اندر امیدواری... اندر امیدواری... ۲۰:۲۲ ۱۳۹۶/۰۳/۰۸ علیرضا نوری برای نشان دادن این میل و قصد به سمت ویرانیها و ویرانهها، معتادها، مرگ و اضمحلال و زوال، آدابمدانی و زبان میرود برای او زبان، مکان است. مکانی که به تمام این مفاهیم برای بودن و شدن امکان میدهد. مکانیت برای او اهمیت زیادی دارد، چنانکه زمان را هم در تمام شکلهایش با تجلیهای مکانی نشان میدهد. در انتزاعیترین لحظات او زبان را مکانی برای تمام چیزهایی میبیند که زیست و زندگی امروز ما را انباشتهاند. زبان فارسی سرزمین و مکانیست که برای ویرانی در هر گامش مستعدتر شده است. این توجه به مکان تجلیهای گونهگونی در کار علیرضا نوری دارد. نزدیکترین و مشهودترین تجلیاش توجه او به مکان زیستش است: همدان. گویی او میخواهد بار دیگر سرزمینش را در کلمات بر پا کند. دو سوزن در شانههام. ... اندر امیدواری... ۱۸:۵۵ ۱۳۹۶/۰۳/۰۸ رها شدن بر دلنشینی امواج این نتها به عصر Camel – Rajaz ( 08:15, 7.6 MB ) دانلود و مشاهده در تلگرام اندر امیدواری... ۱۰:۵۸ ۱۳۹۶/۰۳/۰۸ پنجاهودو پرسش فلسفی و منطقی برای کودکان سالهای پایانی دبستان ترجمهی احمد علیپور 4_551006645803548703.pdf ( 1.7 MB ) دانلود و مشاهده در تلگرام اندر امیدواری... ۰۷:۱۷ ۱۳۹۶/۰۳/۰۸ شخصیت فرد، سرنوشت او را رقم میزند. محمود سریع القلم. (سایت دیدگاه نو) _. اگر رفتار چین و کره شمالی را در صحنه بینالمللی مقایسه کنید، خواهید دید که اولی ضمن اینکه دومین کشور هزینه کننده نظامی است ولی با تولید، کار، زحمت، فکر و همکاری، در پی قدرت است. دومی با ادبیات و عملکرد نظامی، در پی اثبات خود است. اولی تبلیغ میکند که ما برای ۱,۳ میلیارد نفر به دنبال معاش معقول هستیم. دومی اصرار دارد راحت پذیرفته شود. اولی با قدرت نرم، خود را نشان میدهد و تصویر خود را با قدرت سخت شکل نمیدهد. دومی ظاهرا با قدرت نرم آشنا نیست و با سختافزار میخواهد به رسمیت شناخته شود. اولی ۳۵ سال زحمت کشید تا به قدرت دوم اقتصادی جهان مبدل شود. دومی با ابزار نظامی و کلاهک هستهای در پی کسب احترام است. ... اندر امیدواری... ۰۰:۵۳ ۱۳۹۶/۰۳/۰۸ پایان شب اندر امیدواری... ۰۰:۵۳ ۱۳۹۶/۰۳/۰۸ صدا: غالیه بن علی …. واای من! Mahan Farzad (owrsi.com) – Sortileges ( 03:19, 3.0 MB ) دانلود و مشاهده در تلگرام اندر امیدواری... ۲۲:۳۲ ۱۳۹۶/۰۳/۰۷ مرا به تختت ببند. میخواهم ترکت کنم … اندر امیدواری... ۰۹:۴۷ ۱۳۹۶/۰۳/۰۷ تقصیر من نیست شیب تخت به سمت توست.. | وبلاگ چخوف منو ندیدی؟ اندر امیدواری... ۰۰:۱۳ ۱۳۹۶/۰۳/۰۷ پایان شب اندر امیدواری... ۰۰:۱۳ ۱۳۹۶/۰۳/۰۷ Bach. Sonate No.