طُرّه ی جان فلسفه،ادبیات،هنر رها قندی پژوهشگر فلسفه & Lawyer طُرّه ی جان ۲۳:۲۶ ۱۳۹۷/۱۰/۲۰ موسیقی بیکلام «باران»،. با هندزفری گوش کنید …. … Himmelsrandt – Rain ( 03:52, 6.1 MB ) دانلود و مشاهده در تلگرام طُرّه ی جان ۲۰:۳۴ ۱۳۹۷/۱۰/۲۰ کگور میگوید که زندگی زیبایی شناسانه یاس و سرخوردگی در بطن خود دارد البته همه این یاس را احساس نمیکنند؛ این یاس به صورت دلزدگی و ملال متجلی میشود.. دشمن بزرگ زیبایی شناس است و او مدام میکوشد آن را پس براند. میشود با سفر رفتن این کار را کرد، امتحان کردن یک مدل جدید آرایش مو، خریدن لباسهای جدید، عوض کردن خانه، تمرین کردن یوگا، نام نویسی در یک دوره تحصیلی، یا عوض کردن شریک زندگی. زیبایی شناس به دنبال تنوع، نوگرایی، مشغولیتهای تازه و سرگرمی میرود و به هزار ترفند میکوشد ملال را از خود دور کند … …📚 «سه آستانه نشین؛ بلز پاسگال، سورن کیر کگور، سیمون وی» …. ... طُرّه ی جان ۲۰:۰۱ ۱۳۹۷/۱۰/۱۹ آنچه من واقعا لازم دارم این است که مطمئن شوم چه باید بکنم، نه این که چه باید بدانم مهمترین کار یافتن حقیقتی است که برای من حقیقت باشد، باید در جستجوی معنی و فکری باشم که دلم میخواهد برای آن زندگی کنم و بمیرم … (، به نقل از، ترجمه صالح نجفی، نشر نی، ص۲۱) … طُرّه ی جان ۱۵:۵۸ ۱۳۹۷/۱۰/۱۸ پاسخ کوتاه به این پرسش که: آیا مند است؟ از منظر مرورگر شما از ویدیو پشتیبانی نمیکند. Video file ( 02:53, 5.0 MB ) دانلود و مشاهده در تلگرام طُرّه ی جان ۱۷:۳۳ ۱۳۹۷/۱۰/۱۷ جنگ انکارناپذیر است، حال یا باید در آن مرد یا آن را وسیلهی زندگی قرار داد پوچی نیز چنین است؛ باید با آن زندگی کرد و درسهای آن را به خوبی فراگرفت. در چنین حالتی است که کمال پوچی به آفرینش میانجامد. نیچه میگوید: «هنر و نه هیچ چیز جز هنر،. ما هنر داریم و از این روست که حقیقت سبب مرگمان نمیشود» … … ... طُرّه ی جان ۱۶:۳۷ ۱۳۹۷/۱۰/۱۵ شناخت زیبای یگانه.. پس در بند یک تن زیبا نمیماند و عاشق همه تنهای زیبا میشود چون بدین مرحله رسید چشمش به زیبایی روح باز میشود و برای روح زیبا مقامی برتر از تن زیبا قائل میشود. در این حال اگر روحی زیبا بیابد که با تنی هرچند نه چندان زیبا پیوسته است، دل در او میبندد . ولی در این مایه نیز نمیماند و در زندگی عملی، زیبایی اخلاق و آداب و سنن و قوانین را میبیند و در مییابد که همه این صور زیبایی، خویش یکدیگرند و بینشی که در این مرحله عشق حاصل میشود او را بر آن میدارد که به زیبایی جسمی ارج کمتری بنهد. بعد از این که به شناخت زیبایی در زندگی عملی دست یافت باید گامی فراتر بنهد و به زیبایی معرفت و دانش وقوف یابد تا زندگی عملی تحت رهبری دانش و