فصوص الحکم

من هر کتابی را با طرز و طور ادبی می‌خوانمش مگر به تمامی خود از ساحتی دیگر باشد مثلن ریاضی، هر چند می‌شود کتابی علمی جست که طرز و طور ادبی‌اش هم قابل اعتنا باشد …از این قرار میراث عرفانی‌مان را هم بیش از آنکه تعلق به دسته‌ی خاصی از عرفان داشته باشم با طرز و طور ادبی می‌خوانم و بایسته است که بگویم حتا کتابهای فلسفی را هم پیش از آنکه غرق قرق فکر نگارنده‌اش شوم نگاه به طرز و طور پیش بردن حرف و فکرش می‌اندازم.. چطور گفتن‌ و چطور ساختمان حرف را برافراشتن و آن هندسه‌ی ‌در‌پس مهم‌تر است …فصوص‌الحکم را هم سالی وقت گذاشتم و این‌طور خواندم و بعد چند شرح را هم خواندم. بعد از آن هر از گاهی که این هر از گاه‌ها زیاد است به آن سر می‌زنم.. سال گذشته به پیش نهاد دوستی صفحاتی از آن را با هم خواندیم و من سعی کردم در طریق خودم- آن‌طور که معاشقه می‌کنم و اشاره‌ها و تداعی‌های ذهنی‌ام در خلوتم است- با او بخوانم. باری تا کجاهایی از متن رفتیم و ماند …چند شب پیش فص یوسفی را با دوست دیگری خواندیم و من چنان بر سر ذوق آمدم که ذهنم پران شد و دقایق درخشانی در متن رخ نمود یا انگشت اشاره شد به سمت آن دقایق رخشان …اصولن ...
  • گزارش تخلف

این متنی است که حسین آبکنار در سالمرگ هوشنگ گلشیری نوشت و در مجلۀ «شهروند امروز» (تیر ۱۳۸۷) منتشرش کرد چه متن درخشانی …هزار کلمه

حسین آبکنار. گنج و گوهر کی میان خانه‌هاست. گنج‌ها پیوسته در ویرانه‌هاست. در یکی از شب‌های خردادماه سال هزار و سیصد و هفتاد و نه، پائولو کوئیلو، نویسندۀ مشهور و متوسط آمریکای لاتینی، مهمان ایرانی‌ها بود و ضیافت شامی به‌افتخار او در کاخ نیاوران تدارک دیده بودند. خیلی‌ها را دعوت کرده بودند. حتی برای من هم کارت دعوت آمد: دیدار با پائولو کوئیلو در کاخ نیاوران به‌صرف شام. کوئیلو متولد سال ۱۹۴۷ ریودوژانیرو برزیل است. کشوری که فوتبالش مهم‌تر از ادبیاتش است. در مقدمۀ یکی از کتاب‌هایش آمده است که او در خانواده‌ای نیمه‌مرفه از پدری مهندس و مادری عمیقا مذهبی به دنیا آمد. ...
  • گزارش تخلف

تلمود، تلمید، تلمیذ. تاریخ یا تریخ هم به معنی رد است، نشان راه

تورات هم روزی‌تر راه بود، ترره. نشان راه، نشان راهی که آس راه ایل رفته است. مید یا مود در تلمود همان مو است. به باور مردم خدا میان مردمان بود بعد از میان مردمان رفت اما چیزی از او در میان مردمان ماند. خدا را هرچه دانسته بودند چیزکی از آن می‌ماند. آن‌ها که خدا را مرغ می‌دانستند پری از او می‌ماند. آن‌ها که دار می‌دانستند تنی از او می‌ماند. آن‌ها که خدا را خانه می‌دانستند در خانه می‌ماند. آن‌ها که خدا را سر می‌دانستند مویی از او می‌ماند. ...
  • گزارش تخلف

