جفتی دست مومن و وفادار به زانو. جفتی دست که الگوی سنگ و بالند

جفتی چاه بلند با ده کوره‌ی نازک که رفته‌اند به سینه کش نفس‌های عمیق ام. بنویس:. برداشت بی رویه از دستها. ریشه‌ی کلمات را می‌خشکاند. ایمن کن پایت را در خاک. به حوضچه‌های کوچک ایمان و آب. جفتی دست که نه جفتی تیغ. آب خورده از دانایی آتش. غزلهای عریانی نوشته‌ام با این دستها برایت در هوا. ...
  • گزارش تخلف

بر خلاف آن ایده‌ی مرسوم و عوامانه و همه‌گیر از عشق – زمانی من نیز باورش داشتم- که عشق را برهم زننده‌ی نظم موجود و نیرویی انقلابی ب

تلقی‌یی که بر زیبایی‌شناسی‌یی پوپولیستی استوار است و همیشه نقش تسکین‌ دهنده‌ی عقده‌ها و حقارت‌های طبقات فرودست و نازل را بر عهده دارد. عشق امری‌ست حساب‌گر و به نفع حفظ وضع موجود. این نقش دوگانه‌ی عشق، در فرهنگ ما دارای نشانه‌ها و نمودهای فراوانی‌است. اما آن بخشی که بر نافرمانی و برهم زنندگی عشق تاکید دارد بیشتر از دیگر نقش‌های‌اش نشان داده شده است. پر رنگ‌تر و برجسته‌تر. در حالی‌که آن بخش و قسمتی که نشان دهنده‌ی در نظم‌ بودگی و درخدمت ‌بودگی این امر است و بر این وجهه از عشق تاکید دارد؛ بسیار زیرکانه در قصه‌ها و حکایت‌ها و ضرب‌المثل‌ها مخفی گشته است. تا بدون آن‌که به‌چشم بیاید اذهان مرده و منجمد را تحت سلطه و سیطره‌‌ی خود نگه‌دارد. متن کامل در فایل زیر👇👇👇👇 ...
  • گزارش تخلف

صبح سر جلسه امتحان مراقب ایستاده بودم و مدام این شعر در سرم دور می‌زد:. آنانکه محیط فضل و آداب شدند

در جمع کمال شمع اصحاب شدند. ره زین شب تاریک نبردند به صبح. گفتند فسانه‌ای و در خواب شدند …خیام دیگر بیش از آن است که یک شخص باشد. یک چهره و الگو و نگرش جهانی است. اما ما که با او در یک زبان می‌زییم او را چطور می‌بینیم. در کتاب «پنج اقلیم حضور» در بخشی جداگانه به خیام پرداخته است متاسفانه کتاب دم دست نیست که دوباره نگاهی به آن بیندازم. با خودم که نگاه میکردم دیدم بسیاری از بزرگان چهره‌ی غلطی از خیام و زیست خیامی به دست داده‌اند. یا عیش و خوشباشی ای که به فرجام و فردا نمی‌اندیشد. یا ذم تلخ دنیا چنان که گویی رسالت خیام و زیست خیامی تلخ کردن کام زینده است. ...
  • گزارش تخلف

نیما یادداشت دیگری هم دارد به نام «دوره‌های فهم»

