«خرد کورش».. وچنین بود:

«ای کوروش، حال که زئوس [مهر] ما پارسیان و تو را سرور همه آدمیان کرده است و از شر آستیاگ نیز آسوده شده‌ای دیگر تردید نکن! سرزمین کنونی ماچندان بزرگ نیست و خاک آن نیز سنگلاخ و خشن است. بیا این جا را ترک کنیم و به سرزمینی حاصلخیزتر برویم. سرزمین‌های حاصلخیزتر دور و نزدیک پیرامون ما که به تصرف درآورده‌ایم بسیارند. یکی از بهترین‌ها را برگزینیم و در آن جا زندگی کنیم تا نزد جهانیان سرافرازتر باشیم. وانگهی برای قومی که فرمانروای جهان شده است این کاری بسیار طبیعی است. چه فرصتی از اکنون بهتر که بر این همه اقوام در سراسر آسیا فرمان می‌رانیم؟» کوروش از شنیدن این سخنان هیچ شگفتی نشان نداد و به پارسیان گفت بسیار خوب چنین کنید ولی این هشدار را نیز افزود که در آن صورت باید به جای فرمانروایی خود را برای فرمانبرداری آماده کنید، زیرا خاک نرم همیشه مردمانی نرم به بار می‌آورد، و هیچ سرزمینی در جهان نیست که هم محصولات نیکو به بار آورد و هم مردانی دلاور. پارسیان این را شنیدند و متقاعد شدند و از برنامه خود چشم پوشیدند و بیشتر ترجیح دادند در همان سرزمین خشک و خشن خود بمانند و فرمانروا باشند تااین که بر دشت های ...
  • گزارش تخلف

جهان را چنین است ساز و نهاد. که جز مرگ را کس ز مادر نزاد

به پس سال‌ها آزمون و کنکاش و پژوهش می‌بینیم که چیزی دگر از آنچه که می‌پنداشتیم رخ می‌دهد، و بدانیم که این آزمون و دانش نیست که به این سو وآن سو می‌کشاندمان. آیا آدمی را چیزی بیش از بازیچه‌ای گرفتارآمده در دستان «سرنوشت» می‌توان به شمار آورد؟. در چند جمله می‌توان آورد هر آنچه در درازنای زندگانی در ژرفنای دهشتبار جان آدمی در گشت و گذار است. در این جهان پرفریب که همگان می‌پندارند که آزادند هستی بگونه‌ای دیگر خود را به رخ می‌کشد. جهان به کامه خود با ما سخن می‌گوید که:.۱-آدمی آزاد نیست.۲-آدمی برنمی گزیند.۳-آدمی پاسخگوی هیچ چیزی نیست.۴-آدمی سزاوار آنچه برسرش می‌آید نیست. این چارگانه آنی است که سالهای درازی است که ژرفای بینش مرا ریخت داده است. سرنوشت آنی نیست که خدایان رقمش زنند. خدایان خود در بند و زنجیر سرنوشت گرفتارند. سرنوشت را نمی‌توان تعریف کرد. ...
  • گزارش تخلف

«نه راهبر «توده» که فرمانروای «مردم» بباید بود».. مردم بیرون از آنچه که آمد، دیگر هویتی نخواهد داشت