جستن چیزی برای ایستادن-۲.. هندسه‌ای که روابط بین اجزا جمع را معنا دار می‌کند

اهل ادب این هندسه‌ی پنهان را با عروض در شعر می‌توانتد بفهمند. معماران با نقوش هندسی در طرح‌ها و … …نسبت نما و ظاهر با این هندسه نسبت و رابطه‌ای همیشگی و یکسان نیست. گاهی این نسبت حتا عکس بوده است. در خطوط به‌هم ریخته‌ی یک نقشه‌ آنکه دانای امر است نظم و نظام می‌باید و نسبت‌ها را می‌فهمد.. در یک اثر ادبی گاهی بهم‌ریختگی بر هندسه‌ای آگاهانه و ظریف طراحی می‌شود …اما هندسه‌ی درونی کشوری که امروز ایران نام دارد چه شکلی دارد؟. در این هندسه اقوام، زبان‌ها، دین‌ها، اقتصاد و … باید مختصات‌یابی شوند و نسبت‌های‌شان سنجیده شود …آنچه به نظر من می‌رسد ما علم محور نیستیم. علم‌محوری است که مایه‌ی رونق دانشگاه‌ها و مراکز علمی می‌شود در حالی‌که می‌بینیم مراکز علمی ما بخش اعظم هم‌وغم‌‌شان را بر دینی بودن گذاشته‌اند.. علم کاری با دین ندارد. دین در عمیق‌ترین حالتش هستی‌شناسی است. ...
  • گزارش تخلف

۱. آیا شما می‌توانید خرابی‌های فنی ماشین‌تان و ابزارهای برقی مورد استفاده‌تان را تعمیر کنید؟

بیشینیه‌ی پاسخ‌ها باید این باشد:. نخیر من توان و دانش این‌ کار را ندارم؟.۲. آیا شما می‌توانید در عرصه‌های مختلف اقتصادی، سیاسی، فلسفی نظر بدهید؟. بیشینیه‌ی پاسخ‌ها باید این باشد: نخیر من سواد و دانش این عرصه‌ها را ندارم …۳. یاد گرفتن تعمیر ابزارهای فنی سخت‌تر است یا یاد گرفتن درست فکر کردن؟ آیا همه‌ی ما درست فکر می‌کنیم؟. بیشینیه‌ی پاسخ‌ها باید این باشد:. نخیر، من دانش درست فکر کردن را نیاموخته‌ام. و می‌دانم درست‌اندیشیدن سخت‌ترین کار جهان است‌ …شما فکر می‌کنید برای درست اندیشیدن نیازمند چه توانایی‌ها و دانشی هستیم؟. ...
  • گزارش تخلف

«زندگی در لجن».. هیچ‌وقت عادت نداشته‌ام نسبت به امر روز واکنش رسانه‌ای یا نمایشی نشان بدهم

اگر زلزله آمده منتشر کردن عکس با متنی دلسوز چه دردی دوا می‌کند؟. اگر بزرگی از اهل هنر دار دنیا را ترک کرده است یاد کردن از او پس از مرگش چیزی جز فراموش کردن زندگی‌اش نیست …آنچه اهمیت دارد نگاه کردن به بیخ ماجراست که چرا در چنین وضعیتی هستیم؟. اما از دیشب که خبر آزار و اذیت دانش‌آموزان را خوانده‌ام نمی‌توانم فراموشش کنم.. این اتفاق چیزی نیست که با نمونه آوردن از اتفاقات مشابه خارجی بخواهیم نادیده‌اش بگیریم یا کمرنگش کنیم …این اتفاقی نیست که با تقلیل دادنش به سلامت روانی یک شخص، یا یک اشتباه مدیریتی بکاهیمش …با گرفتن و بستن و حتا رساندن مجرم به سزای قانونی‌اش پرونده را ببندیم …درست‌تر که نگاه کنیم دقیقن با این چاه به اعماق تاریک شکلی تحمیل شده از زندگی و سیاست می‌رسیم که تمام امور کشور را با خود به اسفل‌السافیلن می‌برد …این یک معلم یا ناظم نیست که این عمل را مرتکب شده است. این سیستم است که این عمل را انجام داده است …سیستمی که دروغ پرورده است. سیستمی که ریا پرورده است. سیستمی که تخصص را فدای سرسپردگی به خودش کرده است.. سیستمی که نهادهایش چنان سست‌اند که هر اتفاقی تمام وجودش را می‌لرزاند پ ...
  • گزارش تخلف

آن دست: آن جا را … هردو را قد هم دوست دارم... پشت گردنم را گرفت. بلندم کرد

کشاندم کنار دیوار. نشاندم روی زمین. صندلی اش را آورد. نشست روی صندلی. رو به رویم. تفنگش را گذاشت روی زانویش. لبحند زد:. آفرین، تو خون ترک توی رگ هات داری!. کتری را از روی بخاری برداشت و برایم چای ریخت.. ...
  • گزارش تخلف