این یادداشت گویا رونوشت دیگری از یادداشت پیشین‌اش است. تنها این‌جا نام‌گذاری مشخص‌تری دارد: «دوره‌های سطحی، صوری و دوره‌های عمقی و معنوی» در توضیح می‌نویسد که دوره‌ی اول فهم با فکر و تعقل است اما در شرح دوره‌ی دوم ابتدا با اصطلاحات عرفانی نظیر حق‌الیقین پیش می‌رود تا شاید مطلب با تکیه بر داشته‌ها و اصطلاحات سنتی و فرهنگی درک شود اما بلافاصله به شرح خود باز می‌گردد: «با دل می‌بینید بعد اعم از دل و دماغ با تمام وجود خود مثل این‌که با گوشت تنش حس می‌کند و با تن خود فهم می‌کند و به مفهومات خود جذب می‌شود». اگر دقت کنید در سیر عبارت نخست دیدن است بعد با گوشت حس کردن و با تن فهم کردن و جذب شدن به مفهومات خود. خواسته یا ناخواسته، دانسته یا ندانسته مراتی طی می‌شود که در هر مرتبه فاصله‌ی بین نگرا و نگریدنی بین دانا و دانستنی کم می‌شود. گویا نیما ادامه‌ی تبار است. از آن‌جا که ابوسعید سخن را در هوا نهاده او حرف را می‌گیرد و آغاز می‌کند. ادامه می‌دهد. ابوسعید تا دیدن آمده بود. نیما از دیدن آغاز می‌کند با گوشت که جزیی از تن است حس می‌کند اما این‌جا هم گوشت و هم حس، جزء‌اند. ...
  • گزارش تخلف

خنده‌ی پهنا در صورتمی. فکر عمیق در صورتمی. حتا آن غم که دویده در صورتمی

از تو حرف نمی‌زنم. از بشره از صورت کتاب می‌گویم. تواش اگر که نمی‌توانی بخوانی. در روز رازهای آشکار. پس بر چشم‌ها و گوش‌ها و قلبت مهری نهاده‌اند. ای مقرب و محفوظ. نگه داشته شده در شباب و از آسیب. که سورت خوانان. به ناهنگام پیر می‌شوند …. ...
  • گزارش تخلف

اما دل بستن به خیال آینده و آرمانخواهی خود را از زمانه، از زمان، از حال دزدیدن است

پیشگویی و گذشته گشایی که کشک است. گذشته گذشته و رفته است و آن که می‌آید هیچش به بابا، به گذشته، به دیروز نمی‌برد. می‌ماند حال. حال هم که بر همه گان می‌گذرد. کسی با گفت من به باغ «حال» نمی‌آید. باید در حال بوده باشی. تاریخ روزهای رفته بر تو را که نباید کتاب تاریخ بازگو کند. باز کن تا بر تن ات، بر من ات چه رفته است. کتابی هست که هنوز و تا همیشه بر پوست نقر می‌شود تا جنم ات را بخواباند. ...
  • گزارش تخلف

تربیت کودکان بر اساس جنسیت جنایت است

گروهی از طرفداران حقوق و آزادی زنان در دانشگاه پرینستون، پانزده مجموعه کتاب برای کودکان و صد و چهل و چهار کتاب آموزشی برگزیده در مدارس را طی یکسال تحلیل کردند. بررسی آنها نشان می‌دهد که پسربچه‌ها قهرمان ۸۸۱ قصه، اما دختربچه‌ها فقط قهرمان ۳۴۴ قصه هستند. پسربچه‌ها در اردو روی درخت‌ها کلبه می‌سازند، به اکتشاف در غارها می‌پردازند، به پدرهای شان کمک می‌کنند ولی دختر بچه‌ها لبخند می‌زنند، با عروسک‌ها و پیشی‌ها بازی می‌کنند و نان قندی می‌پزند. طرفداران حقوق و آزادی زنان در این مقاله نوشته‌اند: از همان دوره‌ی آمادگی به بعد، بچه‌ها یاد می‌گیرند که پسرها فرمانده هستند و دختر‌ها فرمانبر. در ۱۴۴ کتاب آموزشی برای سالهای اول دبستان مادر‌ها همه در آشپزخانه هستند حال آنکه در واقعیت امر چهل درصد مادرهای آمریکایی در کارخانه یا اداره کار می‌کنند …اگر فرزند دختر دارید// النا جانینی بلوتی// ترجمه‌ی محمد جعفر پوینده// نشر نی// ص ۱۲۸ … ...
  • گزارش تخلف