به «توده» ای دگر می‌شود که هر آیینی از دیگر سرزمین‌ها ودیگر مردمان می‌تواند آن را به دنبال خود کشانده و از خود بی خودش سازد. «توده» بی آیین است، بی بنیاد است، در پی سود و زیان خود است و به آسانی می‌تواند از هرآنچه هویت و تاریخ و آیین و سرزمین خوداست دست کشد وآنرا وانهد. توده به آسانی می‌تواند فریب خورده واز دین وآیین ونیاکانش بگذرد و بر هرآنچه اورا در دم اکنون خوشایند باشد کرنش کرده و آن را بپذیرد. توده هماره فریب می‌خورد و هرگز بر او نباید امید بست. توده می‌تواند هردم به رنگی درآید. توده، فریب می‌خورد ولی نیرنگباز نیز می‌باشد چراکه والامنشی و نژادگی را باخته است. توده، خدایان وشاهان میهن را رها کرده و به بندگی خودکامه‌ها و بیگانگان توده نواز وتوده فریب تن می‌دهد. توده‌ها فرمانبری از شاهان نژاده و فرمانرانان نریمان را که در پایگانی بسیار بالا هستند را نمی‌پسندند و بوارونه چاپلوسانه در برابر رهبرانی پیشانی به خاک پایشان می‌سایند که از نزدیکی و همکیشی با آنان دم می‌زنند و با روبند فریب. می زیند. ...
  • گزارش تخلف

«زمان تنگ است». باید دریابد که زمان تنگ است

باید دریابد که آدمی هرگز نمی‌تواند و نباید جای خدایان بنشیند. آدم به خودایستا توانایی جدایش نیک و بد را ندارد. یا باید در پناه خدایان زیست و یا جهان رانیز همراه خود به مغاک نیستی خواهیم کشاند. آری! «جایی که خدانباشد همه چیز مجاز خواهد بود.». و آنگاه تنهاپایانی که می‌توان برای آدمی پیش بینی کرد همانا، نه خودکشی قهرمانانه که بوارونه، خود زنی کهمنشانه خواهد بود.». خسرو یزدانی.۱۹ سپتامبر ۲۰۱۷ Créteil. کانال فلسفی «تکانه». ...
  • گزارش تخلف

«بسیارانی نالان پشت درهای دوزخ می‌لولیدند، دانته از ویرژیل می‌پرسد: کیستند اینان و اینجا پشت درهای دوزخ چە می‌کنند؟

ویرژیل پاسخش داد و بگفت که:. اینان در جهان خاکی نه نیکی کردند و نه بدی و در اندیشۀ خود بوده و درخودخواهی زیستند. و نه خدا اینان را مى خواهد و نه دوزخ. ودردنبالۀ سخنش گفت:. اینان ارج وارزش آن ندارند که در باره شان درنگ کنیم. تنها بنگر و بگذر!» دوزخ، دانته. خسرو یزدانی ۳/۶/۲۰۱۴ créteil. کانال فلسفی «تکانه». ...
  • گزارش تخلف

فلسفه با دهشت آغاز می‌شود و نیز با شگفتی!.. فلسفه گشت و گذاری است بیم آور

در آسمان پر ز ابرهای تیره‌ای. که خورشیدش پیدا نیست. فلسفه همانا عارفانه زیستن. راز ناگشوده‌ی خدایان است. فلسفه دلیری زیستن دلهره‌ی. ناگشودگی راز است. فلسفه، رنج و شکنج این خوشبختی است. فیلسوف، شوربخت‌ترین خوشبخت روزگاران است. دیگران می‌نگرند ولی تنها فیلسوف است که می‌بیند. ...
  • گزارش تخلف

این شیخ فانوس به دست در جستجوی شمس (آفتاب) است

‎بنمای رخ که باغ و گلستانم آرزوست بگشای لب که قند فراوانم آرزوست. ‎ای آفتاب حسن برون آ دمی ز ابر کان چهره‌ی مشعشع تابانم آرزوست. ‎در تیرگی روز و با فانوس روشن، شیخ به دنبال آفتاب است با این امید که او از پس ابر تیره برون آید و تاریکی را از روز تیره براند تا در پرتو «شمس»،. شیخ، راه نیستان را بیابد. ‎آن آرزو شده‌ی شیخ، آن چهره‌ی تابان شمش است. ‎شمس نمادی است که نمودش شیخ را آرزوست. آری! از برای این بود که شیخ با فانوس فروزان از خانه برون آمد و در تیرگی روز و درشهر ملال آور دیوان و ددان فغان سرداد که:. «انسانم آرزوست». ...
  • گزارش تخلف

