«سایه هاى سرگردان».. جایی، در شهری یا در دهی چشم به جهان گشوده‌ایم

آن جا جایی است و درآنجا میتوان خورد و خوابید، میتوان نشست و میتوان برخاست. آنجا میتوان نفس کشید. آنجا میتوان راه رفت، میتوان پا را برهنه کرد و به آب زد. اگر خاری روی زمین باشد وما پای برآن نهیم زخم مان خواهد زد. به کودکی، با همسالان، کجاها که بازی نکردیم، کجا کوچە‌ها و خیابانها را هزاران بار اینسو وآنسو ندویدیم و بازیگوشی نکردیم؟ از کدامین دیوار گلی یا آجری بالا نرفتیم واز شاخۀ کدامین درخت آویزان نشدیم؟ کدامین از ماهزاران یاد وخاطره از باد و باران و برف زادگاهش ندارد؟ کدام یک از ما یادی و خاطره‌ای از زمین خوردنها و دست وپای زخمی و لباسهای گلی وپاره ندارد؟ کدامین نام و نام خانوادگی نزد ما نشانی از ده و شهر زادگاهمان ندارد؟ ...
  • گزارش تخلف

‍ «کورش، نماد شاه دل‌ها، نماد شاه اکنون است».. کورش، تنها یک شاه، به میان شاهان نیست

کورش، پدیدآورنده‌ی مغاکی است،. میان روش و منش و کنش سامی و. روش و منش و کنش آریایی. کورش، شاه روش نریمانانه و جنگاورانه است. کورش، شاه منش جوانمردی و گذشت است. کورش، شاه کنش جهانگیری و جهانبانی است. کورش، شاه آزادی و آبادانی است. کورش، شاه مهرآیین ایران و ایرانی است. کورش، نه تنها فرمانروای سرزمین‌ها،. ...
  • گزارش تخلف

«بازآییم به زندگی».. این مردمان از درون پاره می‌شوند و هر پاره‌ای

از خود بیخود شده و آغازه‌های بیگانگان را می‌پذیرد. اینگونه مردمان از هم می‌پاشند و در تاریخ نمی‌مانند. تاریخ مردمان را با آنچه امروز می‌زیند و. می انجامند نیست که می‌نگارند. تاریخ را با نگاهی ژرف به آغازه‌های. مردمان و با کنکاش در استوره‌ها و آیین‌ها. و گونه‌ی زندگی و جنگ و آشتی آنان می‌نگارند. تاریخ را با گونه‌ی دریافت شادی و درد ورنج و. پاسخی که به آن یافته‌اند می‌نگارند. ...
  • گزارش تخلف

پیمان. پیمان به میان دل‌ها بودن می‌باید. تلنگری به باورها و اندیشه هابودن می‌باید

خرسندسازی کسان را وانهادن می‌باید. بر دل‌ها آرمیدن می‌باید. با دل‌ها اندیشیدن می‌باید. با سرها اندیشیدن را ناهنر شماردن می‌باید. دل می‌پالاید. سر می‌آلاید. دل می‌دهد. سر وامی نهد. سر را با دل پاییدن می‌باید. ...
  • گزارش تخلف

ایرانی بیدار هماره چشم‌ به‌ راه. ستارۀ دنباله‌ دار آسمان ایران است. و آرزوها و امیدهایش را هماره

به همان ستارۀ گذران گره می‌زند. تا برنده آن باشد و ایرانى رونده …ایران و ایرانی هماره گره‌ خورده بر یال. توسن راز می‌ ماند تا آنگاه‌ که می‌ ماند …خسرو یزدانی … … … … … … … … … … … … … …کانال فلسفی «تکانه». ...
  • گزارش تخلف

؟؟؟ چند پرسش؟؟؟

به پس این همه دانش و انباشت دانش، به پس این همه استوره زدایی، به پس این همه دین ستیزی، به پس این همه خداستیزی و خداگریزی، به پس این همه رفاه و تن پروری، به پس این همه جنبش‌های سیاسی و جابجایی‌ها در جهان فرمانروایی، به پس این همه خوارداشت گذشته و دیروز و بالیدن به امروز، اینجا و اکنون، آری در این دم به میان خود چه‌ها داریم، به چه می‌بالیم، ازچه سرفرازیم، با کدامین امیدها و با کدامین آرزوها به پیش می‌رویم؟ چرا در مغاک این پندار فرورفته‌ایم که آدمی توانمندی هایی دارد که خدایان نیز از آن بی بهره بوده‌اند؟ چرا نیاز به گریزاندن خدایان را یافتیم، چرا بی دینی را نیک پنداشتیم و آن را در اندیشه‌ها و فلسفه‌ها رخنه دادیم و از برای این بی دینی خدایان بی کالبد و تهی از چم «دانش» و «خرد» و «پیشرفت» را آفریدیم و از برای گستراندن پیام این خدایان کوتوله، پیامبرانی برگماردیم؟ چرا ما را نیاز افتاد که از نیاکانمان بگسلیم و به آنان پشت کنیم؟ چه شد و چه کسی و یا کدامین نیاز ما را واداشت که هرآن چه بود را نابود سازیم و هرچیز و همه چیز را از نو بیاغازیم؟ چرا و با چه آماجی خواستیم جهان هستنده را در گمانمندی فرو ...
  • گزارش تخلف

«اندیشیده می‌شوم، پس هستم».. باختر، برای اینکه مردمان براستی در باره‌ی

استوره‌ها وآیین‌ها و تاریخ و فلسفه کنکاش نکنند. و با خدایانشان نزیند،. آنان را شیدای علم کرده است. و براستی که هایدگر نیک دریافته بود. که: «علم نمی‌اندیشد.». آنچه که باختر کرده این است. که خدای را در دل اومانیزم نگاه می‌دارد. و آیین و دین را رها می‌کند. و خدای تنها و بی دین و آیین،. ...
  • گزارش تخلف

«کورش، نماد شاه دل‌ها، نماد شاه اکنون است».. کورش، تنها یک شاه، به میان شاهان نیست

کورش، پدیدآورنده‌ی مغاکی است،. میان روش و منش و کنش سامی و. روش و منش و کنش آریایی. کورش، شاه روش نریمانانه و جنگاورانه است. کورش، شاه منش جوانمردی و گذشت است. کورش، شاه کنش جهانگیری و جهانبانی است. کورش، شاه آزادی و آبادانی است. کورش، شاه مهرآیین ایران و ایرانی است. کورش، نه تنها فرمانروای سرزمین‌ها،. ...
  • گزارش تخلف