طُرّه ی جان فلسفه،ادبیات،هنر رها قندی پژوهشگر فلسفه & Lawyer طُرّه ی جان ۱۲:۴۵ ۱۳۹۷/۰۸/۲۴ خدا برای اسپینوزا، خدایی آن جهانی نیست که جهان را از نیستی آفریده باشد. جهان ناآفریدهاست نه آغازی داشته و نه پایانی برای آن در نظر گرفته شده. جهان برای اسپینوزا، خدای جاودانی و به عبارت دیگر صورت پدیداری الوهیت است. برای وی، خدا و طبیعت و جوهر این همانند. این، عالیترین مفهوم متافیزیک اسپینوزاست …در اصل و به طور خلاصه که از زبان اسپینوزا بیان شده جهان صحنه خیمهشببازی نیست و خدا خیمهشب باز آن که آن را کنترل کند، خود از طریق معجزه قوانین طبیعت را نقض کند و زیر پا بگذارد و در صورت لزوم دوباره آن را به کار گیرد! خدا همان طبیعت است که در برگیرنده تمام علتها و جوهر هاست. از اینرو اسپینوزا تا حدی شبیه تفکر شرقی فکر میکند که بیجهت نیست زیرا خود از فلسفه هندی تا حدی وام گرفته است. فلسفه اسپینوزا سرشار و اشباع شده از خداست. اودر جایی میگوید: من خواهان عشق عقلانی به خدا هستم. از اینرو نگاه اسپینوزا یک جهانبینی علمی بسیار متعالی و زیباست به حدی که انشتین را مجذوب خود میکند. ... طُرّه ی جان ۱۲:۴۵ ۱۳۹۷/۰۸/۲۴ عقیده همه خدایی اسپینوزا منجر به صدور حکم تکفیر او از سوی روحانیون یهودی شد؛ لعنت نامهی روحانیون یهود علیه اسپینوزا👇👇. «به قضاوت فرشتگان و روحانیون، ما باروخ اسپینوزا، را تکفیر میکنیم، از اجتماع یهودی خارج میکنیم و او را لعنت و نفرین میکنیم. تمامی لعنتهای نوشته شده در قانون (منظور تلمود و تورات است) بر او باد، در روز بر او لعنت باد، در شب بر او لعنت باد. وقتی خواب است بر او لعنت باد، وقتی بیدار است بر او لعنت باد، وقتی بیرون میرود بر او لعنت باد و وقتی باز میگردد بر او لعنت باد. خداوند او را نبخشد و خشم و غضب خدا علیه او مستدام باد، خداوند نام او را در زیر این خورشید محو کند و او را از تمامی قبایل اسرائیل خارج کند. ما شما را نیز هشدار میدهیم، که هیچ کس حق ندارد با او سخن بگوید، چه به طور گفتاری و چه بطور نوشتاری. هیچکس حق ندارد به او لطفی بکند، کسی حق ندارد با او زیر یک سقف بماند، و در دو متری او قرار بگیرد، و هیچ کس حق ندارد هیچ نوشتهای از او را بخواند.» … ... طُرّه ی جان ۱۲:۴۵ ۱۳۹۷/۰۸/۲۴ باروخ اسپینوزا. فیلسوف خردگرای هلندی طُرّه ی جان ۱۲:۴۵ ۱۳۹۷/۰۸/۲۴ طبیعت هیچ کار بیهودهای انجام نمیدهد، به دیگر سخن، به مقاصد بشری خدمت نمیکند انسانها تمامی امور طبیعی را به چشم وسایلی به سود خود مینگرند و باور دارند که کس دیگری هست که تمام این وسایل را فراهم آورده است. از این نتیجه گرفتهاند که خدایان تمامی امور را به سود ابنای بشر آفریده و در آن جهت قرار دادهاند. طبیعت هیچ هدف یا غایتی برای خود مقرر نداشته است و علل غایی جملگی چیزی