یادداشت های محمدرضا اسلامی- - - - - - - - -در ادامۀ یادداشت های ژاپن و وبلاگ ارزیابی شتابزده؛ اینجا تلاشی است برای دیدن آمریکا و ثبت مشاهدات. تحلیل و مقایسه الگوی توسعه هر دو کشور آمریکا و ژاپن و مستندنگاری ها، در حد امکان.ارتباط :


آیا جنگ زرگری است؟ [گزارشی از جلسه امروز ترامپ در میشیگان]

امروز جمعه (۱۹ آگوست) ترامپ به لنسینگ، مرکز ایالت میشیگان آمد تا در ادامۀ فعالیت‌های انتخاباتی اش با مردم صحبت کند. به رغم اینکه دونالد ترامپ تنها ده روز پیش در دیترویت میشیگان حاضر شده بود و در مورد «برنامه‌های اقتصادی اش» صحبت کرده بود، ولی مجددا این نشست در مرکز میشیگان تدارک دیده شد که از دلیل آن اطلاعی ندارم. میشیگان زمانی قلب صنعت دنیا بوده، آن زمان که حدود یکصد سال پیش کارخانه فورد در خودروسازی، جایگاه امروز گوگل و اپل در کامپیوتر را داشته و محل تجلی صنعت و مدیریت و ثروت بوده است. روزگاری بعد‌تر میشیگان محل کارخانجات جنرال موتورز، کرایسلر و … بوده و پیشانی صنعت فولاد و خودرو. اما امروز نه آن رونق سابق و نه آن شکوه ثروت. شاید میشیگان یکی از نمودهای «امریکا گریت» ی باشد که ترامپ وعده‌اش را می‌دهد. همان روزگاری که آمریکا عظیم (گریت) بوده. در خصوص مشاهدات امروز ذکر چند کلامی از باب مستندنگاری بی مناسبت نیست. یک – حتما علاقمند بودم که در محل نشست حاضر شوم نه فقط برای شنیدن سخنرانی ترامپ از نزدیک که بیشتر برای از نزدیک دیدن مردمی که پیرو یا علاقمند این فرد/تفکر هستند. ...
  • گزارش تخلف

را بر سینه گذاشته‌اند

سالنی که تا چند لحظه پیش فریاد وغوغا بود سکوت عجیبی شد و بعد از دعا همه «آمین» گفتند. بعد از دعا هر یک از این شش نفر چند دقیقه‌ای صحبت می‌کنند که با فریادها و تشویق‌های شدید مردم همراه است. لحظه به لحظه هیجان در سالن و این چندهزار نفری که آمده‌اند بالاتر می‌رود. در میان صحبتهای مختلف سخنرانها، حرفهای یکی از خانم‌ها برایم جالب است که به مردم می‌گوید: ما می‌دانیم که ترامپ «همه چیز را» نمی‌داند و اشتباهاتی می‌کند ولی ترامپ کلماتش با صداقت است و یک قلب خاصی دارد و در میان سیاستمداران دروغگو ما او را کمک می‌کنیم. تشویق‌ها و فریاد‌ها حیرت آور است. هفت- نزدیک ساعت پنج شده و تیم امنیتی می‌آید و پیرامون استیج مستقر می‌شود. فریاد‌های ترامپ-ترامپ سالن را دارد منفجر می‌کند. یک لحظه به این فکر می‌افتم که در این جمعیت پرشور چند نفر افریکن-امریکن (سیاه پوست) هست؟ نگاه را که می‌گردانی فقط یک جوان را می‌بینی. ...
  • گزارش تخلف