۱ in G minor BWV ۱۰۰۱ - I Adagio Mark Lubotsky – Sonate No.1 in G minor BWV 100 ( 04:55, 7.3 MB ) دانلود و مشاهده در تلگرام اندر امیدواری... ۲۰:۵۳ ۱۳۹۶/۰۳/۰۶ نیما یادداشتی دارد با عنوان «دورههای فهم ۱» در این یادداشت مینویسد: دورهی فهم دو دورهی متمایز است دوری که از روی دلالات میفهمیم … اما دورهی بعدی ما با تن خود و جان خود و عروق خود به معانی آن میچسبیم. تحشیه:. این دو دستگیای که در حرف نیما میبینید در بیشتر فرهنگها به شکلی وجود دارد. حتا در کار و بار بیشتر اهل فکر و هنر هم هست مثل هایدگر، ویتگنشتاین اما ما در حوزهی کلانتر آن را پی میگیریم. در سنتهای فکری و فرهنگی: «] در سنت فرهنگ غرب، غالبا نظر بر این بوده است که [شعر ابژهاش را در تملک دارد بی آنکه آن را بشناسد در حالیکه فلسفه ابژهاش را میشناسد بی آنکه آن را داشته باشد. بنابراین، در فرهنگ غربی کلمه به دو پارهی مجزا تقسیم شده؛ از یکسو کلمهای که ناآگاه است، از آسمان نازل شده و ابژهی دانایی را با بازنمایی آن در قالبی به تملک خویش درآورد. و از سوی دیگر، کلمهای که از خوداگاهی و جدیت برخوردار است ولی ابژهاش را در تملک خود ندارد چون نمیداند چطور آن را بازنمایی کند» -۱. اما باید به یاد بیاوریم که شرح دیگری هم در همین فلسفهی غرب از این دوشقگی وجود دارد کاملن خلاف شرح بالا: کییرکگارد با پذیرش شناخت ابژکتیو و شناخت سوبژکتیو این دو تکه و دو شقه بودن شناخت را در ساحت کلمه ... اندر امیدواری... ۱۹:۱۲ ۱۳۹۶/۰۳/۰۶ «نانام» را ندیدهام خردک گپی داشتهام با او. اما این شعرش سالهاست با من است:. گلو رگهایی دارد همریشه با طناب. بعضیها از درون خفه میشوند. اندر امیدواری... ۱۷:۵۵ ۱۳۹۶/۰۳/۰۶ وقتی کسی نوشته بود:.. گمت کردهام. مثل کسی که تنها تکهی تریاکش را پای بساط. اندر امیدواری... ۱۲:۲۰ ۱۳۹۶/۰۳/۰۶ آیزایا برلین توصیفی روشن از شاعر میدهد: آنا آخماتووا متانتی غریب داشت. آرامشی در رفتارش بود سیمای نسبتا جدی او از ماتمی عظیم خبر میداد … برای من شعر خواند. قطعاتی از «شعری بدون قهرمان» که قرار بود واپسین یادبود شاعر باشد … سپس شعرخوانی را قطع کرد و برایم از اردوگاهها حرف زد. از صف طویل زنانی که روزها، شبها و هفتهها به انتظار خبری از شوهر یا پسر یا برادر یا پدر میماندند. یا آنکه منتظر دریافت مجوز برای ارسال غذا و نامه به اردوگاهها. اما نه خبری بود و نه نامهای. روزهایی که شبح مرگ همه جا حس میشد و شکنجه و کشتار میلیونها انسان بیگناه کاری هرروزه بود …. از ماندلشتام که پرسیدم اشک در چشمهایش حلقه زد …. اما آخماتووا از عواقب دیدار با آیزیا برلین در امان نماند. ژدانف، وزیر فرهنگ استالین، او را «منحط» نامید و شخصا او را از اتحادیه نویسندگان اخراج کرد که به معنای محرومیت بیشتر و گرسنگی بیشتر بود و حبس بیشتر برای پسرش لف گومیلیف به همراه آورد. ... اندر امیدواری... ۰۱:۰۷ ۱۳۹۶/۰۳/۰۶ کمی خودمانیتر. ای کاش در روزگار کلاسیکها میزیستم یا حداقل در عصر پر شور روشنگری اندر امیدواری... ۲۱:۲۳ ۱۳۹۶/۰۳/۰۵ تا به اینجا در این خرده یادداشتها کمکی با نظر نیما راجعبه انسان آشنا شدهایم اکنون کمی واضحتر میشود حرف. نیما در یادداشت «زندگی و انسان عالی» مینویسد: «جسم زنده هر اندازه که تربیت گرفته باشد سلیقهی یافتن او عالیتر و تمیزتر و مشخصتر و برگزیدهتر میشود.» این صفتهای معطوف شده به هم قصد این را دارند تا نیت نیما را آشکار کنند اما هنوز حرف مبهم است. نیما در گام بعدی اما حرف را به سمت دیگری میبرد: «همه شاعراند اما به نسبت، شاعر واقعی انسانی در درجهی عالی زنده است» این زندهای که مسند جمله شده است کمی راهگشاست. اگر تنها مینوشت شاعر واقعی انسانی در درجهی عالی است یا انسانی عالی است. بازمیگشتیم به همان ابهام. زنده بودن پا را بر زمین سفت میکند که نوشته است «من بر آن عاشقم که رونده است» رونده اینجا مجاز از زنده است. حتا در جملهی اول نگفت انسان نوشت جسم زنده، این مادهگرایی و واقعیتگرایی نیماست. کد و نشانهایست که فهم صفت «عالی» را برایمان راحتتر میکند. نکتهی مهم اما این است که این نخستین بار است که نیما در یادداشتهایش-حداقل اینطور که به دست ما رسیده- مقدمهی عالی بودن انسان را ذکر میکند. ... اندر امیدواری... ۱۳:۳۷ ۱۳۹۶/۰۳/۰۵ یک تمثیل:. معلمی وارد کلاس میشود و میگوید: چیزهایی در هوا هست که حرکت میکنند دانشآموزان چه فهمی از این جمله دارند؟. اگر معلم دینی این جمله را بگوید، دانشآموزان فرشتهها را بهخاطر میآورند. اگر معلم فیزیک این جمله را بگوید، دانشآموزان چیزها را امواج میفهمند. اگر معلم شیمی این جمله را بگوید، دانشآموزان چیزها را مولکولهای در هوا تصور میکنند. ما همیشه چیزها را بر اساس چیزی میفهمیم. بر اساس موقعیت، گوینده، وضعیت و … بنابراین فهم ما درگیر وضعیتهاست. ثبات ندارد و هیچ چیز هم معنای ثابتی ندارد. جهان را باید در ابهامش فهم کرد. ... اندر امیدواری... ۲۳:۰۱ ۱۳۹۶/۰۳/۰۴ بعد از مدتها فرصت شد «دیدن» بیژن الهی را تمام خواندم. یکجورهایی به کلمات و آوایشان شیفتگی دارد و دانایی عجیبی دارد در فارسی. فارسی که میگویم لزومن زبان نیست بلکه جهان فارسی است. من دیدن را یک جاهایی واقعن با کمک فرهنگ لغت خواندم. بعضی شعرها را به کمک عزیزی خواندم که نکتهیابیهاش اساسی بود و در خواندن چارهگر. به نام کتاب که دیدن است و نوع دیدنی که بیژن میخواهد در فارسی به معنای کلیاش باب کند اندیشیدم اما با همهی این سویههای فکری که از قضا بسیار هم مهم هستند در این روزگار آبکی نویسی شعر بیژن، شعری نیست که گزین من باشد. شعریست که انتظارات مرا از شعر برآورده نمیکند. در اول قدم کمرنگ بودن خیال به نفع کلمات