جز قصهها و افسانههای پرداختهی ذهن آدمی نیستند …. کتاب اخلاق. ... طُرّه ی جان ۱۲:۴۵ ۱۳۹۷/۰۸/۲۴ باروخ اسپینوزا و بعدها (بندیکت د اسپینوزا) (زاده ۲۴ نوامبر ۱۶۳۲ -درگذشته ۲۱ فوریه ۱۶۷۷) فیلسوف مشهور هلندی است وی یکی از بزرگترین خردگرایان فلسفه قرن هفدهم و زمینه ساز ظهور نقد مذهبی و همچنین عصر روشنگری در قرن هجدهم به شمار میرود. اسپینوزا به واسطهٔ نگارش مهمترین اثرش، اخلاقیات، که پس از مرگ او به چاپ رسید و در آن دوگانه انگاری دکارتی را به چالش میکشد، یکی از مهمترین فیلسوفان تاریخ فلسفهی غرب به شمار میرود. پیشه وی تراش عدسی بود، او در طول زندگی، جایزهها، افتخارات و تدریس در مکانهای صاحبنام را رد کرد، و سهم ارث خانوادگیاش را به خواهرش بخشید. فیلسوف و مورخ نامدار هگل، دربارهٔ فیلسوف هم عصر خود نوشت: «شما یا پیرو اسپینوزا هستید، و یا اساسا فیلسوف نیستید.». همچنین دستاوردهای فلسفی و شخصیت اخلاقی اسپینوزا زمینهساز آن شد تا ژیل دولز، او را «شاهزادهٔ فلسفه» بنامد … ... طُرّه ی جان ۲۱:۲۸ ۱۳۹۷/۰۸/۲۲ ای چشم تو ام پیمانه. هم سنگ دو صد خمخانه پریسا – تنهاتوبمان ( 08:19, 4.8 MB ) دانلود و مشاهده در تلگرام همه شور عشق و مستی ام از یک نگاه …. 🍂🍁🍂🍁. طُرّه ی جان ۰۰:۳۴ ۱۳۹۷/۰۸/۲۱ Georg denis patrick carlin … مرورگر شما از ویدیو پشتیبانی نمیکند. Video file ( 10:18, 26.5 MB ) دانلود و مشاهده در تلگرام طُرّه ی جان ۱۹:۰۰ ۱۳۹۷/۰۸/۲۰ «رنج بودن» قامت خمیده و مچاله از رنج عمیق بودن، جهان را به جان آواره مان میخراشیم، خسته و بی تاب از این تهی بودگی بی فرجام، تنهایی دهشتناکمان را به دوش میکشیم …. زندگی به سان نسیمی که از لابه لای گیسوانت عبور میکند و دستان نوازشگرش صورتت را مینوازد، تا بخواهی دستانش را به مهر بگیری به سرعت برق از لای انگشتانت میگذرد و تویی که باید به دنبالش بیهوده و بی سرانجام، بدوی و بدوی و بدوی …. بودن! همان خنکای نسیم است که لحظهای، فقط لحظهای! حظش را نصیبت میکند و بعد تو را بدنبال خود آنقدر میکشد تا دم آخر، که بی رمق از نفس افتادهای و فقط پی باد دویدهای و هیچ …. ما فروغلتیدگان این دامگه با دستهای تهی پاهای بی رمقمان را در بغل میگیریم و فلاکتمان را در دوزخ بودن نظاره میکنیم …. داستایوفسکی در کتاب شبهای روشن مینویسد؛. «نگاه کن، ببین. این دنیا چه سرد میشود، سالها همچنان میگذرند و بعد آن تنهایی غمبار است و عصای نا استوار پیری به دستت میدهد و بعد حسرت و نومیدی.». ... طُرّه ی جان ۱۸:۰۲ ۱۳۹۷/۰۸/۲۰ اعتقاداتت را برای خودت نگهدار. و انسانیت را به تمام دنیا نشان بده … طُرّه ی جان ۱۷:۵۵ ۱۳۹۷/۰۸/۲۰ اساسیترین چیز زندگی که به آن خوشبختی میگویند چیست؟ یا چطور میشود میزان «درد» و «رنج» جسمی و روحی را اندازه گرفت؟. چه کسی دانههای اشکمان را، وقتی که نصف شبها گریه میکنیم، میتواند بشمارد؟. بالاخره چه کسی به خندهها و رنجهای ما میاندیشد. بر شیطان لعنت، آیا اینها مسائلی نیستند که باید متفکران به آنها پاسخ دهند؟. علم به چه درد میخورد؟. و علمایی که با تهیه طرحهای بسیار پرخرج موفق میشوند که از کره ماه، خاک یا چند تا سنگ بیارزش سوغات بیاورند کارشان چه ارزشی دارد اگر نتوانند تعاریفی در خصوص اساسیترین چیز زندگی یک انسان ارائه دهند؟ …. ... طُرّه ی جان ۲۱:۲۴ ۱۳۹۷/۰۸/۱۹ برای بودن احتیاجی به نیست. اگر نمیتوانید درست را از نادرست تشخیص دهید، کمبود فهم و شعور است; نه مذهب … … … طُرّه ی جان ۲۰:۴۵ ۱۳۹۷/۰۸/۱۹ خدای دروغین یاخدای واقعی … …خلاصهای ۱۷ دقیقهای از فیلمی که ساختارهای ذهنی مان را در مورد «خدا» تغییر میدهد! 4_5990092051943785540.mp4 ( 20.3 MB ) دانلود و مشاهده در تلگرام در روزگاری که «مذهب»، رنگ و لعاب دکان دین فروشی را به خود گرفته، وقت گذاشتن و را از دست ندهید … طُرّه ی جان ۱۲:۴۴ ۱۳۹۷/۰۸/۱۹ فعال بودن است، نه فعلپذیری؛ «پایداری» است نه «اسارت» به طور کلی خصیصهی فعال عشق را میتوان چنین بیان کرد که عشق در درجهی اول نثار کردن است نه گرفتن …. گذشته از عنصر نثار کردن، خصیصهی فعال عشق متضمن عناصر اساسی دیگری است که همه در جلوههای گوناگون عشق مشترکند. اینها عبارتند از:. دلسوزی، احساس مسئولیت، احترام، و دانایی، اینکه عشق به دلسوزی نیاز دارد، به وضوح در عشق مادر به فرزند دیده میشود. اگر مادری به فرزندش توجه نداشته باشد و درتغذیهی او، شست وشوی او، و آسایشهای جسمی او اهمال کند، هرگز نمیتوان صمیمیت عشق او را پذیرفت. عشق او وقتی ما را تحت تأثیر قرار میدهد که ببینیم برای کودکش دلسوزی میکند. در مورد عشق به حیوانات و گلها نیز این مسئله صادق است. اگر زنی به ما بگوید که عاشق گل است و ما ببینیم که اغلب فراموش میکند گلهایش را آب دهد، طبیعتا «عشق» او را به گل باور نخواهیم کرد. عشق عبارت است از رغبت جدی به زندگی و پرورش آنچه بدان مهر میورزیم. ... طُرّه ی جان ۲۳:۴۵ ۱۳۹۷/۰۸/۱۸ «چون تو میخواهی که جایی روی، اول دل تو میرود و میبیند و بر احوال آن مطلع میشود آن گه، دل باز میگردد و بدن را میکشاند … دل، فی جمیع الاحوال، ملازم دلدار است و او را حاجت قطع منازل و خوف ره زن و پالان استر نیست. تن مسکین است که مقید اینهاست. هرجا که باشی و در هر حال که باشی، جهد کن تا محب باشی و عاشق باشی. و چون محبت ملک تو شد، همیشه محب باشی- در گور و در حشر و در بهشت …. بسیار کس باشد که دلش از این سخنان پر باشد، الا به عبارت و الفاظ نتواند آوردن …اصل دل است و نیاز و عشق و محبت. همچنان که طفل عاشق شیر است و از آن مدد مییابد و قوت میگیرد و مع هاذا نتواند شرح شیر کردن و حد آن