دیوان نظامی به تصحیح «دکتر برات زنجانی» را می‌خوانم …این بیت -قرص خورشید درین تشت فلک صابونی‌ست/ که بدو جامه‌ی ارواح مطهر گردد- را

در لحظه‌ای از تخیل و سخن پر ذوقم افتاد …شعری تمام. با خیالی غریب. اگر جان این شعر را از این شیوه‌ی بلاغی کهن که در تناسب با روزگار خودش است بیرون بکشیم و در جامه‌ی روزگار نثرانیت بنشانیم. با شمایل غریبی از تخیل روبرو می‌شویم به‌خصوص اگر مقید به متن نباشیم و کمی رهاتر بنویسیم …مثلن:. این خورشید است که در آستانه‌ی آسمان ارواح را شستشو می‌دهد …همین. نگاه من به سنت از این منظر است. سنتی که نو می‌شود یعنی چنین توانی را در خود دارد … ...
  • گزارش تخلف

افق حاکم بر امروز ما افق ناشنیده و نادیده ماندن است …این‌همه تلاش برای جلب‌توجه و نظر حاکی از این ماجراست …موتور محرکه‌ی این خلق و

خود همین سکوت به روی فریادها، فریادها را خشم و غضب می‌کند …. روحانی طوری رفتار می‌کند که گویی قصدی دارد و برای اجرای قصدش تمام تلخی‌ها را به‌جان می‌خرد. طوری رفتار می‌کند که بلاخره پرده می‌افتد و ماجراها آشکار می‌شود که با چه چیزی می‌جنگیدم و خاموش بودم.. اما اگر این تنها یک فیگور باشد چه؟. ندیدن و نشنیدن حکومت آغاز دوره‌ای از فشارهای روانی است که تمام تار و پودهای اجتماع و افراد را از هم می‌گسلد …این از هم گسیختگی نمایی چنین دارد: همه حرف می‌زنند کسی نمی‌شنود. همه می‌خواهند کاری بکنند اما نمی‌شود. کارها اثر ندارند. پیش‌رفت به نسبت درازای زمان چنان کند است که گویی دانه در دیر رستن به گندیدن می‌افتد …این افق اما چاره‌ی جز ترکیدن ندارد. یعنی دستی اگر از بیرون بر این افق، فشار هم نتواند بیارد. ...
  • گزارش تخلف

✍ جشن بی معنایی …

📝 آنچه ما را به امکان سیال داوری و ممکن شدن عمل سیاسی می‌رساند، در زمان حاضر و در گام نخست، نه توافق بر سر ایده‌ی حقیقت که رسیدن به یک فضای عمومی آزاد است که در آن فاصله، خلا و حفره به منزله‌ی امکان واقعی دیدن، داوری، مدارا، توافق و عمل محقق می‌شود. در این شرایط تنها امر مقدس و تنها امر مولد، همان حفره است، امکان رسیدن به عمل بی‌آنکه گذشته، حال و حتی آینده را متصلب کنیم.. 📝 در بازگشتم به وطن و تجربه‌ی نزدیک دوباره‌ام از فضای دانشگاهی چیزی که دیدم نه فقدان معنا بود و نه حتی جستجوگری در پی رسیدن به معنایی مورد توافق؛ بلکه هراس‌آورتر از آن، نوعی اطمینان کاذب بر گذر از مرحله‌ی دیدن، دریافتن و داوری حاصل گشته است که می‌شود بر پایه‌هایش حتی آینده پژوهید! شاید مصادیقی چون اقبال به آینده‌پژوهی و گسترش آن در فضای دانشگاهی ایران انعکاس‌دهنده‌ی همان دغدغه‌ی مطرح‌شده‌ی آقای دکتر «کاشی» در نقدشان به آقای دکتر «بشیریه» باشد؛ یعنی همان فرض استفاده از امکان‌های پوزیتیویستی صرف برای برساختن آن سازه‌های قوام‌بخش و محرک در راستای عمل سیاسی. همان تلاش در ساماندهی فکت‌ها و ارائه‌ی آنها به‌عنوان مدلی که تصو ...
  • گزارش تخلف

📝 بالاترین خطر سقوط و واژگونی در خود «رم» کمین کرده بود؛ جایی که تضاد بین فقیر و غنی از همه‌جا شدیدتر بود … تنها تلنگری کافی بود ت

پلوتارخ؛ سیسرون. 📕 نقد و تحلیل جباریت. 🖌 مانس اشپربر. به فارسی: کریم قصیم. 📚 انتشارات دماوند. چاپ دوم - زمستان ۱۳۶۳ - ص ۷۷..
  • گزارش تخلف

تکمله بر حکایت جوان امریغی

دوست عزیزم میثم امینی نقدی وارد کرد بر این مطلب که درست است هر چند که من قصدی چنین نداشتم اما از متن برمی‌آید …نقد ایشان این است که مفعولیت تاریخی ما اینجا به عمل جنسی تقلیل یافته است …نقد درست است. و در واقع باید گفت: عمل جنسی در طورهایی از زیست ما یکی از تحققات عینی آن مفعولیت ماست که در طول تاریخ آشکارا قابل مشاهده است.. آنچه من قصد داشتم بگویم و نشان دهم عبور از این حادثه‌‌ی شده یا ناشده به سمت امریست که به شکل‌های مختلفی در وقایع تاریخی ما عیان است …. چه آن نقل قول مباشرت جنسی، چه شیوه‌های شکنجه، چه زندگی لذت‌جویانه‌ی پادشاهان، چه ستم‌های تاریخی مستند همه و همه حاکی «مفعولیت» تاریخی ماست … ...
  • گزارش تخلف

