این‌جا تلاش‌های ادبی‌ام (شامل داستان‌ کوتاه، داستانک، یادداشت، و پاراگراف‌های منتخبِ کتاب‌هایی که می‌خوانم) را به اشتراک می‌گذارم. گاهی هم موسیقی‌ای که به دلم می‌نشیند. همراهیِ شما نعمتی است که شاید باور نکنید چه‌اندازه برایم عزیز است. @mohsensarkhosh


‌های_روزمره.. نه، هرچه فکر می‌کنم می‌بینم کسی مقصر نیست. بدی از خودم است

اشتباه از من است که اجازه می‌دهم «دیگری» درونم جا خوش کند و به بازی‌ام بگیرد. مقصر خودم هستم که درد می‌کشم و دم نمی‌زنم، که ساده‌دلانه باورهای خوش درباره‌ی آدم‌ها می‌پرورانم و آن‌قدر خیالبافم که آن‌ها را باور می‌کنم. تقصیر کسی نیست که من زود اعتماد می‌کنم. کسی تقصیری ندارد که من تا کمی مهربانی می‌بینم، دلم می‌لرزد و به دام می‌افتم. مگر تقصیر سنگ است اگر آینه می‌شکند؟! مگر تقصیر آتش است که نی‌زار می‌سوزد؟. دروغ چرا! من هم تلاش کردم سنگ باشم، من هم خواستم روزنه‌های وجودم را ببندم. اما نشد، اما نمی‌شود. ...
  • گزارش تخلف

خانم اسمیت گفت: «پسرهای من، پسرهای من!» و با جویبار سرازیر اشک بر صورت، به سوی آن‌ها دوید

مهم نبود که آن‌ها در جنگ، مردهایی مثل خودشان را کشته بودند. مهم نبود که جنگ چه‌ اندازه تغییرشان داده بود. آن‌ها هنوز همان کودکانی بودند که او کهنه‌شان را عوض می‌کرد و غذاشان می‌داد، همان‌هایی که اشک‌هایشان را پاک کرده و زخم‌هایشان را با بوسه‌ای مرهم نهاده بود. اما شفای زخم‌هایی که در بازگشت از جبهه با خود آورده بودند در دست‌های او نبود … …پی‌دی‌اف کتاب، و پاراگراف‌های بیشتر در 👇🏼 📖. ...
  • گزارش تخلف

کشیش رالف گفت: «از من گناه بزرگی سر زده است، بی‌آنکه بتوانم دلیلی برایش بتراشم

نمی‌توانم خودم را ببخشم، پس چگونه طالب بخشش الهی باشم». اسقف جواب داد: «تو نباید خودت را ببخشی. بر عهده‌ی تو نیست. این را دریاب! تنها خداست که می‌بخشد. تا زمانی که نتوانی مسأله‌ی بخشش را به‌عهده‌ی خداوند بگذاری، به خاکساری و فروتنی دست نخواهی یافت» … …پی‌دی‌اف کتاب، و پاراگراف‌های بیشتر در 👇🏼 📖. ...
  • گزارش تخلف

نادیده.. آقای بازیگر نقش اول فیلم خیلی خسته بود

شب قبل را به دلایلی بد خوابیده، و صبح زود بیدار شده بود. حالا اگر پایش را از سالن بیرون می‌گذاشت، باید دست‌کم یک ساعت سر پا می‌ایستاد و زیر نور کلافه‌کننده‌ی فلاش‌ها لبخند می‌زد. باید به کلی سؤالات تکراری، جواب‌های تکراری می‌داد. باید خودش را با رضایت خاطری ظاهری به دست این و آن می‌سپرد، تا مثل عروسکی به هر سو که دلشان می‌خواهد بکشند و عکس‌های تکی و گروهی بگیرند. اما امروز واقعا نمی‌توانست. خوشبختانه قرار رسمی برای مصاحبه نداشت، پس می‌شد بدون جلب ‌توجه از در پشتی سینما خارج شود. وقتی پا به کوچه‌ی باریک و خلوت پشت سینما گذاشت، نفس راحتی کشید. باید می‌رفت ماشینش را از پارکینگ برمی‌داشت. هنوز چند قدم نرفته بود که دید دری باز شد و دختر جوانی بیرون آمد. ...
  • گزارش تخلف

