این پلیس ماست. قانونی که پشت اینهاست و از ما می‌خواهند آن قانون و این مجریان را حمایت کنیم

حمایت کنیم که کتک بخوریم …حتا اگر مجرم‌بالفطره هم باشد نباید این‌طور حقوقش زایل و ضایع شود. باید دستگیر شود. و در دادگاه به جرمش رسیدگی کنند اما کتک می‌خورد. چون آنکه می‌زند ترسی ندارد و آن‌که می‌خورد پناهی ...
  • گزارش تخلف

🚫از وقتی صدا بلند شده که رییس‌جمهور! بعدی بهتر است نظامی باشد

…📛در سرم به مرور تاریخ معاصر افتاده‌ام. به شکل‌گیری میل و صدای ملتی که این خاک به مردی قدرتمند نیاز دارد که بر مشکلات فائق آید و تشتت کشور را سر و سامانی بدهد.. 🚫این صداها به آمدن هیولای «رضا خان» منجر شد …⭕ انگار این هیولا هنوز روحش به دعوت‌ها حساس است. با این تفاوت که فراموش کرده است؛ هر دعوتی از نظامیان، دعوت از او نیست …⛔ به گمانم اشتباهی از عالم مردگان دوباره به روی زمین آمده است … ...
  • گزارش تخلف

حالا شروران و بدکاران در مقابل هر نهی و نبایدی دیگر به آشکار تکرار می‌کنند: کردیم و نشد

دزدیدم و عقوبتی نبود. سنگ هم نشدیم. خوردیم و چله‌تر شدیم و نشان بر چهره‌مان هم عیان نشد.. ملت به این نتیجه می‌رسند که آه مظلوم اگر می‌گرفت ریشه‌ی ظلم باید کنده می‌شد. پس یا آه نمی‌گیرد یا مظلوم مظلوم نیست یا ظالم ظالم نیست. حالا تو بر تمام دیوارهای شهر بنویس: «یا بنی إیاک و ظلم من لا یجد علیک ناصرا إلا الله.» ای فرزند عزیزم از ظلم به کسی که یاریگری جز خدا علیه تو ندارد پرهیز کن!» (الکافی ج: ۲ ص: ۳۳۲). مردم به روشنی می‌بینند که خدا در طبیعت دخالتی ندارد. وگرنه باید حداقل یارانش را تنها نمی‌گذاشت. در هر دینی عقوبت یاران خدا جز شکنجه و داغ و درفش نیست. ...
  • گزارش تخلف

۱. نفرین و لعن: سلاح بی‌سلاحان.. الهی به خونت بغلتی!

از مترو که بیرون آمدم روی پل پله‌های برقی این نفرینی بود که پیرزن با سوز جگر می‌کرد. من اول کلمات و جمله‌ها را ادبی می‌شنوم. با خودم گفتم. چه نفرین و چه تصویری. نزدیک‌تر که شدم شناختمش. پیرزنی که بیشتر می‌بینمش با بساطش که چیزی نیست. لیف و کیسه و بافتنی‌هایش است. نشست روی صندلی کوچکش و زد روی پاهایش که از صبح هر چه فروخته بودم … الهی به خونت بغلتی!. حالا واقیعت تلخ خورده بود در صورتم و حظ ادبی ماجرا افتاده بود به تلخی. ...
  • گزارش تخلف

چگونه روشن‌فکران و حکومت‌ها همدیگر را به اشتباه می‌اندازند؟. عم یتسالون. عن النباء العظیم

الذی هم فیه مختلفون. کلا سیعلمون … و یقول الکافر یلیتنی کنت تربا. درباره‌ی چه چیز از یکدیگر میپرسند! - درباره‌ی آن خبر بزرگ، -همان که همواره در آن اختلاف دارند. -چنین نیست [که میپندارند]، زودا که بدانند- روزی که در آن روز کافر گوید: ای‌کاش خاک بودمی. سوره النباء- ترجمه بهرام‌پور.۲. در بخش پیشین با آوردن نمونه‌ای از اثر و متن روشنفکری متعهد که جان بر سر تعهد و اعتراض و نقدش گذاشته است؛ پرسشی پیش کشیدیم که آیا آن هاویه و تاریکی و کدورتی که محمد مختاری در زمانه‌ی پهلوی می‌دید، به تمامی واقعیت بود؟ یعنی جهان عینی‌ای که زیست مردمان در آن سپری می‌شد به تمامی تاریک بود؟ یا این جهان ذهنی و فکری مختاری بود که پرده‌ای نیز بر پرده‌ها می‌کشید؟ ...
  • گزارش تخلف

نمایش قدرت حاکمان حقیقت‌طلبی روشنفکران را به اشتباه می‌اندازد و حقیقت‌طلبی روشنفکران حاکمان را به خطا می‌برد