مرد تغییراتم (I am the change agent). تمام

در میان فریادها آرام به سمت خروجی می‌رود و در مسیر چند تا از «کلاه‌های ترامپ» را برای هوادارانش امضا می‌کند. (جالب است که بعد امضا هم کلاه را برای طرف پرت می‌کند و هم خودکار را!). یازده – آنچه امروز در آمریکا می‌گذرد، آیا جنگ زرگری است؟ امروز نه فقط دو رویکرد متفاوت در مقابل یکدیگر قرار گرفته‌اند که این میزان خشم موجود در میان مردمان، این سوال را به وجود می‌آورد که این ماجرا به کجاها خواهد انجامید؟ کشوری که «یونایتد» بوده و «ایالات متحده»، امروز صحبتهای انتخاباتی اش حرف از «زندان کردن یکی» و «خطرناک بودن دیگری» است. خشم از سیاستمداران گذشته در میان سفیدها و خستگی از آنچه سیاستمداران کرده‌اند، این سوال را ایجاد می‌کند که آیا در این انتخابات از مرزهایی عبور خواهد شد که کشور تجربه‌اش را نداشته؟ آیا بعد از «انتخاب یکی»، این میزان شور و خشم و انرژی، ساکن خواهد شد؟. Telegram. me/solseghalam ...
  • گزارش تخلف

«آنگاه که زمین لرزان است»

Its really an impressive issue that in Japanese history, architectes were familiar with the concept of seismic design and energy dissipation. In Kyoto and Nara perfecture, there are wooden structures which could sustaine several earthquakes during centuries. Application of semi-rigid beam-to-column connections was the key. Admirable!. یکی از موضوعات بسیار جالب در تاریخ ژاپن باستان، آشنایی معماران زبردست با مفهوم طرح لرزه‌ای و جذب انرژی (energy dissipation) در سازه‌ها بوده است. اینکه برخی بناهای چوبی از پس گذر سالها و قرن‌ها و عبور صدها یا هزاران زمین لرزه همچنان دلبرانه و زیبا، استوار بر زمین لرزان باقی مانده‌اند، ریشه در این دانش کهن دارد. رمز و فوت کوزه‌گری کار، استفاده‌ی اساتید معمار از اتصالات تیر-به-ستون نیمه گیر دار (به زبان ساده: دارای لقی) بوده است. قطعات چوب را به یکدیگر «چفت» نمی‌کرده‌اند و تا حد امکان از «بست» استفاده نمی‌شده است چرا که زمین لرزان است و سازه نباید «صلب» باشد. شکل پذیری، رمز باقیماندن در برابر زلزله است. ...
  • گزارش تخلف

در ادامه‌ی این بحث پوسیدگی و فرسودگی فراسازه‌ها و سازه‌های زیربنایی در آمریکا، نمونه برخی از سازه‌ها در نقاط مختلف کشور را با هم م

در ادامه‌ی این بحث پوسیدگی و فرسودگی فراسازه‌ها و سازه‌های زیربنایی در آمریکا، نمونه برخی از سازه‌ها در نقاط مختلف کشور را با هم م
جالب اینکه در هفته‌ی گذشته، هم ترامپ و هم هیلاری در سخنرانی هایشان اشاره صریحی داشتند به اینکه پول ویژه‌ای باید…
  • گزارش تخلف

در ادامه‌ی این بحث پوسیدگی و فرسودگی فراسازه‌ها و سازه‌های زیربنایی در آمریکا، نمونه برخی از سازه‌ها در نقاط مختلف کشور را با هم م

در ادامه‌ی این بحث پوسیدگی و فرسودگی فراسازه‌ها و سازه‌های زیربنایی در آمریکا، نمونه برخی از سازه‌ها در نقاط مختلف کشور را با هم م
جالب اینکه در هفته‌ی گذشته، هم ترامپ و هم هیلاری در سخنرانی هایشان اشاره صریحی داشتند به اینکه پول ویژه‌ای باید…
  • گزارش تخلف

در اتوبوس نشسته‌ام در اتوبوس مسیر شیکاگو به میشیگان

مسیری حدودا پنج ساعته با توقف هایش در شهرهای بین راه. ابتدای مسیر، ترافیک عصرگاهی شهر شیکاگو که هیچ کم از عصرهای تهران ندارد حرکت را شدیدا کند می‌کند. مسیر بزرگراه‌ها بسته است و تا خروج از شهر چهل و…
  • گزارش تخلف

