نیما در یادداشت زندگی و عمل/ تزکیه از اهمیت زندگی و عمل مردمان عادی و مردمان عالی که هنر است حرف می‌زند و زندگی را منجلاب و هنر را

در این یادداشت می‌نویسد: نمودن انچه هست بنا بر همان‌جور که عموم می‌بینند وظیفه‌ی حرف‌های عادی و نقل و شکایات مردم با هم است. بلکه هنر باید آن را تمیزتر و مؤثرتر با پرده‌دری‌هایی که دارد به پیش چشم بگذارد". تحشیه: آنچه مشهود است در نظر نیما اکثریتی وجود دارند که بود و وجودشان در مقابل آن اقلیتی که نیما انها را عالی می‌داند ارزش خاصی ندارد یا به طور کلی با هم برابر و هم‌ارز نیستند. از طرفی تناقضی هست که زندگی فضیلت و امری عام است و شامل همه می‌شود، اگر نه که تعریف زندگی همان است که از زندگی انسان‌های عالی برمی‌آید و تناقض دیگر این است که اگر زندگی خود ارزش و فضیلت است پس چطور منجلاب می‌شود و هنر در مقام ناجی به میان می‌آید؟. نکته‌ی بعدی در این یادداشت این است که نیما معتقد است تمام انسان‌ها باید تلاش کنند از زندگی درک انسان‌های عالی را داشته باشند. در این فهم می‌شود نشانه‌هایی از تجانس مفهومی با تکامل دینی و اخلاقی را هم دید … ...
  • گزارش تخلف

نیما در یادداشت «زندگی و معنویت» می‌نویسد: زندگی محتاج به معنویت است] دارد [

انسان پس از برآورده ساختن احتیاجات مادی خود، باز زندگی می‌کند. قمار، موسیقی، شعر، نقاشی، شراب‌خواری، مخدرات با زن‌ها همه انواع پیوستگی به آن زندگی است. تحشیه:. به دلیل عدم بلاغت و صراحت در متن به ضرس‌قاطع نمی‌شود گفت که نیما آنچه را برمی‌شمارد از خواص و لوازم معنویت می‌داند یا نه، اما از وجنات و سیاق جمله چنین برمی‌آید که برای او معنویت معنای دیگری دارد نسبت به آنچه در فرهنگ از این واژه بیان می‌شود. معنویت او بیشتر رخ فرهنگی و آزاداندیشی دارد با چاشنی‌های عیش. البته می‌شود پرسید که شراب‌خواری و مخدرات را چطور می‌شود هم‌ارز و هم‌سان شعر و نقاشی و موسیقی گذاشت در این عالم معنویت؟. مسلمن عوالم دیگری هستند که با نظام‌های منطقی خود چنین چیزهایی را معنویت که نمی‌دانند هیچ، بلکه آنها را فساد و انحراف و گمراهی می‌دانند. علی‌الخصوص با تکیه‌ی نیما بر روی انسان‌های عالی و آرا عالی می‌شود چنین پرسید که: آیا انسان‌های عالی در کنار زندگی مادی و پرداختن به شعر و موسیقی و نقاشی در حال مصرف مخدرات و مسکرات و مشغول با زن‌ها هستند؟ و این که خود آن زندگی مادی اگر شامل این‌ها نیست پس دقیقن چیست؟. ...
  • گزارش تخلف

نیما در یادداشت رای و آزادی و مالکیت از تقابل آرا اکثریت و آرا عالی اقلیت حرف می‌زند و درون این تقابل از انسان ایده‌آلی حرف می‌زند

کسی که آزادی خواه است و می‌گوید: کسی که اسیر نفس خود است نمی‌تواند از این افراد باشد. در تعریف حریت می‌نویسد:. «شخص حر مقامی دارد. باید اسیر نفس هم نباشد. حافظ حدود و حقوق همه باشد.». نیما به تمایز کلمات و معانی‌شان دقت نمی‌کند که هر جهانی اصطلاحات و عبارات خودش را دارد. حریت ربط چندانی به واژه‌ی آزادی ندارد که از آن آزادی‌خواهی ساخته می‌شود. حریت بیشتر به وارستگی نفسانی اشاره می‌کند که مفهومی‌ست در جهان الهیاتی-عرفانی آزادی اما در این کارکردش مفهومی نو، مدرن و سیاسی و اجتماعی است. ...
  • گزارش تخلف

✅✅ هرمنوتیک ۲۴ میلیون رأی به حسن روحانی.. 📝محمد مجتهد شبستری. 🔹۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۶

در ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۶ در ایران، یک حادثه سیاسی شگفتی‌­آور اتفاق افتاد. حسن روحانی، علی‌رغم همه کوشش‌های سازمان‌یافته و غیرمجاز بسیاری از مراکز قدرت رسمی علیه وی و تبلیغات سراسری بسیار گسترده­‌ای که صداوسیما بر ضد او انجام داد، با ۲۴ میلیون رأی در انتخابات پیروز شد و بار دیگر بر مسند ریاست جمهوری نشست …اگر با نگاه پدیدارشناسانه این حادثه سیاسی بسیار مهم را در بستر تاریخی آن نگاه کنیم، از آن چه می‌فهمیم؟. با این نگاه چند «نه» گفتن بزرگ و چند «آری» گفتن بزرگ دربرابر چشمان ما قرار می‌گیرد:. «نه» به تزویر و عوام‌فریبی و دروغ، «نه» به نظام صدقات و توزیع فقر، «نه» به اعدام و زندان و حصر، «نه» به قیمومیت فرد یا صنف خاص، «نه» به ابزار کردن مقدسات مردم و بالاخره، «نه» به اقتدارگرایی ایدئولوژیک … «آری» به عقلانیت سیاسی و اقتصادی در مدیریت کشور، «آری» به حقوق بشر و آزادی مسئولانه هر انسان، «آری» به صادق بودن حاکمان با مردم، «آری» به آشتی با ملت‌ها و دولت‌های دیگر و همکاری فعالانه با جامعه جهانی و بالاخره، «آری» به حرکت به سوی دولت عقل!. ...
  • گزارش تخلف

تقابل تفکر روستایی و شهری در انتخابات.... تقابل تفکر روستایی و شهری

وقتی از شعر شهری و روستایی حرف زدم. پیش‌ آوردن حرفی، نظری بود نه به صرف حرف و نظر که انضمامی کردن‌اش با شعر، که من اهل حرف و نظر صرف نیستم …. پیش کشیدن امروز بود، پیش کشیدن این حرف‌ها که سرنوشت ما تا به امروز به‌دست دو نوع نگاه و به صورت اختلاطی پیش آمده آن‌هم بر اساس شور و هیجان اول انقلاب حالا رسیده به اینجا که مشخص شده این‌ها یکی نیستند، بلکه راه‌شان جداست. یکی آن فکر روستایی که حد ابتذال‌اش خرافات و اوهام است و بالاترین سطح‌اش معنویت‌گرایی عرفانی و انفعال …. دیگری فکر شهری که دست هر معنویت متافیزیکی و ماورای‌یی را کوتاه کرده دست عقل را خواهان است و آرزومند. در این تفکر اگر معنویتی هست، معنویت انسان است و انسان بودن. تفکر شهری به حل مسائل با عقل می‌اندیشد، تفکر روستایی در عالی‌ترین سطح‌اش به شهودی بودن می‌رسد …. امروز اگر ما شکست بخوریم، شکست از جهل و خرافه خورده‌ایم، شکست از حرص و آز آن روستایی حریص شده، از آن روستایی نادیده شده، شکست از نبود آگاهی خورده‌ایم. یادتان باشد ما شکست از اخلاقی می‌خوریم که پا در کفش دین و ایمان دارد …. ...
  • گزارش تخلف

۱. چون روز عیان است که این چیزی که بر ما می‌رود از اساس در نزد من ذره‌ای اعتبار ندارد

هیولایی تاریک و کریه و همه زور است اما آیا پنجه‌ی در افتادن با این پرورده‌ی جهالت را دارم که دمش را بگیرم و براندازم؟ ندارم. پنجه‌ی من یکی شدن عزم است برای نه گفتن به این بساط اما نه عزمی هست و نه یکی شدنی. خیلی وابستگان این بساط بی‌بساطی‌اند و‌ همین ما را صاحب دردناک‌ترین تجربه‌های تاریخ می‌کند. نور امیدی در دل، اندوه عظیمی در سینه و فشردن انگشتان در کف دست وقتی گره می‌شوند. چرا که ما خوالیگران ضحاکیم امروز از هر دو جوان، یکی را به مسلخ می‌فرستیم و‌یکی را می‌رهانیم. کمی تامل کنید چه دردناک سرنوشتی داشته این آشپز، در تجربه‌ای دوزخی هم رهاندن و امید هم مسلخ و طبخ تن آدمی. خوالیگران ضحاکیم امروز بو که روزی بر کوه‌ها و بام‌ها آتشان بینیم سرکش. کسانی می‌توانند راه دیگری بگویند راهی که اگر خیراعلی نیست به تمامی هم شر نیست. ...
  • گزارش تخلف

نخست بار سردار صالحی بود که مرا به گردش نام خدا در تاریخ برد و دیدم که چطور نام خدا می‌گردد و می‌چرخد و هر نام چگونه پا در زبان و