و ساخت و پاخت اواییشان شعرها را تهی از شعر کرده است. ما در نیما هم کمرنگ بودن خیال را داریم اما آنجا نیما فرم و شکل را به جای خیال میگذارد و عاقبت هم جواب میگیرد اما در کار الهی آنچه که برداشته میشود با آنچه که به جایش گذاشته میشود برابر نیستند. من اگر دنبال سابقه برای این نوع نوشتن بگردم میگویم الهی در سنت خاقانی است. ... اندر امیدواری... ۲۱:۳۴ ۱۳۹۶/۰۳/۰۴ دوستانی که فایلشان مشکل دارد این هم اصل فایلی که من بارش گذاشتم اندر امیدواری... ۲۱:۳۳ ۱۳۹۶/۰۳/۰۴ … مرورگر شما از ویدیو پشتیبانی نمیکند. Video file ( 05:45, 3.4 MB ) دانلود و مشاهده در تلگرام ‹ 63 64 65 66 67 68 69 ›
اندر امیدواری... ۲۰:۲۲ ۱۳۹۶/۰۳/۰۸ علیرضا نوری برای نشان دادن این میل و قصد به سمت ویرانیها و ویرانهها، معتادها، مرگ و اضمحلال و زوال، آدابمدانی و زبان میرود برای او زبان، مکان است. مکانی که به تمام این مفاهیم برای بودن و شدن امکان میدهد. مکانیت برای او اهمیت زیادی دارد، چنانکه زمان را هم در تمام شکلهایش با تجلیهای مکانی نشان میدهد. در انتزاعیترین لحظات او زبان را مکانی برای تمام چیزهایی میبیند که زیست و زندگی امروز ما را انباشتهاند. زبان فارسی سرزمین و مکانیست که برای ویرانی در هر گامش مستعدتر شده است. این توجه به مکان تجلیهای گونهگونی در کار علیرضا نوری دارد. نزدیکترین و مشهودترین تجلیاش توجه او به مکان زیستش است: همدان. گویی او میخواهد بار دیگر سرزمینش را در کلمات بر پا کند. دو سوزن در شانههام. ...
اندر امیدواری... ۱۸:۵۵ ۱۳۹۶/۰۳/۰۸ رها شدن بر دلنشینی امواج این نتها به عصر Camel – Rajaz ( 08:15, 7.6 MB ) دانلود و مشاهده در تلگرام
اندر امیدواری... ۱۰:۵۸ ۱۳۹۶/۰۳/۰۸ پنجاهودو پرسش فلسفی و منطقی برای کودکان سالهای پایانی دبستان ترجمهی احمد علیپور 4_551006645803548703.pdf ( 1.7 MB ) دانلود و مشاهده در تلگرام
اندر امیدواری... ۰۷:۱۷ ۱۳۹۶/۰۳/۰۸ شخصیت فرد، سرنوشت او را رقم میزند. محمود سریع القلم. (سایت دیدگاه نو) _. اگر رفتار چین و کره شمالی را در صحنه بینالمللی مقایسه کنید، خواهید دید که اولی ضمن اینکه دومین کشور هزینه کننده نظامی است ولی با تولید، کار، زحمت، فکر و همکاری، در پی قدرت است. دومی با ادبیات و عملکرد نظامی، در پی اثبات خود است. اولی تبلیغ میکند که ما برای ۱,۳ میلیارد نفر به دنبال معاش معقول هستیم. دومی اصرار دارد راحت پذیرفته شود. اولی با قدرت نرم، خود را نشان میدهد و تصویر خود را با قدرت سخت شکل نمیدهد. دومی ظاهرا با قدرت نرم آشنا نیست و با سختافزار میخواهد به رسمیت شناخته شود. اولی ۳۵ سال زحمت کشید تا به قدرت دوم اقتصادی جهان مبدل شود. دومی با ابزار نظامی و کلاهک هستهای در پی کسب احترام است. ...