را گفتن و در عبارت نتواند آوردن …- اگر چه جانش خواهان و عاشق شیر است. و بالغ، اگر چه به هزارگونه شیر را شرح کند و وصف کند، اما او را از شیر هیچ لذت نباشد و از آن حظ ندارد.». این سخنان نغز مولانا در «فیه ما فیه»، یادآور برخی ابیات دل انگیز دفتر اول «مثنوی معنوی» است:. هر که را جامه ز عشقی چاک شد. ... طُرّه ی جان ۱۲:۴۹ ۱۳۹۷/۰۸/۱۸ […]. ای برادر، در خلوت خود بگریز. بشتاب که همدمی جز عشق و آفریدن خویش نداری پیش از آنکه دادگری هولناک و سنگین رد تو را پی بگیرد، راهها خواهی پیمود. ای برادر، در خلوت خویش بگریز که من با سرشک دیدگانم با تو وداع خواهم گفت. من کسانی را دوست میدارم که جانفشانی میکنند تا برتر از خویش بیافرینند … …. ... طُرّه ی جان ۱۱:۴۵ ۱۳۹۷/۰۸/۱۶ «ده تفاوت عمده دین و معنویت» …🔻دین.۱️⃣درباره خود دعوی صدق انحصاری دارد …۲️⃣معمولا انسانهایی را که متدین به سایر ادیانند دعوت به تغییر دین میکند …۳️⃣بیشتر به خدای متشخص و انسانوار قائل است …۴️⃣بیشتر معطوف به بیرون از خود (the self) است …۵️⃣بیشتر معطوف به سعادت آتی و آنجهانی است …۶️⃣مبتنی بر ایمان و تعبد است …۷️⃣معمولا فاقد جنبه اسطورهای نیست …۸️⃣بیشتر خواهان این است که شخص کاملا به معتقدات، اخلاقیات و عبادیات خاصی التزام ورزد و از آنها عدول نکند …۹️⃣خطابش متوجه همه انسانهاست …🔟دارای طبقهای به نام روحانیت هست که وظایف و امتیازات خاص خود را دارند …🔻معنویت.۱️⃣درباره هیچ دینی دعوی صدق انحصاری ندارد، بلکه هر دینی را تجربه معنوی ای میداند که از سایر تجارب معنوی (یعنی سایر ادیان) بی نیاز نیست …۲️⃣هیچ کسی را دعوت به تغییر دین نمیکند، بلکه از هر کسی میخواهد که واقعا ملتزم به دین خود باشد …۳️⃣به خدای غیرمتشخص و ناانسانوار قائل است …۴️⃣کاملا معطوف به درون «خود» است و با ساحات وجودی سروکار دارد …۵️⃣کاملا معطوف به سعادت کنونی و این جهانی است، در عین اینکه منکر زندگی پس از مرگ نیست به تعبیری، سعادت آجل را اولیه، و بلکه رویه ... طُرّه ی جان ۱۶:۲۷ ۱۳۹۷/۰۸/۱۵ یعنی اینکه تو در مورد وضعیت دیگری طوری نگران باشی که انگار وضعیت خودت هست …! … … طُرّه ی جان ۰۰:۲۷ ۱۳۹۷/۰۸/۱۵ سودا حزنی فکورانه مرورگر شما از ویدیو پشتیبانی نمیکند. Video file ( 03:01, 9.2 MB ) دانلود و مشاهده در تلگرام طُرّه ی جان ۱۱:۳۱ ۱۳۹۷/۰۸/۱۴ لذت و ناخشنودی چنان به هم وابستهاند که اگر کسی قصد حداکثر بهرهمندی از لذت را داشته باشد ناگزیر است بیشترین مقدار ممکن از ناخوشن اگر راه اول را انتخاب میکنید، یعنی اگر میخواهید رنجهای انسانی را کاهش دهید، بسیار خوب! باید همین طور توان شادمانی خود را هم کاهش دهید! … … طُرّه ی جان ۱۴:۴۱ ۱۳۹۷/۰۸/۱۳ چقدر شبیه بادهای بی نشان.. گم کردهام. حوالی باغهای پر ترانه را … به جاده میزنم. خیس از. بارانهای نباریده … … … ‹ 12 13 14 15 16 17 18 ›