«عشق قدیم شهریار و سکانسی زیبا از داستان یوسف»

در تصویر پردازیهای زیبا و سرشار از ظرافت داستان یوسف، پرده‌ای تصویر شده که برادران یوسف پس از دیدار نوبت دوم شان با یوسف، پیراهن او را به سمت مصر می‌برند بدین توصیه که یوسف گفته «این پیراهن مرا ببرید اگر برچشمان نابینای یعقوب بنهید بینا می‌شود» (اذهبوا بقمیصی هذا). نکته‌ی شگفت این ماجرا (که البته همه‌ی اجزای این داستان شگفت است!) عصبانیت برادران است از لحظه‌ای که می‌شنوند یعقوب می‌گوید: «رایحه» و بوی یوسف را استشمام می‌کنم (لأجد ریح یوسف). در هنگامه‌ی قرارگیری در متن چنین معجزه‌ی بزرگی، برادران، نه شگفت زده از اینکه یعقوب چگونه رایحه پیراهن یوسف استشمام می‌کند بلکه عصبانی بر پدر پیر و عشق قدیم اش، می‌خروشند که: قالوا تالله إنک لفی ضلالک القدیم. به خدا سوگند که تو سخت در گمراهى دیرین خود هستى. ضلال قدیم. برادران نادان و بی مهر، عشق قدیم و مهر دیرین را، «ضلال قدیم» خطاب می‌کنند. در لطافت و برق ذهن شعرای کهن، هر جزئی از داستان مهر یوسف، تصویری زیبا در شهد کلام یافته، اما این پرده را ببینیم که شهریار در بیان آتش عشق دوران جوانی اش (و به تعبیر خودش: ضلال قدیم) از آن قطعه‌ی داستان و آن دو تع ...
  • گزارش تخلف

«یک وزارتخانه کار و موسیقی نواحی ایران»

جلال آل احمد در کتاب ارزیابی شتابزده صحبتی قریب به این مضمون دارد که: «گاه یک نفر یک تنه می‌تواند کاری کند که کل دم و دستگاه یک وزارتخانه و اداره کل و … در قالب‌های راکد و کند اداری یشان نکرده باشند. یک نفر اگر که اهل تولید باشد گاه می‌تواند بقدر چند اداره‌ی کل محتوا تولید کند بی سر و صدا» … حال این شده مصداق کاری که جناب خان یک تنه برای موسیقی مقامی-نواحی ایران کرده این مدت. چند روز پیش لری خواند چنان که دیدم یکی از دوستان اینجا تا چندساعت بعد همچنان از یوتیوب لری گوش می‌کرد. این بوشهری خواندنش دراین برنامه دیروز برای مرحوم پدر سام درخشانی، و اساسا هر آنچه که می‌خواند از نغمه‌ها و آواهای نواحی ایران چقدر به دل می‌نشیند؛ آنهم با آن لهجه و گویش زیبای جنوبی. گویی بیش از دفتر موسیقی یک وزارتخانه شناساند زیبایی این آواها را به مردمان ایران زمین. موسیقی نواحی خراسان، بندری، لری، کردی … و هرآنچه که این مدت خوانده زیبا بوده. دلنشین. خداقوت و دست مریزاد. هله. ...
  • گزارش تخلف

فردی در خارج از ایران متولد شود و زندگی کند و در عین حال هزاران بیت به فارسی بسراید … حیرتی که با ما خواهد ماند …به مصداق «خون چو

اقبال خود را ادامه‌ی مسیر مولانا می‌دانست و با نگاه حافظانه به هستی شدت مخالف بود. *پ. ن. عکس را یکشنبه عصری که گذشت در مجاورت دریاچه Hawk island گرفتم …Telegram. me/solseghalam
  • گزارش تخلف