معرفت قرار گیرد. از این پس دیگر پایبند. مظهری واحد نخواهد بود بلکه به سائقه عشق به دانش، اندیشهها و سخنان زیبایی خواهد آفرید و سرانجام به حریم عالیترین معرفت راه خواهد یافت، به معرفت زیبای یگانه. این زیبا همیشه هست، نه پدید میآید و نه از میان میرود، نه کوچکتر میشود و نه بزرگتر، چنان نیست که از لحاظی زیبا باشد و از لحاظی زشت، واحدی است که به حس در نمیآید، نه سخن است، نه اندیشه، و نه علم، در هیچ چیز دیگر نیست بلکه در خوی ... طُرّه ی جان ۱۳:۲۲ ۱۳۹۷/۱۰/۱۵ یحیی! کمی درباره عشق برایم صحبت کن …- عشق را از «عشقه» گرفتهاند گیاهی که در باغ در بن درخت پدید آید و در درخت پیچد. همچنان میرود تا همه درخت را فرا گیرد و چنانش در شکنجه کشد که در رگ درخت، نم نماند. تا آنگاه که درخت خشک شود. درخت وجود انسان هم چون بالیدن آغاز کند و نزدیک کمال رسد، عشق از گوشهای سر برآورد و خود را در او پیچد، تا جایی رسد که هیچ نم بشریت در او نگذارد. آری، عشق اگرچه جان را به عالم بقا میرساند، اما تن را به عالم فنا میکشد. زیرا که در این جهان، هیچ چیز طاقت بار عشق را نتواند داشت … … … …. ... طُرّه ی جان ۲۲:۵۴ ۱۳۹۷/۱۰/۱۴ 🎬🎬 …مادربزرگم یه جزیره داشت، چیز با ارزشی توش نبود، در عرض ۱ ساعت میتونستی کل جزیره رو بگردی، ولی واسه ما مثل بهشت بود یه تابستون رفتیم به دیدنش و دیدیم که جزیره پر شده از موش. اونها همراه با یه قایق ماهیگیری اومده بودند و خودشون رو با نارگیلهای جزیره سیر میکردند. خوب حالا چطور میشه از شر موشها توی یه جزیره خلاص شد …مادر بزرگم اینو بهم یاد داد: ما یه بشکه نفتی رو داخل زمین چال کردیم و نارگیلها رو طوری چیدیم که اونها رو به سمت بشکه هدایت کنه. پس وقتی اونها میخواستن که نارگیل بخورند میافتادن توی بشکه و بعد از یک ماه، همه موشها گیر افتادن …ولی بعدش چیکار میکنی …بشکه رو میندازی تو اقیانوس؟ میسوزونیش؟. - نه فقط رهاشون میکنی موشها کم کم گرسنه میشن و ناچار شروع میکنن به خوردن همدیگه تا زنده بمونن، تا زمانی که فقط دوتا ازونا باقی میمونه …. دو بازمانده …و بعدش چی میشه؟ اونها رو میکشی؟. - نه اونها رو میگیری و رهاشون میکنی بین درختها حالا دیگه اونها هیچ وقت نارگیل نمیخورند، اونها فقط موش میخورند …تو طبیعتشون رو تغییر دادی. ... طُرّه ی جان ۲۱:۳۰ ۱۳۹۷/۱۰/۱۴ سلامت را نمیخواهند پاسخ گفت. سرها در گریبان است … … Akhavan Sales – Zemestan ( 13:46, 1.5 MB ) دانلود و مشاهده در تلگرام طُرّه ی جان ۲۰:۲۹ ۱۳۹۷/۱۰/۱۴ دعا کن که پیش از مرگ، روزهای عمرت بلند باشد،. و آکنده از دلآسودگی و عزت؛ چرا که پس از مرگ نه آسایشی هست و نه زایشی دیگر. و دیگر از آن