طُرّه ی جان ۱۲:۴۵ ۱۳۹۷/۰۸/۲۴ خدا برای اسپینوزا، خدایی آن جهانی نیست که جهان را از نیستی آفریده باشد. جهان ناآفریدهاست نه آغازی داشته و نه پایانی برای آن در نظر گرفته شده. جهان برای اسپینوزا، خدای جاودانی و به عبارت دیگر صورت پدیداری الوهیت است. برای وی، خدا و طبیعت و جوهر این همانند. این، عالیترین مفهوم متافیزیک اسپینوزاست …در اصل و به طور خلاصه که از زبان اسپینوزا بیان شده جهان صحنه خیمهشببازی نیست و خدا خیمهشب باز آن که آن را کنترل کند، خود از طریق معجزه قوانین طبیعت را نقض کند و زیر پا بگذارد و در صورت لزوم دوباره آن را به کار گیرد! خدا همان طبیعت است که در برگیرنده تمام علتها و جوهر هاست. از اینرو اسپینوزا تا حدی شبیه تفکر شرقی فکر میکند که بیجهت نیست زیرا خود از فلسفه هندی تا حدی وام گرفته است. فلسفه اسپینوزا سرشار و اشباع شده از خداست. اودر جایی میگوید: من خواهان عشق عقلانی به خدا هستم. از اینرو نگاه اسپینوزا یک جهانبینی علمی بسیار متعالی و زیباست به حدی که انشتین را مجذوب خود میکند. ...
طُرّه ی جان ۱۲:۴۵ ۱۳۹۷/۰۸/۲۴ عقیده همه خدایی اسپینوزا منجر به صدور حکم تکفیر او از سوی روحانیون یهودی شد؛ لعنت نامهی روحانیون یهود علیه اسپینوزا👇👇. «به قضاوت فرشتگان و روحانیون، ما باروخ اسپینوزا، را تکفیر میکنیم، از اجتماع یهودی خارج میکنیم و او را لعنت و نفرین میکنیم. تمامی لعنتهای نوشته شده در قانون (منظور تلمود و تورات است) بر او باد، در روز بر او لعنت باد، در شب بر او لعنت باد. وقتی خواب است بر او لعنت باد، وقتی بیدار است بر او لعنت باد، وقتی بیرون میرود بر او لعنت باد و وقتی باز میگردد بر او لعنت باد. خداوند او را نبخشد و خشم و غضب خدا علیه او مستدام باد، خداوند نام او را در زیر این خورشید محو کند و او را از تمامی قبایل اسرائیل خارج کند. ما شما را نیز هشدار میدهیم، که هیچ کس حق ندارد با او سخن بگوید، چه به طور گفتاری و چه بطور نوشتاری. هیچکس حق ندارد به او لطفی بکند، کسی حق ندارد با او زیر یک سقف بماند، و در دو متری او قرار بگیرد، و هیچ کس حق ندارد هیچ نوشتهای از او را بخواند.» … ...
طُرّه ی جان ۱۲:۴۵ ۱۳۹۷/۰۸/۲۴ طبیعت هیچ کار بیهودهای انجام نمیدهد، به دیگر سخن، به مقاصد بشری خدمت نمیکند انسانها تمامی امور طبیعی را به چشم وسایلی به سود خود مینگرند و باور دارند که کس دیگری هست که تمام این وسایل را فراهم آورده است. از این نتیجه گرفتهاند که خدایان تمامی امور را به سود ابنای بشر آفریده و در آن جهت قرار دادهاند. طبیعت هیچ هدف یا غایتی برای خود مقرر نداشته است و علل غایی جملگی چیزی جز قصهها و افسانههای پرداختهی ذهن آدمی نیستند …. کتاب اخلاق. ...