اندر امیدواری... ۰۰:۵۳ ۱۳۹۶/۰۳/۰۸ صدا: غالیه بن علی …. واای من! Mahan Farzad (owrsi.com) – Sortileges ( 03:19, 3.0 MB ) دانلود و مشاهده در تلگرام
اندر امیدواری... ۰۰:۱۳ ۱۳۹۶/۰۳/۰۷ Bach. Sonate No.۱ in G minor BWV ۱۰۰۱ - I Adagio Mark Lubotsky – Sonate No.1 in G minor BWV 100 ( 04:55, 7.3 MB ) دانلود و مشاهده در تلگرام
اندر امیدواری... ۲۰:۵۳ ۱۳۹۶/۰۳/۰۶ نیما یادداشتی دارد با عنوان «دورههای فهم ۱» در این یادداشت مینویسد: دورهی فهم دو دورهی متمایز است دوری که از روی دلالات میفهمیم … اما دورهی بعدی ما با تن خود و جان خود و عروق خود به معانی آن میچسبیم. تحشیه:. این دو دستگیای که در حرف نیما میبینید در بیشتر فرهنگها به شکلی وجود دارد. حتا در کار و بار بیشتر اهل فکر و هنر هم هست مثل هایدگر، ویتگنشتاین اما ما در حوزهی کلانتر آن را پی میگیریم. در سنتهای فکری و فرهنگی: «] در سنت فرهنگ غرب، غالبا نظر بر این بوده است که [شعر ابژهاش را در تملک دارد بی آنکه آن را بشناسد در حالیکه فلسفه ابژهاش را میشناسد بی آنکه آن را داشته باشد. بنابراین، در فرهنگ غربی کلمه به دو پارهی مجزا تقسیم شده؛ از یکسو کلمهای که ناآگاه است، از آسمان نازل شده و ابژهی دانایی را با بازنمایی آن در قالبی به تملک خویش درآورد. و از سوی دیگر، کلمهای که از خوداگاهی و جدیت برخوردار است ولی ابژهاش را در تملک خود ندارد چون نمیداند چطور آن را بازنمایی کند» -۱. اما باید به یاد بیاوریم که شرح دیگری هم در همین فلسفهی غرب از این دوشقگی وجود دارد کاملن خلاف شرح بالا: کییرکگارد با پذیرش شناخت ابژکتیو و شناخت سوبژکتیو این دو تکه و دو شقه بودن شناخت را در ساحت کلمه ...
اندر امیدواری... ۱۹:۱۲ ۱۳۹۶/۰۳/۰۶ «نانام» را ندیدهام خردک گپی داشتهام با او. اما این شعرش سالهاست با من است:. گلو رگهایی دارد همریشه با طناب. بعضیها از درون خفه میشوند.
اندر امیدواری... ۱۷:۵۵ ۱۳۹۶/۰۳/۰۶ وقتی کسی نوشته بود:.. گمت کردهام. مثل کسی که تنها تکهی تریاکش را پای بساط.
اندر امیدواری... ۱۲:۲۰ ۱۳۹۶/۰۳/۰۶ آیزایا برلین توصیفی روشن از شاعر میدهد: آنا آخماتووا متانتی غریب داشت. آرامشی در رفتارش بود سیمای نسبتا جدی او از ماتمی عظیم خبر میداد … برای من شعر خواند. قطعاتی از «شعری بدون قهرمان» که قرار بود واپسین یادبود شاعر باشد … سپس شعرخوانی را قطع کرد و برایم از اردوگاهها حرف زد. از صف طویل زنانی که روزها، شبها و هفتهها به انتظار خبری از شوهر یا پسر یا برادر یا پدر میماندند. یا آنکه منتظر دریافت مجوز برای ارسال غذا و نامه به اردوگاهها. اما نه خبری بود و نه نامهای. روزهایی که شبح مرگ همه جا حس میشد و شکنجه و کشتار میلیونها انسان بیگناه کاری هرروزه بود …. از ماندلشتام که پرسیدم اشک در چشمهایش حلقه زد …. اما آخماتووا از عواقب دیدار با آیزیا برلین در امان نماند. ژدانف، وزیر فرهنگ استالین، او را «منحط» نامید و شخصا او را از اتحادیه نویسندگان اخراج کرد که به معنای محرومیت بیشتر و گرسنگی بیشتر بود و حبس بیشتر برای پسرش لف گومیلیف به همراه آورد. ...