پس نگاه نخواهی کرد تا سپیدهدم را ببینی. و به جایی که میروی از نور خبری نیست. زندگی کن و از تمامی روزهایت یکسر لذت ببر، و بمیر. هنگامیکه مرگت فرا میرسد؛ دل به هراس مرگ مسپار!. مبادا که پیش از آنکه لحظهی مرگت فرا برسد، زندگیت را تباه کند … …. ... طُرّه ی جان ۱۸:۲۲ ۱۳۹۷/۱۰/۱۴ «رنج بودن» قامت خمیده و مچاله از رنج عمیق بودن، جهان را به جان آواره مان میخراشیم، خسته و بی تاب از این تهی بودگی بی فرجام، تنهایی دهشتناکمان را به دوش میکشیم …. زندگی به سان نسیمی که از لابه لای گیسوانت عبور میکند و دستان نوازشگرش صورتت را مینوازد، تا بخواهی دستانش را به مهر بگیری به سرعت برق از لای انگشتانت میگذرد و تویی که باید به دنبالش بیهوده و بی سرانجام، بدوی و بدوی و بدوی …. بودن! همان خنکای نسیم است که لحظهای، فقط لحظهای! حظش را نصیبت میکند و بعد تو را بدنبال خود آنقدر میکشد تا دم آخر، که بی رمق از نفس افتادهای و فقط پی باد دویدهای و هیچ …. ما فروغلتیدگان این دامگه با دستهای تهی پاهای بی رمقمان را در بغل میگیریم و فلاکتمان را در دوزخ بودن نظاره میکنیم …. داستایوفسکی در کتاب شبهای روشن مینویسد؛. «نگاه کن، ببین. این دنیا چه سرد میشود، سالها همچنان میگذرند و بعد آن تنهایی غمبار است و عصای نا استوار پیری به دستت میدهد و بعد حسرت و نومیدی.». ... طُرّه ی جان ۰۱:۱۷ ۱۳۹۷/۱۰/۱۴ اوانتیا ربوتسیکا/یونان Rempoutsika/Theodoridou – 10 Epistrofh ( 02:36, 3.5 MB ) دانلود و مشاهده در تلگرام طُرّه ی جان ۲۳:۳۰ ۱۳۹۷/۱۰/۱۳ . نگرانم، نکند که، خودم تماشاگر باقی بمانم … … طُرّه ی جان ۱۸:۲۶ ۱۳۹۷/۱۰/۱۳ #مهدی_یراحی #پاره_سنگ Mehdi Yarrahi – Pareh Sang ( 02:59, 6.9 MB ) دانلود و مشاهده در تلگرام طُرّه ی جان ۱۵:۱۳ ۱۳۹۷/۱۰/۱۳ سقراط؛. مثلا تصور کن که مدعی بگوید ای کودکان، این مرد را که میبینید به شما همه بسیار بد کرده است شما را در اول عمر بدترکیب ساخت چون داغ کرد و سوزانید و لاغر و شکنجه نمود و نگذاشت نفس بکشید. خوراک تلخ به شما میخوراند و گرسنگی و تشنگی میدهد و مانند من عمل نمیکند که همواره به شما خوراکهای گوناگون و خوشایند میدهم. طبیب بیچاره که به چنین هنگامهای گرفتار شود چه خواهد گفت؟ اگر حقیقت را بگوید کهای کودکان، من برای تندرستی شما این کارها را کردم؛ آنها چه غوغا برپا خواهند کرد؟ آیا هیاهوی عجیبی نخواهد بود؟. من میدانم که اگر به دیوانخانه کشیده شوم همین پیشامد برای من خواهد بود …. …. ... طُرّه ی جان ۱۵:۱۰ ۱۳۹۷/۱۰/۱۳ وقتی زندگی آرمانی و جامعه آرمانی را توصیف میکند گلاوکن، یکی از شاگردهایش میگوید «من باور ندارم که چنان شهر خداپسندانهای در هیچ ✔سقراط پاسخ میدهد که. «مهم نیست که چنان شهری وجود داشته باشد یا نه مهم این است که آدم خردمند به راه و روشهای آن شهر زندگی کند. به حرف و نظر دیگران کاری نداشته باشد و زندگی خود را در انطباق با قواعد و مقررات آن شهر سر و سامان بدهد.» …. ... طُرّه ی جان ۰۲:۰۹ ۱۳۹۷/۱۰/۱۲ ای چشم تو ام پیمانه. هم سنگ دو صد خمخانه پریسا – تنهاتوبمان ( 08:19, 4.8 MB ) دانلود و مشاهده در تلگرام همه شور عشق و مستی ام از یک نگاه …. 🍂🍁🍂🍁. طُرّه ی جان ۰۲:۰۸ ۱۳۹۷/۱۰/۱۲ هوا دلگیر، درها بسته …سرها در گریبان، دستها پنهان،. نفسها ابر، دلها خسته و غمگین، زمین دلمرده، سقف آسمان کوتاه،. غبارآلوده مهر و ماه،. زمستان است … …. ثالث … طُرّه ی جان ۰۱:۱۹ ۱۳۹۷/۱۰/۱۱ انفجار سال نو بود;.. سرسام رسمی شهری بزرگ، مصمم بود تا ذهن مقاومترین گوشهنشینان را پریشان کند در میان این هیاهو و غوغا، در عذاب تازیانهی مردی روستایی، خری شتابان در خیابان میرفت …نرسیده به کنار پیادهرو، آقازادهای خوش لباس، دستکش بدست، کفشها واکسزده، اسیر کراواتی بیرحم و کت و شلواری مد روز، در مقابل حیوان فروتن تعظیم کرد، کلاهش را برداشت، و گفت: «سال نو مبارک!» و بعد باخشنودی به طرف همپالکیهایش چرخید، گویی تأیید آنها را میطلبید …حیوان، این ژوکر خوش لباس را ندید. مغرور به سوی وظیفهای که میخواندش، میدوید …این بلاهت باشکوه، برای من که ناگهان خشمی بیدلیل، به وجودم چنگ انداختهبود، چیزی جز فشردهی طبع ظریف فرانسوی نبود … …. ... طُرّه ی جان ۲۱:۱۲ ۱۳۹۷/۱۰/۱۰ موسسه پیدایش با همکاری مرکز آفرینشهای ادبی قلمستان برگزار میکند:. «شب دکتر ضیاء موحد» آئین نکوداشت شاعر و فیلسوف برجسته اصفهان. پنجشنبه ۱۳ دی ماه. ساعت ۱۶:۳۰. سالن اجتماعات کتابخانه مرکزی شهرداری اصفهان. ‹ 9 10 11 12 13 14 15 ›
طُرّه ی جان ۲۳:۲۶ ۱۳۹۷/۱۰/۲۰ موسیقی بیکلام «باران»،. با هندزفری گوش کنید …. … Himmelsrandt – Rain ( 03:52, 6.1 MB ) دانلود و مشاهده در تلگرام
طُرّه ی جان ۲۰:۳۴ ۱۳۹۷/۱۰/۲۰ کگور میگوید که زندگی زیبایی شناسانه یاس و سرخوردگی در بطن خود دارد البته همه این یاس را احساس نمیکنند؛ این یاس به صورت دلزدگی و ملال متجلی میشود.. دشمن بزرگ زیبایی شناس است و او مدام میکوشد آن را پس براند. میشود با سفر رفتن این کار را کرد، امتحان کردن یک مدل جدید آرایش مو، خریدن لباسهای جدید، عوض کردن خانه، تمرین کردن یوگا، نام نویسی در یک دوره تحصیلی، یا عوض کردن شریک زندگی. زیبایی شناس به دنبال تنوع، نوگرایی، مشغولیتهای تازه و سرگرمی میرود و به هزار ترفند میکوشد ملال را از خود دور کند … …📚 «سه آستانه نشین؛ بلز پاسگال، سورن کیر کگور، سیمون وی» …. ...
