واقعن حیرت‌انگیز است. حیرت‌انگیز است

در این چند روز که من دغدغه‌هایم را آشکارا اینجا نوشته‌ام تعدادی زیادی از دوستان ترک مجلس کرده‌اند.. من ناراحت رفتن دوستان نیستم اگر چه بودنشان خوش است. اما از یک چیز ناراحتم در این روز و روزگار که همه باید هشیار و آگاه باشیم اینگونه پشت کردن به شنیدن و هم‌سخنی و اندیشیدن چاره برای نجات مایه تاسف است. ...
  • گزارش تخلف

در گروه حکمت‌کلمه گفتم. من اهل فوتبال نیستم

شب بازی با اسپانیا آرزو کردم ببریم فقط به‌خاطر شادی در خیابان فقط به خاطر خیابان …باز هم می‌گویم ورزشکار نیستم اما فوتبال در دنیای ما سیاسی‌ترین ورزش است و جایگاه نمادین عظیمی دارد …با همه‌ی بی‌سوادی ورزشی‌ام می‌دانم این آقای کی‌روش فوتبال بازی نمی‌کند از بچه‌های تیم به جای دیوار استفاده می‌کند تا گل نخورند …اما برای ما که این گل‌ها شادی‌اند و لبخند؛ این گل‌ها خیابان‌اند. هر پایی که به توپ می‌خورد و به سمت دروازه‌ی حریف می‌رود امید به فریادی بزرگ است …به امید لبخند، پیروزی، خیابان ...
  • گزارش تخلف

«اجازات فقیهان و اقتصاد ملایان»

در فقه اسکولاستیک و مدرسی، سنتی وجود دارد که بر اساس آن، یک طالب علوم دینی پس از سال‌ها تحصیل فقه، از استاد خود که یک مجتهد مسلم و نوعا یک مرجع تقلید است، یک گواهی مبنی بر دارا بودن توانایی استنباط فقهی دریافت می‌کند که به این گواهی، «اجازه اجتهاد» گفته می‌شود. چیزی شبیه مدارک دانشگاهی امروزین …در کنار «اجازه اجتهاد»، یک نوع «اجازه» دیگر در سنت حوزه‌های علمیه وجود دارد که «اجازه دریافت وجوهات» از مکلفین است. بر طبق این اجازه، مجتهد و مرجع تقلید به فردی این اجازه را می‌دهد که وجوهات شرعی مردم فلان محل را دریافت و امور دینی شان را رتق و فتق کند و سوالات شرعی شان را پاسخگو باشد. اما ماهیت و کارکرد این دو گونه از اجازه نامه‌ها همواره متاثر از عوامل اجتماعی گوناگونی بوده است.. به عنوان مثال در دوره رضاخان که تنها مجتهدان مسلم حق پوشیدن لباس روحانیت را داشتند، بسیاری از ملایان معمولی ملزم به کنار گزاشتن این لباس شدند. در این وضعیت، برخی مجتهدان، تنها برای این که تعداد بیشتری از طلبه‌ها بتوانند در جامعه با لباس روحانیت ظاهر شوند و قانون متعرض شان نشود، به کسانی که واقعا صلاحیت نداشتند، اجازه ...
  • گزارش تخلف

چرا سلبریتی‌ها؟.. دریغ از دها و فراست!

این محافظه‌کاری بزرگی‌ست که تمام شئونات ما را دربرگرفته است. خاطرم نمی‌رود آن داستان نویس صاحب نام را که گفت: باید منتظر باشم کتاب دوم و سومت هم منتشر شود تا بعد از شعرت حرف بزنم.. چنین روشنفکری که منتظرست تو و توها چند گام بروید تا ایشان قدم رنجه کند به اطمینان، باید هم جایش را به سلبریتی‌ها بدهد …اما آن نهاد نمادین -کانون نویسندگان- چنان بریده شده از مردم که مردم اصلن نمی‌دانند چنین نهادی هم هست. دلقک‌هایی مثل هخا و احمقان ری‌استارتی بیشتر از این کانون شناخته شده‌اند. اما چرا؟ آیا همه‌اش کار قدرت است که سنگ انداخته تا کانون نبالد؟ خودشان چه؟ هر چند این خودشان که می‌گویم بین‌شان باید فرق‌ها گذاشت …دانشگاه نهادی که قرار بود عقلانیت را فربه کند، سکوت را سنگین کرده است. سکوتی برای بالا رفتن از مدارج تهی‌اش …بازار، بازار تهی شده از فکر که تنها در غریزی‌ترین حالت اضطرار عکس‌العمل نشان می‌دهد. ...
  • گزارش تخلف