اندر امیدواری... ۰۱:۰۷ ۱۳۹۶/۰۳/۰۶ کمی خودمانیتر. ای کاش در روزگار کلاسیکها میزیستم یا حداقل در عصر پر شور روشنگری
اندر امیدواری... ۲۱:۲۳ ۱۳۹۶/۰۳/۰۵ تا به اینجا در این خرده یادداشتها کمکی با نظر نیما راجعبه انسان آشنا شدهایم اکنون کمی واضحتر میشود حرف. نیما در یادداشت «زندگی و انسان عالی» مینویسد: «جسم زنده هر اندازه که تربیت گرفته باشد سلیقهی یافتن او عالیتر و تمیزتر و مشخصتر و برگزیدهتر میشود.» این صفتهای معطوف شده به هم قصد این را دارند تا نیت نیما را آشکار کنند اما هنوز حرف مبهم است. نیما در گام بعدی اما حرف را به سمت دیگری میبرد: «همه شاعراند اما به نسبت، شاعر واقعی انسانی در درجهی عالی زنده است» این زندهای که مسند جمله شده است کمی راهگشاست. اگر تنها مینوشت شاعر واقعی انسانی در درجهی عالی است یا انسانی عالی است. بازمیگشتیم به همان ابهام. زنده بودن پا را بر زمین سفت میکند که نوشته است «من بر آن عاشقم که رونده است» رونده اینجا مجاز از زنده است. حتا در جملهی اول نگفت انسان نوشت جسم زنده، این مادهگرایی و واقعیتگرایی نیماست. کد و نشانهایست که فهم صفت «عالی» را برایمان راحتتر میکند. نکتهی مهم اما این است که این نخستین بار است که نیما در یادداشتهایش-حداقل اینطور که به دست ما رسیده- مقدمهی عالی بودن انسان را ذکر میکند. ...
اندر امیدواری... ۱۳:۳۷ ۱۳۹۶/۰۳/۰۵ یک تمثیل:. معلمی وارد کلاس میشود و میگوید: چیزهایی در هوا هست که حرکت میکنند دانشآموزان چه فهمی از این جمله دارند؟. اگر معلم دینی این جمله را بگوید، دانشآموزان فرشتهها را بهخاطر میآورند. اگر معلم فیزیک این جمله را بگوید، دانشآموزان چیزها را امواج میفهمند. اگر معلم شیمی این جمله را بگوید، دانشآموزان چیزها را مولکولهای در هوا تصور میکنند. ما همیشه چیزها را بر اساس چیزی میفهمیم. بر اساس موقعیت، گوینده، وضعیت و … بنابراین فهم ما درگیر وضعیتهاست. ثبات ندارد و هیچ چیز هم معنای ثابتی ندارد. جهان را باید در ابهامش فهم کرد. ...
اندر امیدواری... ۲۳:۰۱ ۱۳۹۶/۰۳/۰۴ بعد از مدتها فرصت شد «دیدن» بیژن الهی را تمام خواندم. یکجورهایی به کلمات و آوایشان شیفتگی دارد و دانایی عجیبی دارد در فارسی. فارسی که میگویم لزومن زبان نیست بلکه جهان فارسی است. من دیدن را یک جاهایی واقعن با کمک فرهنگ لغت خواندم. بعضی شعرها را به کمک عزیزی خواندم که نکتهیابیهاش اساسی بود و در خواندن چارهگر. به نام کتاب که دیدن است و نوع دیدنی که بیژن میخواهد در فارسی به معنای کلیاش باب کند اندیشیدم اما با همهی این سویههای فکری که از قضا بسیار هم مهم هستند در این روزگار آبکی نویسی شعر بیژن، شعری نیست که گزین من باشد. شعریست که انتظارات مرا از شعر برآورده نمیکند. در اول قدم کمرنگ بودن خیال به نفع کلمات و ساخت و پاخت اواییشان شعرها را تهی از شعر کرده است. ما در نیما هم کمرنگ بودن خیال را داریم اما آنجا نیما فرم و شکل را به جای خیال میگذارد و عاقبت هم جواب میگیرد اما در کار الهی آنچه که برداشته میشود با آنچه که به جایش گذاشته میشود برابر نیستند. من اگر دنبال سابقه برای این نوع نوشتن بگردم میگویم الهی در سنت خاقانی است. ...
اندر امیدواری... ۲۱:۳۳ ۱۳۹۶/۰۳/۰۴ … مرورگر شما از ویدیو پشتیبانی نمیکند. Video file ( 05:45, 3.4 MB ) دانلود و مشاهده در تلگرام