طُرّه ی جان ۲۰:۰۱ ۱۳۹۷/۱۰/۱۹ آنچه من واقعا لازم دارم این است که مطمئن شوم چه باید بکنم، نه این که چه باید بدانم مهمترین کار یافتن حقیقتی است که برای من حقیقت باشد، باید در جستجوی معنی و فکری باشم که دلم میخواهد برای آن زندگی کنم و بمیرم … (، به نقل از، ترجمه صالح نجفی، نشر نی، ص۲۱) …
طُرّه ی جان ۱۵:۵۸ ۱۳۹۷/۱۰/۱۸ پاسخ کوتاه به این پرسش که: آیا مند است؟ از منظر مرورگر شما از ویدیو پشتیبانی نمیکند. Video file ( 02:53, 5.0 MB ) دانلود و مشاهده در تلگرام
طُرّه ی جان ۱۷:۳۳ ۱۳۹۷/۱۰/۱۷ جنگ انکارناپذیر است، حال یا باید در آن مرد یا آن را وسیلهی زندگی قرار داد پوچی نیز چنین است؛ باید با آن زندگی کرد و درسهای آن را به خوبی فراگرفت. در چنین حالتی است که کمال پوچی به آفرینش میانجامد. نیچه میگوید: «هنر و نه هیچ چیز جز هنر،. ما هنر داریم و از این روست که حقیقت سبب مرگمان نمیشود» … … ...
طُرّه ی جان ۱۶:۳۷ ۱۳۹۷/۱۰/۱۵ شناخت زیبای یگانه.. پس در بند یک تن زیبا نمیماند و عاشق همه تنهای زیبا میشود چون بدین مرحله رسید چشمش به زیبایی روح باز میشود و برای روح زیبا مقامی برتر از تن زیبا قائل میشود. در این حال اگر روحی زیبا بیابد که با تنی هرچند نه چندان زیبا پیوسته است، دل در او میبندد . ولی در این مایه نیز نمیماند و در زندگی عملی، زیبایی اخلاق و آداب و سنن و قوانین را میبیند و در مییابد که همه این صور زیبایی، خویش یکدیگرند و بینشی که در این مرحله عشق حاصل میشود او را بر آن میدارد که به زیبایی جسمی ارج کمتری بنهد. بعد از این که به شناخت زیبایی در زندگی عملی دست یافت باید گامی فراتر بنهد و به زیبایی معرفت و دانش وقوف یابد تا زندگی عملی تحت رهبری دانش و معرفت قرار گیرد. از این پس دیگر پایبند. مظهری واحد نخواهد بود بلکه به سائقه عشق به دانش، اندیشهها و سخنان زیبایی خواهد آفرید و سرانجام به حریم عالیترین معرفت راه خواهد یافت، به معرفت زیبای یگانه. این زیبا همیشه هست، نه پدید میآید و نه از میان میرود، نه کوچکتر میشود و نه بزرگتر، چنان نیست که از لحاظی زیبا باشد و از لحاظی زشت، واحدی است که به حس در نمیآید، نه سخن است، نه اندیشه، و نه علم، در هیچ چیز دیگر نیست بلکه در خوی ...
طُرّه ی جان ۱۳:۲۲ ۱۳۹۷/۱۰/۱۵ یحیی! کمی درباره عشق برایم صحبت کن …- عشق را از «عشقه» گرفتهاند گیاهی که در باغ در بن درخت پدید آید و در درخت پیچد. همچنان میرود تا همه درخت را فرا گیرد و چنانش در شکنجه کشد که در رگ درخت، نم نماند. تا آنگاه که درخت خشک شود. درخت وجود انسان هم چون بالیدن آغاز کند و نزدیک کمال رسد، عشق از گوشهای سر برآورد و خود را در او پیچد، تا جایی رسد که هیچ نم بشریت در او نگذارد. آری، عشق اگرچه جان را به عالم بقا میرساند، اما تن را به عالم فنا میکشد. زیرا که در این جهان، هیچ چیز طاقت بار عشق را نتواند داشت … … … …. ...
