یادداشت های محمدرضا اسلامی- - - - - - - - -در ادامۀ یادداشت های ژاپن و وبلاگ ارزیابی شتابزده؛ اینجا تلاشی است برای دیدن آمریکا و ثبت مشاهدات. تحلیل و مقایسه الگوی توسعه هر دو کشور آمریکا و ژاپن و مستندنگاری ها، در حد امکان.ارتباط :


خرقۀ زهد و جام می‌، گرچه نه در خور همند. این همه نقش می‌زنم از جهت رضای تو

🔹در این غزل که سراسر شیدایی عاشقانه هست، حافظ شرح احوال عاشقی اش را به گونه‌ای متمایز از دیگر سخنان عاشقانه ترسیم کرده. ابیات غزل قدری بوی منت گذاشتن دارد (!) در یک پرده می‌گوید من که چنان خاطر حساس و کم تحملی داشتم که حتی از صدای نفس فرشته‌ها، «ملول» می‌شدم، «بخاطر تو» قال و مقال و سر و صدای عالمی را الآن دارم تحمل می‌کنم! و این همه نقش‌های مختلف می‌زنم از جهت رضای تو. «من که ملول گشتمی، از «نفس فرشتگان» (!). قال و مقال عالمی، می‌کشم از برای تو». ولی آن لحن در بیان، وقتی به بیت آخر می‌رسد تکلیف خواننده را روشن می‌کند که خیر! منتی که نیست، بلکه: این سخنوری من (حافظ) ناشی از حضور در بهار حسن سیمای توست: حافظ خوش کلام شد مرغ سخنسرای تو. ...
  • گزارش تخلف

بیزارم از تفکر مهندسی. [برای روز مهندس]

*متن زیر که پس از شرکت در یک کنفرانس مرتبط با زلزله، آتش و انفجار نوشته شده بود به مناسبت روز مهندس، باز نشر می‌شود.. 🔴هفته‌ای که گذشت سه روز در پنجمین کنفرانس بین المللی پروتکت ۲۰۱۵ در میشیگان گذشت؛ سه بحث زلزله، انفجار و آتش، و سه روزی که برای من آموخته‌های بسیار داشت، دیدارهای متعدد و امکان حضور در پرزنته‌های مختلف و … شروع سال نیز، در فروردین ماه در کنفرانس بین المللی کاهش ریسک سوانح و بلایا (با برگزاری سازمان ملل) در سندای ژاپن گذشت. بلایایی چون زلزله، سونامی، سیل و … مورد بحث بود. سخت کلافه می‌شوم که یک مهندس یا محقق در حوزه اثرات موج انفجار بر سازه‌ها تحقیق می‌کند با پیچیده‌ترین معادلات دینامیک سازه، ولی وقتی می‌خواهی راجع به موضوعات مبتلابه روز دنیا در بحث انفجار از او بپرسی کاملا بی رغبت است. از انفجار، دینامیک موج انفجار را می‌فهمد ولی هیچ میلی به دنبال کردن علل انسانی انفجار، تفکر عملیات انتحاری، مسایل جاری دنیا و … ندارد. یک مهندس دیگر می‌بینی عمری است در حوزه مهندسی زلزله کار می‌کند فارغ التحصیل ام آی تی، هیچ رغبتی به مسایل فرهنگی-اجتماعی کیفیت پایین سازه‌ها در ایران ندارد ...
  • گزارش تخلف

باده، با محتسب شهر ننوشی، زنهار!. بخورد باده‌ات و، «سنگ به جام اندازد»!

مرحبا حافظ جان، زیباتر و هنرمندانه‌تر از این آیا می‌شد که به تصویر کشید نوع رفتار بی مرام را؟ از بی چشم و رویی سخن گفتن آن هم در این قالب لطیف و در این سطح از رندی … چه بارها دیدیم آنها که بخورند باده‌ات و سنگ به جام اندازند …نه فقط محتسب شهر …*کنار هم نشستن باده، سنگ و جام، و زنهاری که در این بیت هست ضمن انتقال احساس شکنندگی (سنگ و جام) به بهترین شکل هشدار و احتراز درونی حافظ را از همنشینی با افراد بی مرام و بی چشم و رو بیان می‌کند. زنهار!. ...
  • گزارش تخلف