طُرّه ی جان ۱۲:۴۵ ۱۳۹۷/۰۸/۲۴ باروخ اسپینوزا و بعدها (بندیکت د اسپینوزا) (زاده ۲۴ نوامبر ۱۶۳۲ -درگذشته ۲۱ فوریه ۱۶۷۷) فیلسوف مشهور هلندی است وی یکی از بزرگترین خردگرایان فلسفه قرن هفدهم و زمینه ساز ظهور نقد مذهبی و همچنین عصر روشنگری در قرن هجدهم به شمار میرود. اسپینوزا به واسطهٔ نگارش مهمترین اثرش، اخلاقیات، که پس از مرگ او به چاپ رسید و در آن دوگانه انگاری دکارتی را به چالش میکشد، یکی از مهمترین فیلسوفان تاریخ فلسفهی غرب به شمار میرود. پیشه وی تراش عدسی بود، او در طول زندگی، جایزهها، افتخارات و تدریس در مکانهای صاحبنام را رد کرد، و سهم ارث خانوادگیاش را به خواهرش بخشید. فیلسوف و مورخ نامدار هگل، دربارهٔ فیلسوف هم عصر خود نوشت: «شما یا پیرو اسپینوزا هستید، و یا اساسا فیلسوف نیستید.». همچنین دستاوردهای فلسفی و شخصیت اخلاقی اسپینوزا زمینهساز آن شد تا ژیل دولز، او را «شاهزادهٔ فلسفه» بنامد … ...
طُرّه ی جان ۲۱:۲۸ ۱۳۹۷/۰۸/۲۲ ای چشم تو ام پیمانه. هم سنگ دو صد خمخانه پریسا – تنهاتوبمان ( 08:19, 4.8 MB ) دانلود و مشاهده در تلگرام همه شور عشق و مستی ام از یک نگاه …. 🍂🍁🍂🍁.
طُرّه ی جان ۰۰:۳۴ ۱۳۹۷/۰۸/۲۱ Georg denis patrick carlin … مرورگر شما از ویدیو پشتیبانی نمیکند. Video file ( 10:18, 26.5 MB ) دانلود و مشاهده در تلگرام
طُرّه ی جان ۱۹:۰۰ ۱۳۹۷/۰۸/۲۰ «رنج بودن» قامت خمیده و مچاله از رنج عمیق بودن، جهان را به جان آواره مان میخراشیم، خسته و بی تاب از این تهی بودگی بی فرجام، تنهایی دهشتناکمان را به دوش میکشیم …. زندگی به سان نسیمی که از لابه لای گیسوانت عبور میکند و دستان نوازشگرش صورتت را مینوازد، تا بخواهی دستانش را به مهر بگیری به سرعت برق از لای انگشتانت میگذرد و تویی که باید به دنبالش بیهوده و بی سرانجام، بدوی و بدوی و بدوی …. بودن! همان خنکای نسیم است که لحظهای، فقط لحظهای! حظش را نصیبت میکند و بعد تو را بدنبال خود آنقدر میکشد تا دم آخر، که بی رمق از نفس افتادهای و فقط پی باد دویدهای و هیچ …. ما فروغلتیدگان این دامگه با دستهای تهی پاهای بی رمقمان را در بغل میگیریم و فلاکتمان را در دوزخ بودن نظاره میکنیم …. داستایوفسکی در کتاب شبهای روشن مینویسد؛. «نگاه کن، ببین. این دنیا چه سرد میشود، سالها همچنان میگذرند و بعد آن تنهایی غمبار است و عصای نا استوار پیری به دستت میدهد و بعد حسرت و نومیدی.». ...