طُرّه ی جان ۲۲:۵۴ ۱۳۹۷/۱۰/۱۴ 🎬🎬 …مادربزرگم یه جزیره داشت، چیز با ارزشی توش نبود، در عرض ۱ ساعت میتونستی کل جزیره رو بگردی، ولی واسه ما مثل بهشت بود یه تابستون رفتیم به دیدنش و دیدیم که جزیره پر شده از موش. اونها همراه با یه قایق ماهیگیری اومده بودند و خودشون رو با نارگیلهای جزیره سیر میکردند. خوب حالا چطور میشه از شر موشها توی یه جزیره خلاص شد …مادر بزرگم اینو بهم یاد داد: ما یه بشکه نفتی رو داخل زمین چال کردیم و نارگیلها رو طوری چیدیم که اونها رو به سمت بشکه هدایت کنه. پس وقتی اونها میخواستن که نارگیل بخورند میافتادن توی بشکه و بعد از یک ماه، همه موشها گیر افتادن …ولی بعدش چیکار میکنی …بشکه رو میندازی تو اقیانوس؟ میسوزونیش؟. - نه فقط رهاشون میکنی موشها کم کم گرسنه میشن و ناچار شروع میکنن به خوردن همدیگه تا زنده بمونن، تا زمانی که فقط دوتا ازونا باقی میمونه …. دو بازمانده …و بعدش چی میشه؟ اونها رو میکشی؟. - نه اونها رو میگیری و رهاشون میکنی بین درختها حالا دیگه اونها هیچ وقت نارگیل نمیخورند، اونها فقط موش میخورند …تو طبیعتشون رو تغییر دادی. ...
طُرّه ی جان ۲۱:۳۰ ۱۳۹۷/۱۰/۱۴ سلامت را نمیخواهند پاسخ گفت. سرها در گریبان است … … Akhavan Sales – Zemestan ( 13:46, 1.5 MB ) دانلود و مشاهده در تلگرام
طُرّه ی جان ۲۰:۲۹ ۱۳۹۷/۱۰/۱۴ دعا کن که پیش از مرگ، روزهای عمرت بلند باشد،. و آکنده از دلآسودگی و عزت؛ چرا که پس از مرگ نه آسایشی هست و نه زایشی دیگر. و دیگر از آن پس نگاه نخواهی کرد تا سپیدهدم را ببینی. و به جایی که میروی از نور خبری نیست. زندگی کن و از تمامی روزهایت یکسر لذت ببر، و بمیر. هنگامیکه مرگت فرا میرسد؛ دل به هراس مرگ مسپار!. مبادا که پیش از آنکه لحظهی مرگت فرا برسد، زندگیت را تباه کند … …. ...
طُرّه ی جان ۱۸:۲۲ ۱۳۹۷/۱۰/۱۴ «رنج بودن» قامت خمیده و مچاله از رنج عمیق بودن، جهان را به جان آواره مان میخراشیم، خسته و بی تاب از این تهی بودگی بی فرجام، تنهایی دهشتناکمان را به دوش میکشیم …. زندگی به سان نسیمی که از لابه لای گیسوانت عبور میکند و دستان نوازشگرش صورتت را مینوازد، تا بخواهی دستانش را به مهر بگیری به سرعت برق از لای انگشتانت میگذرد و تویی که باید به دنبالش بیهوده و بی سرانجام، بدوی و بدوی و بدوی …. بودن! همان خنکای نسیم است که لحظهای، فقط لحظهای! حظش را نصیبت میکند و بعد تو را بدنبال خود آنقدر میکشد تا دم آخر، که بی رمق از نفس افتادهای و فقط پی باد دویدهای و هیچ …. ما فروغلتیدگان این دامگه با دستهای تهی پاهای بی رمقمان را در بغل میگیریم و فلاکتمان را در دوزخ بودن نظاره میکنیم …. داستایوفسکی در کتاب شبهای روشن مینویسد؛. «نگاه کن، ببین. این دنیا چه سرد میشود، سالها همچنان میگذرند و بعد آن تنهایی غمبار است و عصای نا استوار پیری به دستت میدهد و بعد حسرت و نومیدی.». ...