از امروز سعی می‌شود که تا حد امکان روزانه یک تک بیت از حافظ را باهم مرور کنیم

به تعبیری دوستی که می‌گفت، حافظ گاه چنان است که «یک غزل کامل»، زیاد است و چه زیباست که بیت به بیت جلو برویم. فضای تلگرام هم [که فضای کوتاه نویسی است] مجال بیش از تک بیت نمی‌شود. کوشش بر این خواهد بود که مجالی اگر شد در مرور این تک بیت‌ها، نگاهی کنیم به نگاه و جهان بینی این آشنای طریق مستی و مستوری. ...
  • گزارش تخلف

🔴توجه به جزئیات. (یادداشت مربوط به تصویر بالا👆)

🔹با یکی از دوستان صحبت از تولید بود و گفتگو در باب اینکه چرا در برخی سرزمین‌ها «تولید» شکل می‌گیرد و در برخی هرگز، کوشش خورشید و سعی باد و باران (به تعبیر حافظ)، به محصولی نمی‌انجامد؟. ایشان دو دلیل بر این أمر ذکر می‌کرد. اول، توجه مردمان اینگونه سرزمین‌ها به «جزئیات». مردمانی که به لحاظ ذهنی اهل توجه به «کلیات» هستند و «ساده سازی امور»، اساسا چطور می‌توانند به تولید محصول و کالا [که لازمه‌اش توجه به «اجزاء» است] همت بگمارند؟. دوم، ایشان معتقد بود به سازوکار مناسبات انسانی در «شرکت» و «شراکت». وقتی در سرزمینی روحیه سازگاری و همکاری، کم باشد، «شرکت» برای تولید محصول سرپا نمی‌شود. لازمه‌ی شرکت، مشارکت در سود و سازگاری هیأت مدیره است. وقتی چهار برادر نمی‌توانند باهم بسازند [به عنوان مثال البته]، خب بدیهی است سازوکار گرداندن یک بیزینس یا کارگاه را هم نمی‌توانند شکل دهند.. 🔷گفتگو در این بحث ادامه داشت و ایشان معتقد بود که فن [تکنیک ماجرا] در جایگاه اول، نیست و عدم تولید محصول، پیش و بیش از نداشتن «فن آوری» ناشی از ناسازگاری و قدرت کم ذهن‌ها در توجه به جزئیات است.. ...
  • گزارش تخلف

دست. «دستی دستی»، داشت دست طرف رو می‌شکست. نزدیک بود «کار دستش» بده

حالا این ویدئو داره توی ژاپن «دست به دست» می‌شه. آبه داره تو دلش میگه: بابا «دست از سر ما بردار». خوب دنیا همینه: «دست روی دست» بسیار است. با هر دستی بدی، با همون دست میگیری. نباید آدم دست اش رو جلو هرکسی دراز کنه تا طوری نشه که آدم «دست از پا دراز‌تر» بشه. باید «یک دستی بهش میزد» تا بفهمه که طرف ژاپنی اش خیلی هم «دست و دلباز» نیست که بذاره دستی دستی کار دستش بدن😉. آخرهاش آبه داشت آرزو میکرد که «دست غیب» بیاد و نجاتش بده از دست آدمی که اینجور دست میده و «دست درازی» میکنه😏. حالا ملت توی ژاپن آبه رو «دست انداختن». که از این «دست و پا زدن» ها هیچی بدست نمی‌آوری وقتی که می‌خواهی زودتر از بقیه چیزی رو «بدست بیاری». ...
  • گزارش تخلف

«دستی دستی»، داشت دست طرف رومیشکست. نزدیک بود «کار دستش» بده

حالا این ویدئوداره توی ژاپن «دست به دست» میشه. آبه داره تو دلش میگه: بابا «دست از سرما بردار». خب دنیا همینه: «دست روی دست».
  • گزارش تخلف