طُرّه ی جان ۱۷:۵۵ ۱۳۹۷/۰۸/۲۰ اساسیترین چیز زندگی که به آن خوشبختی میگویند چیست؟ یا چطور میشود میزان «درد» و «رنج» جسمی و روحی را اندازه گرفت؟. چه کسی دانههای اشکمان را، وقتی که نصف شبها گریه میکنیم، میتواند بشمارد؟. بالاخره چه کسی به خندهها و رنجهای ما میاندیشد. بر شیطان لعنت، آیا اینها مسائلی نیستند که باید متفکران به آنها پاسخ دهند؟. علم به چه درد میخورد؟. و علمایی که با تهیه طرحهای بسیار پرخرج موفق میشوند که از کره ماه، خاک یا چند تا سنگ بیارزش سوغات بیاورند کارشان چه ارزشی دارد اگر نتوانند تعاریفی در خصوص اساسیترین چیز زندگی یک انسان ارائه دهند؟ …. ...
طُرّه ی جان ۲۱:۲۴ ۱۳۹۷/۰۸/۱۹ برای بودن احتیاجی به نیست. اگر نمیتوانید درست را از نادرست تشخیص دهید، کمبود فهم و شعور است; نه مذهب … … …
طُرّه ی جان ۲۰:۴۵ ۱۳۹۷/۰۸/۱۹ خدای دروغین یاخدای واقعی … …خلاصهای ۱۷ دقیقهای از فیلمی که ساختارهای ذهنی مان را در مورد «خدا» تغییر میدهد! 4_5990092051943785540.mp4 ( 20.3 MB ) دانلود و مشاهده در تلگرام در روزگاری که «مذهب»، رنگ و لعاب دکان دین فروشی را به خود گرفته، وقت گذاشتن و را از دست ندهید …
طُرّه ی جان ۱۲:۴۴ ۱۳۹۷/۰۸/۱۹ فعال بودن است، نه فعلپذیری؛ «پایداری» است نه «اسارت» به طور کلی خصیصهی فعال عشق را میتوان چنین بیان کرد که عشق در درجهی اول نثار کردن است نه گرفتن …. گذشته از عنصر نثار کردن، خصیصهی فعال عشق متضمن عناصر اساسی دیگری است که همه در جلوههای گوناگون عشق مشترکند. اینها عبارتند از:. دلسوزی، احساس مسئولیت، احترام، و دانایی، اینکه عشق به دلسوزی نیاز دارد، به وضوح در عشق مادر به فرزند دیده میشود. اگر مادری به فرزندش توجه نداشته باشد و درتغذیهی او، شست وشوی او، و آسایشهای جسمی او اهمال کند، هرگز نمیتوان صمیمیت عشق او را پذیرفت. عشق او وقتی ما را تحت تأثیر قرار میدهد که ببینیم برای کودکش دلسوزی میکند. در مورد عشق به حیوانات و گلها نیز این مسئله صادق است. اگر زنی به ما بگوید که عاشق گل است و ما ببینیم که اغلب فراموش میکند گلهایش را آب دهد، طبیعتا «عشق» او را به گل باور نخواهیم کرد. عشق عبارت است از رغبت جدی به زندگی و پرورش آنچه بدان مهر میورزیم. ...
طُرّه ی جان ۲۳:۴۵ ۱۳۹۷/۰۸/۱۸ «چون تو میخواهی که جایی روی، اول دل تو میرود و میبیند و بر احوال آن مطلع میشود آن گه، دل باز میگردد و بدن را میکشاند … دل، فی جمیع الاحوال، ملازم دلدار است و او را حاجت قطع منازل و خوف ره زن و پالان استر نیست. تن مسکین است که مقید اینهاست. هرجا که باشی و در هر حال که باشی، جهد کن تا محب باشی و عاشق باشی. و چون محبت ملک تو شد، همیشه محب باشی- در گور و در حشر و در بهشت …. بسیار کس باشد که دلش از این سخنان پر باشد، الا به عبارت و الفاظ نتواند آوردن …اصل دل است و نیاز و عشق و محبت. همچنان که طفل عاشق شیر است و از آن مدد مییابد و قوت میگیرد و مع هاذا نتواند شرح شیر کردن و حد آن را گفتن و در عبارت نتواند آوردن …- اگر چه جانش خواهان و عاشق شیر است. و بالغ، اگر چه به هزارگونه شیر را شرح کند و وصف کند، اما او را از شیر هیچ لذت نباشد و از آن حظ ندارد.». این سخنان نغز مولانا در «فیه ما فیه»، یادآور برخی ابیات دل انگیز دفتر اول «مثنوی معنوی» است:. هر که را جامه ز عشقی چاک شد. ...