طُرّه ی جان ۰۱:۱۷ ۱۳۹۷/۱۰/۱۴ اوانتیا ربوتسیکا/یونان Rempoutsika/Theodoridou – 10 Epistrofh ( 02:36, 3.5 MB ) دانلود و مشاهده در تلگرام
طُرّه ی جان ۱۸:۲۶ ۱۳۹۷/۱۰/۱۳ #مهدی_یراحی #پاره_سنگ Mehdi Yarrahi – Pareh Sang ( 02:59, 6.9 MB ) دانلود و مشاهده در تلگرام
طُرّه ی جان ۱۵:۱۳ ۱۳۹۷/۱۰/۱۳ سقراط؛. مثلا تصور کن که مدعی بگوید ای کودکان، این مرد را که میبینید به شما همه بسیار بد کرده است شما را در اول عمر بدترکیب ساخت چون داغ کرد و سوزانید و لاغر و شکنجه نمود و نگذاشت نفس بکشید. خوراک تلخ به شما میخوراند و گرسنگی و تشنگی میدهد و مانند من عمل نمیکند که همواره به شما خوراکهای گوناگون و خوشایند میدهم. طبیب بیچاره که به چنین هنگامهای گرفتار شود چه خواهد گفت؟ اگر حقیقت را بگوید کهای کودکان، من برای تندرستی شما این کارها را کردم؛ آنها چه غوغا برپا خواهند کرد؟ آیا هیاهوی عجیبی نخواهد بود؟. من میدانم که اگر به دیوانخانه کشیده شوم همین پیشامد برای من خواهد بود …. …. ...
طُرّه ی جان ۱۵:۱۰ ۱۳۹۷/۱۰/۱۳ وقتی زندگی آرمانی و جامعه آرمانی را توصیف میکند گلاوکن، یکی از شاگردهایش میگوید «من باور ندارم که چنان شهر خداپسندانهای در هیچ ✔سقراط پاسخ میدهد که. «مهم نیست که چنان شهری وجود داشته باشد یا نه مهم این است که آدم خردمند به راه و روشهای آن شهر زندگی کند. به حرف و نظر دیگران کاری نداشته باشد و زندگی خود را در انطباق با قواعد و مقررات آن شهر سر و سامان بدهد.» …. ...
طُرّه ی جان ۰۲:۰۹ ۱۳۹۷/۱۰/۱۲ ای چشم تو ام پیمانه. هم سنگ دو صد خمخانه پریسا – تنهاتوبمان ( 08:19, 4.8 MB ) دانلود و مشاهده در تلگرام همه شور عشق و مستی ام از یک نگاه …. 🍂🍁🍂🍁.
طُرّه ی جان ۰۲:۰۸ ۱۳۹۷/۱۰/۱۲ هوا دلگیر، درها بسته …سرها در گریبان، دستها پنهان،. نفسها ابر، دلها خسته و غمگین، زمین دلمرده، سقف آسمان کوتاه،. غبارآلوده مهر و ماه،. زمستان است … …. ثالث …
طُرّه ی جان ۰۱:۱۹ ۱۳۹۷/۱۰/۱۱ انفجار سال نو بود;.. سرسام رسمی شهری بزرگ، مصمم بود تا ذهن مقاومترین گوشهنشینان را پریشان کند در میان این هیاهو و غوغا، در عذاب تازیانهی مردی روستایی، خری شتابان در خیابان میرفت …نرسیده به کنار پیادهرو، آقازادهای خوش لباس، دستکش بدست، کفشها واکسزده، اسیر کراواتی بیرحم و کت و شلواری مد روز، در مقابل حیوان فروتن تعظیم کرد، کلاهش را برداشت، و گفت: «سال نو مبارک!» و بعد باخشنودی به طرف همپالکیهایش چرخید، گویی تأیید آنها را میطلبید …حیوان، این ژوکر خوش لباس را ندید. مغرور به سوی وظیفهای که میخواندش، میدوید …این بلاهت باشکوه، برای من که ناگهان خشمی بیدلیل، به وجودم چنگ انداختهبود، چیزی جز فشردهی طبع ظریف فرانسوی نبود … …. ...
طُرّه ی جان ۲۱:۱۲ ۱۳۹۷/۱۰/۱۰ موسسه پیدایش با همکاری مرکز آفرینشهای ادبی قلمستان برگزار میکند:. «شب دکتر ضیاء موحد» آئین نکوداشت شاعر و فیلسوف برجسته اصفهان. پنجشنبه ۱۳ دی ماه. ساعت ۱۶:۳۰. سالن اجتماعات کتابخانه مرکزی شهرداری اصفهان.