شهر دیو و دد. دی شیخ باچراغ همی گشت گرد شهر کز دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست

گفتند یافت می‌نشود جسته‌ایم ما گفت آنک یافت می‌نشود آنم آرزوست. گویی در این شهر همه چیز یافت می‌شود. منظور از همه چیز، همه‌ی چیزهای مورد نیاز برای زیستن در یک مکان سامان یافته است. شیخ چراغی روشن به دست دارد. این چراغ را در آن شهر ساخته‌اند. کارگاهی از استادان و کارگران را نیاز است تا این چراغ ساخته شود. در این شهر روغن چراغ می‌فروشند وشیخ باروغن خریداری شده، چراغ را افروخته است. بیگمان ابزاری برای افروختن دارد تا آن را برای روشن کردن چراغ به کار گیرد. این شهر بی هیچ گمان نگاهبانانی دارد، چراکه شیخ درآرامش وبی ترس وبیم گرد شهر می‌گردد. ...
  • گزارش تخلف

که تنها در سرزمین خودی شدنی است

ایرانی هویت اش از این خاک زاده، براین خاک روییده و از این خاک سر برکشیده است. اگر نمی‌خواهیم که از ما سایه‌ای بی نام و نشان بسازند، باید از آنچه هستیم و زیبنده هر ایرانی است پدافند کنیم و آنرا با هزار چشم بپاییم. مردمان ایران باید به خود آیند و بخود باور آرند و رژیم را نیز وادارند تا دریابد که اینجا ایرانزمین است، میهن کوروش است و نه خاک حجاز. اگر از برای آنچه که آمد آماده نشویم و آن نکنیم، برسرما آنچه در خیال نیز نگنجد را خواهند آورد. بیاییم و نگذاریم آن زمان فرا رسد که با فغان بگوییم:. «چه زود دیر شد». از واقعه‌ای تورا خبر خواهم کرد وآنرا به دو حرف مختصر خواهم کرد. باعشق تو درخاک نهان خواهم شد با مهر تو سر ز خاک بر خواهم کرد. خسرو یزدانی ۲۹ماه مه ۲۰۱۸ فرانسه. ...
  • گزارش تخلف

«گر نجنبیم،. این است آنچه در راه است»:.. امریکاو اسرائیل بیشتر از تغییر رژیم را می‌خواهند!

آنچه امریکا و نظریه پردازان یهودی از تجربه عراق ولیبی و سوریه آموخته‌اند را یکجا برای نابودی ایران به کار خواهند بست. امریکا و اسرائیل با پول‌های عربستان و امارات و با یاری رسانه‌های «بی بی سی» و «صدای امریکا» و «من وتو»، درآغاز خواهند کوشید در شهرهای پراکنده و دور از مرکز، شورشهای کور راه بیندازند. این شورش‌ها تکیه بر خواست‌های براستی درست مردمان به تنگ آمده از دست جمهوری اسلامی، خواهند داشت. ولی زنان و مردان دسیسه، با این خواستها بازی کرده و برآنها سوار خواهند شد. پیروان میهن فروشانی که جامه کردی یا بلوچی یا آذری به تن این خواست‌ها خواهند کرد، راهبری شورش‌های کور را به دوش خواهند گرفت و آنها را به سوی آماج امریکا- اسرائیل خواهند کشاند. همهنگام دسته‌های مزدور کرد و بلوچ و خوزستانی و مجاهد و شاید هم آذری در این سو و آنسوی کشور دست به خرابکاری و درگیری مسلحانه خواهند زد. در این هنگام اگر فضا آماده بود، داعشی‌ها از افغانستان و عراق وارد خاک میهن خواهند شد. ولی به باور من جنگ این دارودسته‌ها که گروهی از جوانان میهن را نیز فریب خواهند داد و مسلح شان خواهند کرد، با رژیم اسلامی به جنگی داخلی ...
  • گزارش تخلف

