراه می‌گذارند. به خیابان‌ها ریختن و فریاد زدن درمان بیماری نیست بل به وارونه بر بیماری و درد افزودن است. این بیماری نامش انقلاب است و از مشروطیت تا به امروز به جان میهن و مردم افکنده شده است. ناخشنودی‌ها خودی‌اند و راست‌اند ولی داروهای زهرآگین همیشه از آن‌سوی مرزهایمان می‌آمدند و می‌آیند. گاه این زهر کشنده برای درمان دردهایمان جامۀ مشروطیت می‌پوشد، گاه زهر نافرمانی و بی‌دولتی سال‌های ۲۰ تا ۳۲ ستوده می‌شود و سرانجام همه به گرد «او» می‌گردیم و به دست خود و با راهنمایی دسیسه گران، آن جانگدازۀ بزرگ را می‌آفرینیم. تا درنیابیم که در آن سال ۵۷ چه بلایی به سر خود آوردیم و چه داروهای زهرآگینی به گلوی میهن چکاندیم، همان ره را که ره ویرانگری است پی‌خواهیم گرفت. آن راه ویرانگر این بود که همۀ راه‌ها به خیابان و خشم و نبرد نیک و بد باید بینجامد. باید یکی بمیرد تا آن دیگری زنده بماند. ...
  • گزارش تخلف