و اگر جامعه‌ای در این دوسویه بماند و گیر بیفتد مدام در چرخه‌ی کوفتن و برساختن خواهد افتاد. و در جوامع در حال توسعه زحمت روشنفکر بیشتر است که در بازی قدرت به اشتباه نیفتد که به خاطر نقد هیچ نقطه‌ی روشنی در حکومت نبیند. وضعیتی که امروز بر ما حاکم است شدیدترین حالت این دوگانه است. منتقدان حکومت را نماینده‌ی تمام پلیدی‌ها می‌دانند و حکومت منتقدان را به ناپسندترین نام‌ها خطاب می‌کنند و این خود اوج افول است. می‌شود حد و آستانه‌ای تعریف کرد. حد و آستانه‌ای که هر حکومتی تا آن حد هنوز مشروعیت داشته باشد و بعد از آن هر چه که در درونش روشنی هم باشد باز حد و آستانه‌ی مشروعیت را ندارد. به زبانی دیگر این‌که با پذیرفتن نکات مثبت احتمالی‌اش روشنفکر خود را به خطای تمام بد دیدن نمی‌اندازد اما این را هم اضافه می‌کند که با همه‌ی این‌ها این حکومت دیگر مشروعیت بر سرکار بودن را ندارد. … ...
  • گزارش تخلف

«سرزدن» مجموعه­‌ای از شعرهای غریب-: «سرزدن» عنوان مجموعه شعر است که سال ۱۳۹۵ توسط نشر حکمت کلمه به چاپ رسیده­ است

شعرهای این مجموعه در دو دفتر «براده‌های پیشانی» و «دفتر ژانت و آوازهای ایرانی» تنظیم شده‌­اند. فریاد ناصری در این مجموعه از خلق تصاویر نو و خارق­‌العاده، زبان مادری و بازخوانی اسطوره‌­ها و تاریخ به خوبی استفاده کرده است، ضمن این­که تلاش برای نوآوری در فرم و زبان - نه زبان بازی – در شعرها کاملا «مشهود است …استفاده از نشانه­‌ها در شعر، «سرزدن» را به مجموعه­‌ای از شعرهای غریب تبدیل کرده­ است که مخاطب را به کشف و شهود و تخیل وامی­‌دارند تا جایی­‌که «ب» در این کتاب، فقط یک حرف و عنوان یک شعر نیست بلکه به نشانه‌­ای تبدیل شده­ است برای بازگشت و سرزدن به گذشته، زبان مادری، تجربه­‌های عاشقانه و سروهای شهید شده در قامت کسانی که به شعر فریاد ناصری بازگشته­‌اند. «ب» واژه­‌ای است که معانی گوناگون دارد و بنا به تعبیر رولان بارت، قادر است «متن نویسا» ایجاد کند. چنین متنی به خواننده اجازه می­‌دهد که با او در خلق اثر همراه باشد تا جایی­‌که حتی بتواند معنای دلخواه نویسنده را نادیده بگیرد …اغلب شعرهای مجموعه حاضر، در تقابل با «متن خوانا» به عنوان یک «متن نویسا» به حساب می­‌آیند و شبکه متفاوتی از مدلول­‌ه ...
  • گزارش تخلف

همان طور که گفته شد مخاطب در اغلب شعرهای «سرزدن»، «فریاد ناصری» را کنار می­‌گذارد و خود به دنبال معنای نشانه­‌ها و تاویلی برای «شع

حفره­‌ای در هر تاویل، در هر «من»، در «من» های متفاوت که به گفته پروست، هرگز وجود نداشته است، وجود ندارد و بیرون زمان زندگی می­‌کند:. ب باش. آن گاه در شکل الفی الاهیاتی ناجویده در سوگندنامه­‌ای. آن گاه ماهی عظیمی هلاک خشکسالی. آن گاه. وارد می­شوم بر تو. با تکرار کلماتی معوذ. که شعر نیست هندسه‌ای­ست عظیم. که مدام دو چهره دارد: پوچی و زیبایی. ...
  • گزارش تخلف

چگونه روشن‌فکران و حکومت‌ها همدیگر را به اشتباه می‌اندازند؟..۱

تمام عید و حتا پیش از آن کتاب شعر «بر شانه‌ی فلات» مختاری به دستم بود. گذشته از توان شاعری مختاری و سرگذشت پراندوهش من اما سعی می‌کردم با جهانی روبه‌رو شوم که او بر‌می‌سازد و در آن می‌زید. جهان شعرهای مختاری پر از تاریکی و هول و ویرانی‌ است. اگر به رسم محمد حقوقی در شعر‌های زمان بخواهیم آمار و تکرار واژ‌گان را بگیریم لوحی از اندوه‌بارترین واژگان خواهیم داشت. اما این تمام ماجرا را نیست این واژگان در مناسباتی شرکت می‌جویند و فضا و جهانی اندوبارتر و تیره‌تر بر‌می‌سازند …می‌شود پرسید: چرا جهان شعری و ادبی مختاری چنین تیره و تار است و «زوال آدمی از خاک او می‌وزد»؟. جهانی که در آن دستهایی ناگهان آدمیان را می‌ربایند و دانه در خاک می‌پوسد؟. آیا شاعری در تحولات روحی‌اش در مرحله‌ای از وجود‌شناسی دچار اضطراب‌های وجودی شده و در آن مانده است؟. بر همگان روشن است که زیست و جهان فکری مختاری در چنین طوری نیست. او شاعری‌ست که بیشتر رخ و نظر به بیرون دارد. ...
  • گزارش تخلف

این‌روزها شلواری می‌پوشم. که پاچه‌هایش را بالا می‌زنند. خیلی به من نمی‌آید

اما برای گذشتن از این دنیا خوب است …. این شعر قدیمی را دوست نازنینم امیر حسینی در اینستاگرامش گذاشت و مرا به دورها پرت کرد. کتاب «گنجشکها روی برف راه می‌روند».
  • گزارش تخلف