امروز یک روز عادی نیست.. امروز هرپاره‌ای از ایران، اهواز است.. امروز هرایرانی، یک اهوازی است

امروز یک روز عادی نیست. امروز روز یادآوری آن روزهای خونبار است. امروز را دشمنان ایران آگاهانه برگزیده‌اند. امروز یک روز عادی نیست. امروز روز پدافند از آبروی این خاک ورجاوند است. امروز مزدوران حجاز، کودک کشتند. امروز مزدوران ترامپ، نگاهبانان ایران را کشتند. امروز یک روز عادی نیست. امروز روز اهوازی شدن است. ...
  • گزارش تخلف

«بیم و امید». باید چشم‌های خرد ناتوان را بست، باید دیدگان نهان را گشود

باید در نهانخانه‌ی دل، با خود خدایان که نامیرایند دمخور شد. باید با خود مرگ به گفت نشست تا میرا بودن و خدا نبودن را دریافت. باورهای دروغینی که امروزه بر ما رخنه داده‌اند یا از توانایی علم می‌گوید یا از نجاتبخش بودن علم و یا درخشانی جایگاه تکنولوژی و تکنیک. آدمی، خود و علم و ماشین را جای خدا نشانده و دیگر کاری از دست فلسفه نیز ساخته نیست چراکه خود را به دنبالچه‌ی علم و تکنیک و جامعه شناسی فروکاسته است. با اراده‌ی مدرن نمی‌توان خود را از چنگ تکنولوژی رهانید. تکنیک، خدای جهان مدرن است و خدا را تنها با خدایی نیرومندتر می‌توان پس راند. زمان آن فرا رسیده که ایرانی بیدار شود و به ایزد مهر، خدای پاسدار ایران روی آورد تا با خدایان بیگانه بتواند که در افتد. مردم نژاده را با خدایانش می‌شناسند. یا نژادگی و والایی خود را باز خواهیم یافت یا بی تردید نابود خواهیم شد. ...
  • گزارش تخلف

«آیا نژاد شقیقه خاکستری پای به جهان نهاده است؟»

با اندک آشنایی از دین و آیین یونانی، می‌دانیم که نزد هزیود در «کارها و روزها» (۲۰۱-۱۷۴)، از پنج نژاد سخن به میان می‌آید:. نژاد زر، نژاد سیم، نژاد برنز، و نژاد روزگار خود هزیود که نژاد آهن است. هزیود بی‌اندازه ناخشنود از روزگار خویش، آرزویش این بود که کاش یا در روزگاران پیشین می‌زیست و یا در روزگاری چشم به جهان می‌گشود که در آن، نژاد پنجم پای به هستی ننهد. هزیود می‌کوشید تا دیگران نیز چون او دریابند که اگر نژاد آهن به‌خود نیاید و نجنبد و راه درست در پیش نگیرد، نژاد دیگری چشم به جهان خواهد گشود. این نژاد با شقیقه‌های خاکستری زاده خواهد شد. در روزگار این نژاد، هیچ چیزی سر جای خود بند نخواهد شد. در روزگار این نژاد، نه کسی دوست کسی خواهد شد، نه برادر برادر را دوست خواهد داشت. هیچ‌کس پدر و مادرش را گرامی نخواهد داشت. همه به خدایان دشنام خواهند داد و هیچ‌کس از خدایان ترسی به دل راه نخواهد داد و آنان را ستایش و نیایش نخواهد کرد. ...
  • گزارش تخلف

ایرانی بیدار هماره چشم‌ به‌ راه. ستارۀ دنباله‌ دار آسمان ایران است. و آرزوها و امیدهایش را هماره

به همان ستارۀ گذران گره می‌زند. تا برنده آن باشد و ایرانى رونده …ایران و ایرانی هماره گره‌ خورده بر یال. توسن راز می‌ ماند تا آنگاه‌ که می‌ ماند …خسرو یزدانی … … … … … … … … … … … … … …کانال فلسفی «تکانه». ...
  • گزارش تخلف