طُرّه ی جان ۱۲:۴۹ ۱۳۹۷/۰۸/۱۸ […]. ای برادر، در خلوت خود بگریز. بشتاب که همدمی جز عشق و آفریدن خویش نداری پیش از آنکه دادگری هولناک و سنگین رد تو را پی بگیرد، راهها خواهی پیمود. ای برادر، در خلوت خویش بگریز که من با سرشک دیدگانم با تو وداع خواهم گفت. من کسانی را دوست میدارم که جانفشانی میکنند تا برتر از خویش بیافرینند … …. ...
طُرّه ی جان ۱۱:۴۵ ۱۳۹۷/۰۸/۱۶ «ده تفاوت عمده دین و معنویت» …🔻دین.۱️⃣درباره خود دعوی صدق انحصاری دارد …۲️⃣معمولا انسانهایی را که متدین به سایر ادیانند دعوت به تغییر دین میکند …۳️⃣بیشتر به خدای متشخص و انسانوار قائل است …۴️⃣بیشتر معطوف به بیرون از خود (the self) است …۵️⃣بیشتر معطوف به سعادت آتی و آنجهانی است …۶️⃣مبتنی بر ایمان و تعبد است …۷️⃣معمولا فاقد جنبه اسطورهای نیست …۸️⃣بیشتر خواهان این است که شخص کاملا به معتقدات، اخلاقیات و عبادیات خاصی التزام ورزد و از آنها عدول نکند …۹️⃣خطابش متوجه همه انسانهاست …🔟دارای طبقهای به نام روحانیت هست که وظایف و امتیازات خاص خود را دارند …🔻معنویت.۱️⃣درباره هیچ دینی دعوی صدق انحصاری ندارد، بلکه هر دینی را تجربه معنوی ای میداند که از سایر تجارب معنوی (یعنی سایر ادیان) بی نیاز نیست …۲️⃣هیچ کسی را دعوت به تغییر دین نمیکند، بلکه از هر کسی میخواهد که واقعا ملتزم به دین خود باشد …۳️⃣به خدای غیرمتشخص و ناانسانوار قائل است …۴️⃣کاملا معطوف به درون «خود» است و با ساحات وجودی سروکار دارد …۵️⃣کاملا معطوف به سعادت کنونی و این جهانی است، در عین اینکه منکر زندگی پس از مرگ نیست به تعبیری، سعادت آجل را اولیه، و بلکه رویه ...
طُرّه ی جان ۱۶:۲۷ ۱۳۹۷/۰۸/۱۵ یعنی اینکه تو در مورد وضعیت دیگری طوری نگران باشی که انگار وضعیت خودت هست …! … …
طُرّه ی جان ۰۰:۲۷ ۱۳۹۷/۰۸/۱۵ سودا حزنی فکورانه مرورگر شما از ویدیو پشتیبانی نمیکند. Video file ( 03:01, 9.2 MB ) دانلود و مشاهده در تلگرام
طُرّه ی جان ۱۱:۳۱ ۱۳۹۷/۰۸/۱۴ لذت و ناخشنودی چنان به هم وابستهاند که اگر کسی قصد حداکثر بهرهمندی از لذت را داشته باشد ناگزیر است بیشترین مقدار ممکن از ناخوشن اگر راه اول را انتخاب میکنید، یعنی اگر میخواهید رنجهای انسانی را کاهش دهید، بسیار خوب! باید همین طور توان شادمانی خود را هم کاهش دهید! … …
طُرّه ی جان ۱۴:۴۱ ۱۳۹۷/۰۸/۱۳ چقدر شبیه بادهای بی نشان.. گم کردهام. حوالی باغهای پر ترانه را … به جاده میزنم. خیس از. بارانهای نباریده … … …