«حکایت جوان امریغی و دویست دوشیزه‌ی از دو سو دوشیده شده» …خبر پیچیده جوانی از ایالت امریغ با جیب خالی آمده و گشتی در آخور و کیسه‌م

ملت شروع کرده‌اند به سر و صدا و داد و هوار و مسخره بازی، نمی‌دانم فراموش کرده‌اند یا خودشان را به کوچه علی‌چپ زده‌اند؟. مگر برایمان تازگی دارد؟ همین چند وقت پیش آن روحانی معزز و معظم مگر نفرمودند: خانم‌های مشهدی با برادران عراقی زائر اگر مباشرت جنسی داشته باشند ثواب هم دارد؟. یا نسخ تاریخی را مگر از یاد برده‌اید؟ کنار استخر کدام ملت را برای کدام پادشاه صف می‌کردند تا پادشاه عظمی کون مناسب برای شخم را گزین کند؟. آه لابد این از «روحیه‌ی انعطاف پذیر ایرانی» مان است.. قبلن هم اینجا خدمت دوستان عرض کرده‌ام ملتی که در پیش ضعیف‌تر از خود گردنکش است و پیش قوی‌تر از خود خوار تا قیام قیامت همین است. البته که آن خوار هم در ذهنمان خوار است وگرنه سال‌هاست از ما پیش افتاده …سپوختن ایرانی در این جهان ارزان‌ترین کار است. از شاه تا موبد اول از راه سوراخ ایرانی وارد می‌شوند هم به وقت عیش و هم به وقت عذاب.. ...
  • گزارش تخلف

هنر زیر زمینی.. بهار وسوسه‌ام می‌کرد. صدای درخت‌ها را بشنوم

پاییز که می‌شد. می‌ترسیدم. به مورچه‌ها فکر می‌کردم. به مورچه‌ها. که کمربسته‌ی زندگی‌اند. چریک‌های مبارزی که. با هنر زیرزمینی. دنیا را فتح کرده‌اند. به ابرهای پنبه‌ای.
  • گزارش تخلف

شادی به واقع چیزی است که به تمامی به دست نمی‌آید مگر امکان از دست رفتن آن را به فراموشی سپرده و یا نادیده بگیریم

موجی که در تن هر موج دیگر می‌شکند آن هم در قله‌اش اما اگر تجربه‌ی رضایتمندی ای غیر شخصی در ما ایجاد حس خوشایند شادی کند شاید بتوان گفت شادی آن رضایت است به رضایتمندی درک شکستن موج در قله‌اش و تن شدن دیگر بار در تن موجی دیگر … چنانچه امکان به قله رسیدن در تن موج شکسته شود، هیچ نوع شادی فردی و جمعی محقق نخواهد شد …. ...
  • گزارش تخلف

برای من شادی نام دیگر آرامش است یا احساس شعفی پس از آرامشی، هیجانی یا تغییری، شادی‌های من چیزیست شبیه غم هایم

کوتاه مدت در وجودم جاری می‌شوند و هرگز ندانستم چرا هیچ حسی در من پایدار نیست. فراز و نشیب‌های دلخواهم در من آرامش و توفانی به نام هیجان و شادی به پا می‌کنند هر چند کوتاه و گذرا …اما می‌دانم که این شادی نیست و شادی نمی‌ماند. شادی آن حس رضایت درونیست با وجود تمام کاستی‌ها که وادارت میکند به زندگی. حسی شبیه رقصیدن در استخوان‌های رقصنده‌ای که به هر نوایی می‌لولد شاد و غمناکش مهم نیست و در من این حس نیز کمیاب است …گفته بودید انبساط نشانی از شادمانی دارد …من اما تمام سلول‌های وجودم جز انقباض نمیشناسند …. ...
  • گزارش تخلف

ماهی قرمز توی تنگ است شادی، مراقبش باید بود. ماهی قرمز اگر نرقصد یعنی دارد می‌میرد، روی آب می‌آید …

شادی رقص صریح زن است در موسیقی ای که از درون می‌شنوی یا فکر می‌کنی که می‌شنوی. گاهی باید تنها گوش بسپاری و چشم، و در چین و شکن‌های پیراهنی که برایت هزار رنگ می‌شود و تمام هستی را به شوخی می‌گیرد، رها شوی. شادی رها شدن است در سرازیری تپه‌ای. و فریاد خنده‌ای که منتظر پاسخی نیست … …. ...
  • گزارش تخلف

به باور من، ساحت زندگی جمعی و عمومی ما همه جوره به خطر افتاده و همین طور شادی‌های جمعی مان

یکی از وجوه مهم شادی، فراهم بودن امکان جشن و شادی در فضاهای عمومی است. ما امکان عزاداری در خیابان داریم (تاسوعا و عاشورا)، اما شادی هامان را زیر سقف می‌بریم و به فضای خصوصی محدود می‌کنیم. ما نه بلدیم و نه امکانش را داریم که شادی هامان را منتشر کنیم …. ...
  • گزارش تخلف