تعارف و شعر …تعارف: یکدیگر را شناختن. ||در تداول امروزی خوش آمد گفتن در اول ملاقات، پس از درود

اظهار آشنایی و احوالپرسی. در ادب ایران به دوست باید سلام و تعارف کرد. ||تکلف و اسباب ضیافت فراهم کردن: فلان با مهمان خیلی تعارف میکند. ||کسی را به مهمانی یا گرفتن چیزی خواندن: هرچه تعارف کردم فلان ناهار نخورد. دعوت کردن به ضیافتی یا گرفتن چیزی و تحفه‌ای. ||تحفه و هدیه که به کسی داده می‌شود.. - امثال:. تعارف آب حمام؛ تعارف شاه عبدالعظیمی. (امثال و حکم دهخدا)؛ دعوت کردن کسی را به چیزی بی ارزش چون آب خزینه ٔ حمام را به تازه وارد اهداء کردن. ...
  • گزارش تخلف

یک‌وقتی علی‌رضا قزوه نوشت:.. «همسایه چشم بد نرسد صاحب زر است/ چون صاحب زر است یقینا ابوذر است»

*. ابوذری که شریعتی نماد خیزش تهیدستان علیه ظلمش کرده بود در این شعر ابوزر شده است …حالا هر روز خبر ویلاها و دارایی‌های ابوزران زمان را می‌خوانیم متحیر که اینان چه قومی بودند؟. آن‌ها که می‌خواستند به‌قول خودشان یزیدیان زمان را براندازند و حکومت عدل علی به راه بیندازند، یزیدیان را راندند و …. مضحک‌تر این‌که از خوار و ذلیل شده و غارت شده رخصت نماز هم گرفته‌اند …قولی متواتر هست که شهیرترین آن از صادق پسر باقر از فرزندان علی نقل شده است:. هر کس کسی را برای گناهی سرزنش کند نمیرد مگر آن‌که مبتلا به آن گناه شده باشد …*. حافظه به بی‌راه غزل را به قزوه نسبت داد و تذکر دوستی سبب اصلاح شد … ...
  • گزارش تخلف

فص آدمی

در عرفان نظری، بر اینند که خدا در پرده‌ی غیب بود و تجلی‌ای نداشت تا اینکه خواست خود را در خود ببیند این سبب سلسله‌ای از تجلی‌ها شد تا رسید به این عالم کثرات. هر مرحله از این تجلیات خود مجمل و مفصلی دارد که بر اساس درس گفتارهای دکتر مازیار از عرفان نظری با تکیه بر متنی از عبدالرحمان جامی می‌شود تطابق این سلسله را با عالم و هیئت بطلمیوسی هم دید. در هر مرحله از این تجلیات را با نام تعین یا عقل تشریح کرده‌اند. تعین اول یا عقل اولبه‌طور مثال آغازگاه این تجلیات است. تمامی این تطورات را عرفا حضرات خمسه نیز می‌نامند. باید دانست که این تجلیات و حضرات سیر نزولی دارند. از حق به خلقند …ابن ‌عربی در فص آدمی ما با این میل الهی مواجهه‌ایم که حضرت حق می‌خواهد خود را ببیند و محلی قابل برای تجلی خود چنانکه هست نمی‌یابد و «پس امر چنین اقتضا کرد که آینه جهان جلا پیدا کند و صیقل یابد، پس آدم (۴) عین جلای آن آینه (۵) و روح آن صورت و پیکره بود و ملائکه از بعضی از قوای آن صورت و پیکره‌ای بودند که صورت و پیکره جهان است و از آن در اصطلاح قوم (اهل عرفان) به انسان کبیر تعبیر می‌شود. ملائکه برای جهان به منزله قوای ...
  • گزارش تخلف