🔴میراث آلبرتا

🔷 پیرو نامه‌ای که به حضور جناب ابراهیم حاتمی کیا در خصوص فیلم بادیگار تنظیم شده بود (بالا⬆️) برخی از دوستان جویا شدند که دلیل انتقاد به ساخته حسین شمقدری چیست؟. میراث آلبرتا به موضوع مهاجرت‌های علمی پرداخته ولی اینکه چقدر در واکاوی این موضوع به عمق رفته، محل تأمل است که در یادداشت زیر بدان پرداخته شده بود. (مستند در یوتیوب در دسترس است و می‌توانید ملاحظه کنید). یادداشت در ذیل👇👇. از متن:. 🔹یکی از سوال برانگیزترین مسائل در این اثر، «عنوان» آن است. نشان داده می‌شود که دانشگاه آلبرتا جایی است که نماهنگ «سوسن خانم» در آن تولید شده و تلویحا چنین عنوان می‌شود که این نماهنگ، «میراث» آلبرتا است. اما در نشست رونمایی این اثر در دانشگاه شریف، وقتی که دانشجوی اصفهانی با هشیاری و ادب از سازنده اثر سوال می‌کند که چرا نام میراث آلبرتا را انتخاب کرده‌اید، کارگردان می‌گوید: «چون خیلی از بچه‌های رشته شیمی شریف از دانشگاه آلبرتا پذیرش می‌گیرند و لذا نام آلبرتا نامی شناخته شده در شریف است.» (!؟). ...
  • گزارش تخلف

به زمین خوردن غول‌ها. (راجع به شرکت توشیبا و احوال زار این روزهایش)

🔵یک سال و شش ماه و بیست و هفت روز پیش شرکت توشیبا اعلام کرد که مدیر عاملش به خاطر مبالغه در مورد سود شرکت استعفا کرد. آن روز چنین اعلام شد که یک هیأت مستقل که مأمور تحقیق شده بود اعلام کرده که این شرکت سود عملیاتی خود را به میزان ۱۵۱٫۸ میلیارد ین (معادل ۱٫۲۲ میلیارد دلار) بیش از حد واقعی اعلام کرده است و به عذر چنین گناهی، مدیرعامل استعفایش را اعلام نمود. تحقیقات انجام شده در توشیبا نشان می‌داد که اعلام گزارش‌های خلاف واقع، از هفت سال پیش و پس از بروز بحران مالی، شروع شده بوده است.. 🔴یک سال و شش ماه و بیست و هفت روز پیش، سوالی که برای ناظران و تحلیل گران اقتصادی مطرح بود اینکه آیا مجموعه عظیمی مانند توشیبا [با بیش از دویست هزار کارمند و چهارصد شرکت زیر مجموعه در خارج از ژاپن] باز هم به قلۀ صنعت و تجارت باز خواهد گشت؟. آن روز برخی ناظران معتقد بودند شرکت‌های ژاپنی همچون سونی و توشیبا به دلیل وجود سابقه و بنیه قوی فنی-بازرگانی پس از زمین خوردن‌ها، به آرامی خود را بازیابی می‌کنند و لذا چنین اتفاقی منجر به متلاشی شدن توشیبا نخواهد شد. امروز ۱۴ فوریه (۲۶ بهمن) اعلام شد که توشیبا میلیاردها د ...
  • گزارش تخلف

آقای حاتمی کیا. سلام

فیلم آخر شما بادیگارد را دیدم و حیرت زده از تعریفی که از نابغه ارایه داده‌اید و کنایه‌های یک به یکی که به جوان ایرانی خارج از میهن زده‌اید، بر آن شدم که چند سطری به حضورتان بنویسم.. در تمام این چند سالی که در خارج از کشور به تحصیل یا کار و پژوهش گذشت، توفیق آشنایی با صدها تن از جوانان پژوهشگر ایرانی چه در ژاپن و چه در ایالت‌های مختلف آمریکا را داشته، اما این جنس جوان نابغه‌ای که در این فیلم ترسیم کرده‌اید را ندیده بودم. نمی‌دانم این سیاق رفتاری را بر مبنای کدام جوان به اصطلاح نخبه ایرانی وام گرفته‌اید اما می‌دانم که حداقل در تمام هشت سال گذشته من این جنس رفتار را ندیده‌ام.. البته آنچه اسباب این نامه و این گلایه به حضور شماست، این مشکل فیلم، نیست. بلکه تعریف تلخی هست که این فیلم از آنهایی که به واسطه‌ی دستاوردهای علمی در خارج از کشور هستند، ارائه می‌دهد. این دیالوگ را در سکانسی که میثم (نابغه هسته‌ای) با نامزدش به گفتگوست ببینید:. - [میثم] قبول؛ من شدم پیچ و مهره‌ی قدرت؛ تو راه حلت چیه؟. - [سحر] از اینجا بریم. - [میثم] کجا بریم؟. ...
  • گزارش تخلف