گردش نام خدا از ال و اله و الله، از یهوه تا حی و هو؛ سردار بین سویه‌ی گردش تاریخی معنا و اثرات گویندگان بر معنا اما لفظ و کالبد و درست‌تر آوا را گرفته است و از طریق آن می‌خواهد نشان دهد که آواها چگونه در اندرون خود پافشاری بر حفظ معنای دیرین دارند، همان معنای نخستین. یعنی اگر لفظی می‌گردد و کالبدش در هر زبان صیقلی می‌خورد و شکلی می‌گیرد، پیرو این شکل‌گردانی، معنیش نیز می‌گردد اما در نهایت آوا در دل خود چیزی پنهان را حمل می‌کند، چیزی فراموش شده را. آن معنا و چیز فراموش شده در آواهای مانده چیست؟ در ال چه بود که بر سر البرز و الوند مانده است؟. بر همین روال و روش اگر نگاه کنیم چه نسبتی هست بین خدای ترکان: تانری و تاری که بخش نخست نام مسجد دامغان است: تاریخانه به معنای خانه‌ی خدا. بنایی که در قرن دوم برپا شده است و در هیبتش جان ساسانی آشکار و هویداست. چگونه نام مسجدی که ساختار ساسانی دارد و برای اسلام عربی‌ست آوای نام خدای ترکان را در خود دارد و آن را بر خانه مقدم داشته است؟.۹۶/۲/۲۴. ...
  • گزارش تخلف

نهایة اقدام العقول عقال. و أکثر سعی العاملین ضلال

و أرواحنا فی وحشة من جسومنا و حاصل دنیانا أذی و وبال. و لم نستفد من بحثنا طول عمرنا سوی أن جمعنا فیه قیل و قالوا. ترجمه: نهایت قدم‌های عقل، پایبندی است و بیشتر سعی عمل کنندگان گمراهی و حیرت است. و از جسمان ماست که ارواحمان در وحشت و گرفتاری است و حاصل دنیامان جز گرفتاری و وبال نیست. و از بحث‌هایی که در طول عمرمان بود جز جمع قیل و قال چیز دیگری حاصل نشد.». ...
  • گزارش تخلف

