یادداشت های محمدرضا اسلامی- - - - - - - - -در ادامۀ یادداشت های ژاپن و وبلاگ ارزیابی شتابزده؛ اینجا تلاشی است برای دیدن آمریکا و ثبت مشاهدات. تحلیل و مقایسه الگوی توسعه هر دو کشور آمریکا و ژاپن و مستندنگاری ها، در حد امکان.ارتباط :


اگر ماجرا در ایران بود چقدر خودمان را تحقیر می‌کردیم؟.. (رادیو ان

پی. آر آمار را ۱۵۰۰ پرواز ذکر کرد) چندین هزار مسافر در فرودگاههای آمریکا و خارج از آمریکا سرگردان شدند و شرکت دلتا در تلاش است تا این مشکل را حل و فصل کند. دلتا گفت که قطع برق در آتلانتا اتفاق افتاد و باعث از کار افتادن سیستم‌های کامپیوتری شد. این اتفاق مصادف شده با شلوغ‌ترین روزهای سفر در تابستان. اگر چنین اتفاقی در کشور ما رخ داده بود اکنون «سونامی خود تحقیری» فضای شبکه‌های اجتماعی تلگرام و اینستاگرام و هرچه گرام و اپ بود را پر کرده بود و فیس بوک پر شده بود از تصاویر مسافران سرگردان در فرودگاه‌ها و انواع جملات مبنی بر «ناکارآمد» بودن مدیریت در این دیار و بی سامان بودن فرودگاههایمان و …. جنس و نوع واکنش نشان دادن‌ها در شبکه‌های اجتماعی ایرانیان جای تأمل جدی دارد. اتفاقات بد و ناشایست در کشور به شکل سونامی واری دستگردان و همخوان می‌شوند و البته نه در قالبی از عبرت گیری که در فرمی از یأس و ناله و تاسف بر احوال کشوری که در آنیم. اگر اتفاقات تلخ در کشورهای عراق و افغانستان رخ دهد، چندان موجی از تألم در شبکه‌های اجتماعی بر نمی‌خیزد و اگر سوء مدیریتی در ممالک راقیه و کشورهای پیشرفته پدید آی ...
  • گزارش تخلف

در اتوبوس. نشسته‌ام در اتوبوس مسیر شیکاگو به میشیگان

مسیری حدودا پنج ساعته با توقف هایش در شهرهای بین راه. ابتدای مسیر، ترافیک عصرگاهی شهر شیکاگو که هیچ کم از عصرهای تهران ندارد حرکت را شدیدا کند می‌کند. مسیر بزرگراه‌ها بسته است و تا خروج از شهر چهل و پنج دقیقه‌ای زمان می‌برد. جوانی با تیپ معمول جوانهای آمریکایی سمت چپ ما در ردیف کنار راهرو نشسته است و مشغول خواندن کتابی نسبتا قطور. تک پوشی ساده، موهای زرد و عضلات و بازوان برجسته. اتوبوس درحال عبور از میان ترافیک است و من مشغول عکس گرفتن از پل‌ها و ساختمانها. بیشترین چیزی که ذهنم را مشغول کرده پوسیدگی فولاد پل‌های اتوبانی است. از پیچ و مهره‌های خورده شده و تیر فولادی عرشه پل‌ها که زنگ زده است و نیازمند سندبلاست و رنگ آمیزی برای جلوگیری از ادامه خوردگی. بیشترین چیزی که می‌فهمم اینکه پولی لابد نیست برای نجات دادن اینها وگرنه مدیریت شهری نباید که بگذارد مستحدثات و زیربناها چنین آسیب ببیند. ...
  • گزارش تخلف

فیلم (از دسته گل‌های هفته‌ای که گذشت):. -اشکال نداره. اشکال نداره این بچه داره گریه می‌کنه

عاشق بچه‌ها هستم. اطفال دوست داشتنی و زیبا هستند. بذارید باشه همین جا. اشکال نداره …. (یک دقیقه بعد!). - این بچه را بندازید ش بیرون. نکنه جدی گرفتید که گفتم بچه‌ها را دوست دارم؟! ….
  • گزارش تخلف

صحنه‌ای که به کرات در عبور از دپارتمان‌های مختلف دیده می‌شود در دانشگاه‌های مختلف

اینکه قبلی‌ها «بوده‌اند» و به قدر وسع «کوشیده‌اند». در عبور از سمت شرقی ساختمان مهندسی هر بار که از این راهرو عبور می‌کنم حس خوبی همراه می‌شود. اینکه قطعا آنها که در این گروه کار می‌کنند، استاد یا دانشجو، می‌دانند که «در ادامه» ی راه و کار و دستآورد گذشته‌ها هستند. تو مبدا تاریخ نیستی. قرار هم نیست چندان «ویژه» باشی. تو قرار است آجری بیفزایی بر دیواری که قبلی‌ها چیده‌اند. گلی بکاری در باغچه‌ای که قبلی‌ها بسترش گسترانیده‌اند. مقاله‌ای بنویسی در ادامه مقاله‌ها. فرمولی اضافه کنی در ادامۀ فرمولها. ...
  • گزارش تخلف

«سؤالاتی که همچنان برقرار است». فرصتی شد تا این متن برای هم اندیشی در ثلث قلم همخوان شود

- - - - - - - - - -ه. از متن: درک ما از آمریکایی که هست، در انتخاب رفتار ما با این سرزمینی که هنوز نژاد در آن در حال جوشیدن است، تاثیر گذار است. ممکن است که گفته شود که این ورود و جذب وسیع افراد کشورهای مختلف، قالبی هدایت شده دارد و این افراد در جایگاه کارهای «تخصصی» قرار می‌گیرند ولی «مدیریت» سرزمین و کشور در اختیار افرادی است که چندین نسل است در آمریکا ساکن بوده و از هویت آمریکایی برخودار هستند. (۳) اگر ما این رویکرد را پذیرفته باشیم …. ...
  • گزارش تخلف

الان یک چک دیگه می‌کشم!. متن را فقط یک دور با هم بخوانیم

بی هیچ شرحی!. پ. ن. اینها اتفاقات روزگار ماست که در حال رخ دادن است جلو چشمانمان ولی انگار که یک فیلم سینمایی در حال پخش است 😔. روزگار تلخ انسان. پ. ن.۲. مدتی پیش کمپین ترامپ طی ایمیلی اعلام کرد که: «من تا امروز همه‌اش از جیب خرج کرده‌ام ولی هیلاری دروغگو تا حالا از وال استریت میلیون‌ها دلار گرفته. من زیر دین هیچ یک از سیاستمداران و سیستم فاسد نیستم، ولی هیلاری میلیون‌ها دلار گرفته. ...
  • گزارش تخلف

زیبا غزلی از مرحوم سیدحسن حسینی. - - - - -. نیست از هیچ طرف راه برون شد ز شبم

زلف افشان تو گردیده حصارم چه کنم؟. از ازل ایل و تبارم همه عاشق بودند. سخت دلبسته‌ی این ایل و تبارم، چه کنم؟. من کزین فاصله، غارت‌شده‌ی چشم توام. چون به دیدار تو افتد سر و کارم چه کنم؟. یک به یک با مژه‌هایت دل من مشغول است. میله‌های قفسم را نشمارم چه کنم؟ ...
  • گزارش تخلف