‌های_روزمره.. باخودت می‌گویی می‌شود، خیال می‌کنی ممکن است

و با این‌که می‌فهمی چه‌قدر کارت بی‌ثمر است، باز هم مدتی ادامه می‌دهی و شیشه را هههاااا می‌کنی و دستمال را محکم‌تر می‌کشی …آهای آدم آن ‌طرف شیشه! صدایم را می‌شنوی؟! می‌فهمی چه می‌گویم؟!. هههااااا … …
  • گزارش تخلف

‌های_روزمره

غم‌انگیز‌ترین لحظه‌ در یک رابطه‌ی عاطفی، زمانی است که آن شخصیتی که در خیال از معشوقتان ساخته‌اید، با شخصیت حقیقی او ملاقات می‌کند. در این لحظه از دیدن تفاوت و شکاف عمیقی که بین حقیقت و آن‌چه شما حقیقت می‌پنداشتید وجود دارد شوکه می‌شوید، و دنیایی از دل‌خوشی‌ها و امیدها و خاطرات شیرین، در این شکاف عمیق و تیره ناپدید می‌شود …. ...
  • گزارش تخلف

شهرنشین‌ها نمی‌دانند ما در دهات چه‌طور زندگی می‌کنیم

آن‌ها می‌توانند حیواناتشان را طوری دوست بدارند که انگار بچه‌شان است. اما در دهات همه‌چیز فرق می‌کند. این‌جا هرگز آدمی را نخواهید دید که نیاز به کمک داشته باشد و دیگران از کمک دریغ کنند. اما در شهر همان کسانی که حیوانات دست‌آموزشان را دوست دارند، به فریاد آدم‌ها نمی‌رسند. اصولا هر چیزی که زیاد باشد از بها می‌افتد. این‌جا گوسفند زیاد است و در شهر آدم … …پی‌دی‌اف کتاب، و پاراگراف‌های بیشتر در 👇🏼 📖. ...
  • گزارش تخلف

‍ نبوغ از تمام مرزهای دنیا عبور می‌کند

ری‌چارلز رابینسون، کودک سیاه‌پوست امریکایی بود که در هفت سالگی بینایی‌اش را از دست داد. اما نبوغش در موسیقی او را تبدیل کرد به یکی از بهترین و تأثیرگذارترین موسیقی‌دان‌ها و نوازندگان و خوانندگان جهان. آن‌قدر بزرگ که فرانک سیناترا گفت ری‌چارلز تنها نابغه‌ی واقعی در حرفه‌ی ما است. ...
  • گزارش تخلف

قصه‌ی همیشه تکرار. (بخش یک)

روزی از روزهای تابستان، پرنده‌ی کوچکی روی یکی از شاخه‌های درخت تنومندی نشست. دیدن برگ‌های سبز و لطیف در کنار تنه‌ی ستبر و محکم درخت، پرنده را به شوق آورد و شروع کرد به آواز خواندن. آوازش میان شاخ‌وبرگ انبوه درخت می‌پیچید و در باد گم می‌شد. پرنده دلش می‌خواست با درخت صحبت کند، اما درخت خاموش و بی‌حرکت ایستاده بود. هرچه پرنده صدای آوازش را بلندتر می‌کرد فایده‌ای نداشت. حقیقت این بود که درخت اصلا متوجه وجود پرنده‌ای به آن کوچکی نشده بود، و اگر می‌شد هم این پرنده برایش با هزاران پرنده‌ی دیگر که هر روز می‌آمدند و می‌رفتند تفاوتی نداشت. تا این‌که پرنده تصمیم گرفت به‌جای جلب توجه کردن با آوازخوانی، مستقیما با درخت وارد گفتگو شود. گفت:. «سلام. ...
  • گزارش تخلف

قصه‌ی‌همیشه تکرار. (بخش دو).. پرنده هیجان‌زده گفت:

«وای عالی می‌شه. هنوز یک کم ازت خجالت می‌کشم، ولی می‌تونم ازت بخوام شب که ستاره‌ها رو تماشا کردیم، بعدش من همین‌جا پیشت بخوابم؟ می‌تونم باهات حرف بزنم و ببوسمت و برات قصه بگم تا راحت بخوابی». تا آن روز پرنده‌های زیادی از هر نوع و اندازه شب را بر شاخه‌های درخت به صبح رسانده بودند، اما هرگز هیچ‌کدامشان نگفته بودند می‌خواهند درخت را ببوسند و برایش قصه بگویند. به هر حال آن شب برای درخت شب بی‌نظیری بود. او بالاترین شاخه‌اش را تا جایی که می‌توانست به سمت آسمان بلند کرد، و پرنده سبک‌بال روی آن نشست. با هم به برق‌برق ستاره‌های چشمک‌زن نگاه کردند. چند ستاره‌ی دنباله‌دار از آسمان گذشتند، و آن‌ها رد عبورشان را در آسمان دنبال کردند. تا طلوع خورشید از زیبایی و خوبی حرف زدند. ...
  • گزارش تخلف

من در هفتادودوسالگی توی این تن مسخره هنوز احساس جوانی می‌کنم

هنوز حس می‌کنم و می‌خواهم و خیال‌بافی می‌کنم و خوشی را دوست دارم. از محدودیت‌های تنم رنج می‌برم. پیری تلخ‌ترین انتقامی است که خدای قهار برای انسان در نظر گرفته است. چرا روح ما را هم به همان نسبت تن پیر نمی‌کند؟! …. پی‌دی‌اف کتاب، و پاراگراف‌های بیشتر در 👇🏼 📖. ...
  • گزارش تخلف

مگی زیبا بود، و کشیش رالف هم از زیبایی لذت می‌برد

او کمتر به روی خود می‌آورد، اما در زندگی‌اش جایی خالی احساس می‌کرد که خدا هم نمی‌توانست آن را پر کند. اما مگی می‌توانست، چون انسانی بود گرم و ملموس … …پی‌دی‌اف کتاب، و پاراگراف‌های بیشتر در 👇🏼 📖.
  • گزارش تخلف

طبیعی‌ترین تابلو.. بهار است و بزرگ‌ترین نمایشگاه نقاشی منظره‌ی سال برپا است

تمام نقاش‌های سرشناس کشور در این جشنواره شرکت کرده‌اند. در سالن‌ها جای سوزن انداختن نیست. تابلوها زیر نور ال‌ای‌دی‌ها می‌درخشند و مردم با نگاهی، از کوهستان به دریا، و چند قدم آن‌طرف‌تر از دریا به جنگل یا کویر می‌روند. پرستوی نری پروازکنان از پنجره‌ای وارد سالن می‌شود. چرخی روی سر جمعیت می‌زند و بالا‌ی تابلویی می‌نشیند. سرش را مثل گالری‌دارهای خبره کج کرده و به تابلو‌ی روبه‌رویی نگاه می‌کند. بعد می‌پرد روی تابلوی بعدی. جلوی یکی از تابلوها عده‌ی زیادی ایستاده‌اند. پرستو می‌رود و روی تابلوی مقابل آن می‌نشیند. ...
  • گزارش تخلف

بیتلز پرفروش‌ترین و بزرگ‌ترین گروه موسیقی در جهان، با فروشی بیش از ششصد میلیون دلار می‌باشند

آن‌ها تنها در بریتانیا بیش از چهل تک‌آهنگ و آلبوم به بازار ارائه دادند که در رتبهٔ یک جدول موسیقی انگلستان قرار گرفته‌اند. این موفقیت در بسیاری از کشورهای دیگر نیز تکرار شده است. انجمن صنعت ضبط آمریکا در سال ۱۹۹۹، بیتلز را با فروش بیش از ۱۰۶ میلیون نسخه از آثار، پرفروش‌ترین گروه موسیقی قرن بیستم در آمریکا اعلام کرده‌است. کمتر گروهی توانسته است حتی نیمی از موفقیت‌های گروه بیتلز را به دست آورد. این گروه در مجموع برندهٔ ۷ جایزه گرمی شده‌است. همچنین نام آن‌ها در فهرست ۱۰۰ شخصیت تأثیرگذار قرن ۲۰ مجله تایم نیز آمده‌است …. هنرمندان بسیاری در سرتاسر دنیا از این گروه تأثیر گرفته، و آهنگ‌های آن‌ها را بازخوانی کرده‌اند. از جمله فرهاد مهرداد. (در ادامه آهنگ زیبای Yesterday و بازخوانی فرهاد مهرداد دوست‌داشتنی را تقدیم می‌کنم.). ...
  • گزارش تخلف