ﻣﺮﻭﺭﻱ ﻛﻮﺗﺎﻫﻲ ﺑﺮ ﺳﻪ ﺷﻌﺮ اﺯ ﻓﺮﻳﺎﺩ ﻧﺎﺻﺮﻱ

ﺩﺭﺷﻌﺮ ﻣﻀﻂﺮ ﺑﺎﻓﺖ ﻣﻌﻨﺎﻳﻲ ﺭا ﻣﻲ ﺗﻮاﻥ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﻛﺮﺩ ﻛﻪ ﺑﻪ ﺿﺮﻭﺭﺕ ﺩﺭ ﺯﻧﺪﮔﻲ ﻫﺮ ﺭﻭﺯﻩ ﺩﭼﺎﺭ ﻫﺴﺘﻴﻢ اﻣﺎ ﻧﻮﻉ ﺑﻜﺎﺭﮔﻴﺮﻱ ﺯﺑﺎﻥ و ﻣﻮﺳﻴﻘﻲ ﺩﺭﻭﻧﻲ ﻛﻠﻤﻪ, ﻣﺨﺎﻃﺐ ﺭا ﺑﻪ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺧﻮاﻧﻲ ﺩﻋﻮﺕ ﻣﻲ ﻧﻤﺎﻳﺪ. ﺗﻮﺩﻩ ی ﮔﻮﺷﺖ ﻣﻨﺠﺮ ﺑﻪ ﻓﻀﺎﺳﺎﺯﻱ ﻏﻴﺮ ﻣﺘﻌﺎﺭﻑ و ﻣﻬﻤﺘﺮ اﺯ ﻫﻤﻪ ﺧﺎﺭﺝ اﺯ ﻧﺮﻡ ﺷﻜﻞ ﻫﺎﻱ ﺑﻴﺎﻧﻲ و ﺷﺒﻴﻪ ﺷﺪﻩ ی ﻣﺘﺪاﻭﻝ اﺳﺖ و ﻧﻘﻂﻪ ﻗﻮﺕ ﺭﻭﻳﻜﺮﺩ ﺯﺑﺎﻧﻲ ﺷﺎﻋﺮ ﺑﺎ اﻟﺘﻔﺎﺕ ﺑﻪ ﺑﻴﻨﺎﻣﺘﻨﻴﺖ ﺷﻜﻞ ﻣﻲ ﮔﻴﺮﺩ. اﻳﺠﺎﺩ ﺳﻨﻔﻮﻧﻲ ﺑﻴﻦ ﺩاﻝ ﻫﺎ و ﺩﺭ ﻫﻴﺒﺖ ﻣﺪﻟﻮﻟﻲ ﺧﻮﻳﺶ ﻣﺨﺎﻃﺐ ﺭا ﺑﻪ ﻣﺸﺎﺭﻛﺖ و ﻓﻬﻢ ﻧﺎﺷﻲ اﺯ ﺯﺑﺎﻥ ﻣﻲ ﺭﺳﺎﻧﺪ و ﻟﺬﺕ ﺧﻮاﻧﺶ ﺭا ﺩﺭ ﺑﺮ ﺩاﺭﺩ. ﺩﺭ ﺷﻌﺮ ﺩﻭﻡ:. ب ﻧﺸﺎﻧﻪ اﻱ اﺳﺖ ﻛﻪ ﺭﺳﻮﺥ ﻣﻲ ﻛﻨﺪ ﺩﺭ ﻣﻮﺗﻴﻒ ﻫﺎﻱ ﺯﺑﺎﻧﻲ و ﻣﻌﻨﺎ ﭘﺬﻳﺮ ﻣﺘﻦ. ﺗﻜﺮاﺭ ب ﺑﻮﻳﮋﻩ ﺑﺎ ﻋﻼﻳﻢ ﺧﻮﺩ ﮔﺰاﺭه ﻫﺎﻱ ﻫﺎﻱ ﻣﺤﻤﻠﻲ ﺭا ﺑﺪﻧﺒﺎﻝ ﺩاﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ اﻣﺎ ﺑﺎ ﺑﺮﺧﻮﺭﺩاﺭﻱ اﺯ ﺗﺼﺎﻭﻳﺮ و ﭘﻴﺸﻨﻬﺎﺩاﺕ ,ﻧﺴﻮﺝ ﺗﺠﺰﻳﻪ ﭘﺬﻳﺮﻱ ﺩاﺭﺩ. ﻣﺘﻦ ﺑﻪ ﻟﺤﺎﻅ ﻓﺮﻡ و ﺯﺑﺎﻥ ﻣﺎ ﺭا ﺩﺭ ﺑﻴﻨﺎﻣﺘﻨﻴﺘﻲ ﻗﺮاﺭ ﻣﻲ ﺩﻫﺪ ﻛﻪ ﺟﺰ ﻋﻼﻳﻖ و اﻟﺘﺬاﺫ اﺩﺑﻲ ﻣﺤﺴﻮﺏ ﻣﻲ ﮔﺮﺩﺩ. ب ﻋﻨﺼﺮﻱ ﻛﻪ ﺷﺎﻳﺪ ﺑﻪ ﺗﻨﻬﺎﻳﻲ ﻋﻴﻨﻴﺖ ﻧﺪاﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ اﻣﺎ ﻛﺎﺭﻛﺮﺩ ﺯﺑﺎﻥ اﻳﻦ ﻣﺮﺯ ﺭا ﭘﺸﺖ ﺳﺮ ﮔﺬاﺷﺘﻪ: ب ﻛﻪ ﻧﻴﺴﺖ ﺩﺭ ﺟﻤﻠﻪ ی ﺧﺪا ﺧﺮﻣﺸﻬﺮ ﺭا ﺁﺯاﺩ ﻛﺮﺩ. ب اﻱ ﻛﻪ ﺣﺮﻛﺖ اﺳﺖ و ﻣع اﻟﻔﺎﺭﻕ اﺯ ﺣﻀﻮﺭ و ﺳﻴﺎﻟﻴﺖ و ﻛﺎﺭﻛﺮﺩﺵ ﺫﻫﻦ ﻣﺨﺎﻃﺐ ﺭا ﺑﻪ ﻣﻮﺗﻴﻒ ﻫﺎﻱ ﮔﺴﺘﺮﺩﻩ اﻱ ﺗﻌﻴﻦ ﻣﻲ ﺑﺨﺸﺪ. ...
  • گزارش تخلف

از بودن نخست‌مان یک‌سال گذشت. حضور نخست آغاز خوبی بود. امسال پرتوان‌تر آمدیم

یکسال پر تلاش را پشت سر گذاشتیم. هنوز برای ما آغاز راه است. آغازی که نمی‌گذاریم برود. قصدمان این است همیشه در آغاز و نخست بمانیم. پیش‌رفتن و ریشه‌دواندن قرار نیست نخستینگی‌مان را کهنه کند. از تمام دوستانی که یار و کمک‌حال‌مان بودند سپاسگزاریم. قدردان تک‌تک‌شان هستیم. به‌خصوص مولفان و مترجمانی که کلمات‌شان را به ما سپردند. «حکمت‌کلمه» مایه و سرمایه‌ای اگر دارد دوستانش است. ...
  • گزارش تخلف